سمير عکاشه استاد فلسفه علم دانشگاه بريستول در انگلستان است و از سال 2003 در آنجا تدريس ميکند. عکاشه همچنين عضو فرهنگستان بريتانيا و رئيس انجمن فلسفه علم اروپا است. عکاشه بيش از يکصد مقاله درباره موضوعات گوناگون فلسفه علم و زيست شناسي تکاملي در ژورنال هاي معتبر منتشر کرده. موضوعات موردعلاقه او در فلسفه زيست شناسي پرسش هاي بنيادي و مفهومي مرتبط با نظريه تکامل، بهويژه مساله سطح انتخاب است که به انتشار کتاب «تکامل و سطح انتخاب» انجاميد که برنده جايزه لاکاتوش شد. بهطور کلي، ارتباط زيست شناسي و فلسفه به قدمت نظريه تکامل مي رسد. در کتاب حاضر نيز علاوه بر اشاراتي به تعامل ميان فلسفه و تکامل به ارتباط ميان فلسفه با ساير بخشهاي زيست شناسي از جمله ژنتيک و اکولوژي پرداخته ميشود. هيچ نظريهاي در تاريخ علم به اندازه نظريه تکامل با تمامي جنبههاي جامعه تعامل نداشته؛ بنابراين فلسفه بهعنوان فعاليتي که به تفکر درباره تمامي جنبههاي جهان ميپردازد از اين نظريه غافل نمانده است. از نظر عکاشه، ارتباط زيست شناسي و فلسفه، ارتباطي دوسويه بوده: از يکسو، فلسفه به ساختار زيست شناسي، ايضاح مفاهيم آن و مشخصکردن پيشفرضهاي متافيزيکي و غيرتجربي آن ميپردازد و از سوي ديگر زيست شناسي و خصوصا نظريه بنيادين آن يعني نظريه تکامل باعث ايجاد نحلههاي فکري جديدي در فلسفه شده و پرسشهاي فراواني براي فلاسفه خصوصا فيلسوفان اخلاق، علم، دين، علوم اجتماعي و معرفتشناسان ايجاد کرده است. گسترش توجه فلسفي به زيست شناسي در طول چند دهه گذشته نشاندهنده اهميت روزافزون علوم زيستي در دوران کنوني است. اکنون سمير عکاشه براي ما توضيح مي دهد که فلسفه زيست شناسي چيست و اينکه چرا زيست شناسي براي فلسفه و فلسفه براي زيست شناسي مهمند؟ و در انتها نقطهنظرات ساير انديشمندان در مورد مفهوم فلسفه زيست شناسي نادارويني را ارائه ميکند. اما فلسفه زيست شناسي مورد بحث در اين کتاب با سه نوع مبحث فلسفي متفاوت سروکار دارد. نخست، فلسفه زيست شناسي به گزاره هاي کلي در زمينه فلسفه علم ميپردازد. دوم، معماهاي مفهومي خود زيست شناسي، مورد تجزيه و تحليل فلسفي قرار ميگيرند. سوم، در بحث از پرسشهاي فلسفي سنتي، زيست شناسي هم جايگاه خود را يافته است. در انديشه سمير عکاشه، دو نوع اول از پژوهشهاي فلسفي، بهطور معمول در حوزه دانش زيست شناسي بحث و بررسي ميشوند، اما مورد سوم کمتر با زيست شناسي ارتباط رودررو دارد. او در بخشي از کتاب اينطور ميگويد: «فلسفه زيست شناسي را همچنين براساس حوزههاي نظريه هاي زيستشناختي مرتبط با آن ميتوان به زيرشاخههايي گروهبندي کرد. زيست شناسي طيف متنوعي از رشتههاي علمي، از علوم تاريخي مانند ديرينهشناسي تا علوم مهنــدسي مانـنـد زيــسـت فـنــاوري را دربرمي گيرد. در هر کدام از اين زمينهها، مسائل فلسفي مختلفي رخ مينمايند.» همچنين به عقيده بعضي از فيلسوفان زيست شناسي، همچون ورنر کلبو، تنها پژوهشهاي نوع اول و دوم را ميتوان فلسفه زيست شناسي به شمار آورد؛ زيرا نتايج آنها دوباره به خورد زيست شناسي ميرود. به گفته کلبو «همه پژوهشهاي فلسفي را که با الهام از يافتههاي زيست شناسي انجام ميشوند نبايد بيدرنگ ذيل فلسفه زيست شناسي جاي داد. به اين دليل که نتايج چنين پژوهش هايي ممکن است هيچ نقشي در بهبود شناخت ما از هيچکدام از مباحث زيستشناختي مرتبط با آن نداشته باشد.» کلام آخر اينکه، فلسفه دوستِ منتقدِ زيست شناسي است؛ دوستي که کمک ميکند روشنتر بينديشيد و ايرادهايتان را برطرف کنيد و در پايان احساس کنيد که قويتر شدهايد. اين کتاب به دليل زبان ساده و شفافش ميتواند براي علاقهمندان به فلسفه علم و پيامدهاي مفهومي نظريههاي زيست شناسي، و زيستشناساني که به مباني فلسفي رشته خود علاقه دارند، نقطه آغاز بيهمتايي باشد. نويسنده درباره هر کدام از مباحث اصلي فلسفه زيست شناسي فقط به اندازهاي ميگويد که اصطلاحا خواننده را «سوار قطار» کند. فلسفه زيست شناسي براي ديدن تصوير بزرگتر، پيامهاي زيست شناسي و جهانبيني تکاملي، و براي مطالعه انتقادي آثاري که در اين زمينه منتشر شده، ابزاري است که به آن نياز خواهيد داشت. سمير عکاشه در اين کتاب قابل فهم که زيبا و روشن نوشته شده، بعضي از موضوعات اصلي فلسفه زيست شناسي را مطرح ميکند. اين کتاب رابطه نزديک علم زيست شناسي و فلسفه زيست شناسي را آشکار ميکند و بنيان محکمي است براي کاوش در چارچوبهاي نظري جديد و اختلافنظرهايي که در اين رشته هيجانانگيز شکل ميگيرد. در اين کتاب جديد و خارقالعاده گزارشي مختصر و مفيد از يکي از زندهترين رشتهها در فلسفه معاصر ارائه ميشود. بنا بر باور فيليپ کيچر، اين کتاب بهترين سرآغاز براي هر کسي است که به تأملات فلسفي درباره علوم زيستي علاقه داشته باشد.
نام کتاب: فلسفه زيست شناسي
نويسنده: سمير عکاشه
مترجم: کاوه فيضاللهي
ناشر: نشر نو