يکي از برجستهترين مزاياي دادههاي علمي عيني بودن به معني جهانشمول بودن آنها است. عيني و جهانشمول بودن، بدين معني که در بيشتر موارد، دادههاي علمي صرفنظر از زمان، مکان و فرد يا افراد توليدکننده دادهها، معتبر و کاربردي هستند. در اين موجز تلاش ميشود تا تبييني عيني(objective) و نه ذهني(subjective)از چيستي و کارکرد مفهوم امنيت ارائه شود. روي سخن با متنفذين هسته سخت تصميمساز و تصميمگير در عرصههاي مديريت سياسي،قضائي، دفاعي و امنيتي است که عشق به ايران را موضوعي امنيتي نميدانند، ميباشد. به منظور حصول درکي کاربردي و قابل فهم، «مفهوم امنيت» در رابطه با انسانهاي زميني، ملموس و قابل فهم و نه روياهاي تاريخي و توهمات متافيزيکي، بطور کلي و مختصر در اين موجز تبيين خواهد شد. اظهارات، طرح ها و افعال بسياري در سطوح و عرصههاي گوناگون سياسي و مديريت کلان به اعتبار يا پشتوانه «موضوع امنيت» توسط برخي صاحبمنصبان توجيه ميشوند، اما بنابر پيامدهاي عيني در عرصه گوناگون اجتماعي و ملي، درک مفهوم امنيت توسط هسته تصميمساز و تصميمگير کلان، کاربردي و شفاف نيست. مفهوم امنيت متشکل از دو وجه روانشناختي و عيني ميباشد. وجه روانشناختي معطوف به برخي حالات رواني(ذهني) مثل اضطراب، ترس، نگراني، نااميدي و... است. وجه عيني(اجتماعي و مادي) معطوف به انواع دغدغههاي شهروندان در عرصه معيشتي، آموزشي، شغلي، آموزشي، اقتصادي، و... است. به دلايل متعدد و گوناگون تبيين مفصل وجوه روانشناختي و عيني امنيت فراتر از توان و مجال اين موجز ميباشد، بنابراين در اين موجز تبييني کلي و بسيار مختصر از مفهوم امنيت ارائه ميشود. امنيت از ريشه امن که معطوف به «پاسداري از شرايط زيست انسانها(شهروندان)» مد نظر اين موجز است، بنابراين امنيت به معني پاسداري از شرايط و امور اقتصادي، اجتماعي، بهداشتي و درماني، «روابط خارجه ملي» بدون تنش و سودمند و... است. به عنوان مثال، هنگامي که يک شهروند با کار و تلاش منطقي و قانوني ميتواند نيازهاي ابتدايي و منطقي خود را برآورده کند، گفته ميشود که اين شهروندان داراي امنيت زيست حداقلي است. يا اگر شهروندي بتواند به خدمات بهداشت و درمان مورد نياز دسترسي منطقي داشته باشد، گفته خواهد شد که اين شهروند داراي امنيت درماني است. يا اگر فرزندان ايران زمين به فرصت و امکانات آموزشي دسترسي داشته باشند گفته خواهد شد که دانشآموزان در سرتاسر ايران زمين امنيت آموزشي دارند. اگر نخبگان علمي، نظامي (شهداي هستهاي و دفاعي)، قضائي، سياسي و... از انواع خطرات و تهديدات داخلي و خارجي در امان باشند، آنگاه گفته خواهد شد که نخبگان داراي امنيت جاني هستند و... به عبارتي، امنيت به ساده و شفافترين بيان، يعني «پاسداري» از داشتهها، سازوکارها يا نهادهاي تهيه و تامين انواع نيازهاي يک فرد، گروه يا کشور ميباشد. اگر صادقانه بپذيريم که مديريت کلان (حکمراني) در جهان معاصر برخلاف قرون پيشين، تبلور اراده و خواست يک ملت است، آنگاه ميتوان ادعا کرد که تنها وظيفه حکومتها در جهان معاصر «استقرار امنيت به معني کاربردي آن يعني پاسداري از داشتهها، نهادها و سازوکارهاي تهيه و تامين انواع نيازها، اهداف، تمايلات و آرزوهاي ملي ميباشد». اگر تبيين کلي فوق از مفهوم امنيت را عقلاني و کاربردي تلقي کنيم، آنگاه، موجه است تا اين پرسش مطرح شود که با وجود انبوه و انواع چالشها درعرصههاي معيشت، روابط خارجه، بهداشتي و درماني، اشتغال، تجارت داخلي و خارجي، صنعتي، آموزش و پرورش، دانشگاهها، سلامت برخي نخبگان دفاعي و... که زيست اجتماعي بخش قابل توجه اي از شهروندان را به لبه زيست طبيعي نزديک کرده است، راهبردي امنيتي کلان از کدام داشته ها، سازوکارها يا نهادهاي ملي پاسداري ميکند؟ آيا با توجه به شرايط زيست بسيار دشوار شهروندان در عرصههاي گوناگون به ويژه معيشتي، خطا است اگر انتظار داشته باشيم که راهبردي کلان امنيتي بايد کاربردي و کارآمد شود؟ به گواه شواهد تاريخي و تجربي بيشمار به ويژه بعد از عصر روشنگري و پديدار شدن حکمراني به روش دموکراسي؛ «کم هزينه، کاربردي و پايدارترين راهبرد امنيتي، پاسداري از منافع ملي است». امنيت ملي بستر انواع امنيتها، به عنوان مثال، امنيت جناحي، قضائي، شغلي، معيشتي، آموزشي و... است، بنابراين هيچ گروه، جناح، صاحب منصب، نهاد يا صنفي نمي تواند وراي امنيت ملي، امنيتي پايدار و کم هزينه داشته باشد. به گواه شواهد فراوان از امور گوناگون اجتماعي، دفاعي، روابط خارجه، اقتصادي و... متوليان امنيت کلان نيازمند افقهاي کاربردي و شفاف در مورد «راهبرد امنيتي ملي» هستند.