چهار سال از رحلت آيتا... هاشمي رفسنجاني گذشت و امسال مراسم او همراه با غربت خاصي برگزار شد که البته شيوع بيماري کرونا را بايد از جمله دلايل محدوديت در برگزاري مراسم گوناگون خصوصا از سوي علاقهمندان به راه و روش و آرمانهاي اين شخصيت بزرگ و تاثيرگذار دانست، ولي روشن است که عدهاي در کمرنگي اين پرداختن اهتمام دارند و در اين راه تا سانسور نام و يادش پيش ميروند و جامعه را از دانستن ابعاد رفتاري و آيندهانديشانه او محروم ميسازند. اگر اينگونه برخوردها فقط مختص آثار آن بزرگمرد بود بايد موضوع را به حساب مظلوميتش ميگذاشتيم و افسوس خود را مختص ايشان ميدانستيم. ولي شوربختانه بايد اذعان کنيم که رسم ناخوشايند فراموشي استوانههاي جامعه چه آنان که در قيد حياتند و چه آنان که در ميان ما حضور ندارند به شيوهاي رسمي مبدل شده و بسياري از دستگاههاي مسئول در اين رابطه از وظايف محتوم خود شانه خالي ميکنند. اين روش مشوه و خسارتبار که آسيبهايش متوجه سرمايههاي اجتماعي کشور ميشود البته بسيار خطرناک است و جامعه را از اوزان و اوتاد خود خالي ميکند. هيچ جامعهاي بدون سرمايههاي علمي، فرهنگي، معنوي، سياسي و تاريخي خود توان بالندگي و حرکت و توسعه و پيشرفت ندارد و در برابر تهاجمهاي فرهنگي امکان مقاومت را از دست ميدهد. ايرانيان اگر طي هزاران سال هويت ملي خود را در سختترين شرايط تاريخي حفظ کردهاند و بهعنوان ملتي متمدن و صاحب سخن برقرار ماندهاند بهواسطه وجود اعاظمي چون فردوسي، مولانا، حافظ، سعدي، ابنسينا، سهروردي، خيام و دهها شخصيت تراز اول ديگر بوده است و اگر اينان نبودند يا ايرانيان قدرشان را نميدانستند هر آينه امروز از ايران و ايراني خبري نبود. اين تاسف عظيم ....
ادامه صفحه 2