آرمان ملي- اميد کاجيان: ارديبهشتماه سال 97 با وجود مخالفت دولت، پيامرسان تلگرام فيلتر شد؛ همان زمان کارشناسان هشدار دادند اين روش نه تنها موثر نخواهد بود، بلکه ضربه بزرگي به کسبوکارهاي تلگرامي وارد خواهد کرد. زمان زيادي لازم نبود تا انبوهي از فيلترشکنها وارد گوشيهاي مردم و بسياري از جوانان و حتي نوجوانان شود و اينبار زيانهاي استفاده از فيلترشکن نيز پديدار شد. در آستانه انتخابات رياستجمهوري 1400 زمزمههاي محدوديت و فيلترينگ فضاي مجازي اينبار از سوي برخي نمايندگان مجلس جوان و انقلابي به گوش ميرسد و موجي از نگرانيها را موجب شده است. پيش از پرداختن به ضررها و پيامدهاي منفي محدوديت بيشتر فضاي مجازي، بد نيست بدانيم از نظر ارتباطي و فني، شبکههاي اجتماعي با پيامرسانهاي آنلاين متفاوتاند و تلگرام، واتساپ و وايبر و نظاير آن بيشتر «پيامرسان» هستند؛ چنانچه فيسبوک پيامرسان نيست و در رده «شبکههاي اجتماعي» قرار ميگيرد. براي ورود به بحث اصلي لازم است درنگي داشته باشيم به استدلال جديد يکي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مجتبي رضاخواه نماينده تهران که گفته «بايد پهناي باند را براي شبکههاي اجتماعي خارجي (مانند اينستاگرام) محدود کنيم» از جمله براي تقويت و حمايت از شبکههاي اجتماعي داخلي!
تجربه فيلترينگ تلگرام که همراه بود با تبليغات پرحجم براي استفاده از پيامرسانهاي داخلي نشان داد اين روشها نه تغيير محسوسي در استفاده مردم از پيامرسانهاي آنلاين داخلي و نه شبکههاي اجتماعي مشابه ايجاد کرد؛ نه باعث کاهش کاربران تلگرام شد. اکنون بعد از گذشت 2 سال و 8 ماه از بستن تلگرام، جديدترين آمارها نشان ميدهد، ايرانيان با حدود 47ميليون کاربر همچنان بيشترين استفادهکنندگان از تلگرام (البته با فيلترشکن) هستند و نهتنها به سوي پيامرسانهاي داخليها نرفتند بلکه همين تعداد کاربر، پيامرسان خارجي واتساپ را نيز به فهرست پراستفادهترين نرمافزارهاي موبايلي خود افزودهاند؛ تجربهاي که در ماجراي کوچ بزرگ از وايبر به تلگرام تکرار شده بود!
راه حمايت از پيامرسانها و شبکههاي اجتماعي داخلي، بستن و محدود کردن پهناي باند و اعمال روشهاي بينتيجه قبلي نيست؛ اگر مردم به نرمافزارهاي داخلي اقبال چنداني ندارند، دلايل کاملا مشخص و بعضا موجهي دارند که لازم است نمايندگانشان در مجلس بيش از بقيه به آن توجه کنند. در همين زمينه نماينده ديگري استدلال کرده، بازبودن اينستاگرام درحاليکه تلگرام بسته است، کاملا اشتباه است! البته طرح فيلترينگ اينستاگرام در ابتداي شروع به کار مجلس يازدهم، در اول تيرماه امسال در زمان حضور محمدجواد آذري جهرمي وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات در مجلس براي دادن گزارش عملکرد و برنامههاي آينده اين وزارتخانه به نمايندگان نيز با شدت بيشتري مطرح شده بود.
همان زمان برخي از نمايندگان در صحن مجلس با فريادهاي بلند که «نيمي از ترافيک کشور را به اينستاگرام دادهايد» و «اينستاگرام قتلگاه اعتقادات جوانان ما شده است» و ... بهشدت به وزير توپيدند که چرا مخالف چنين محدوديتها و بستن شبکههاي اجتماعي است. يک روز بعد (دوم تيرماه)، «حسن نوروزي» نماينده رباطکريم در مجلس با اشاره به احتمال فيلتر اينستاگرام توسط مجلس يازدهم به برنا گفته بود: «خدا کند اين اتفاق بيفتد. فضاي باز اينستاگرام و تلگرام تهديد براي جوانان است و اين براي نظام شکنندگي دارد. کميسيون حقوقي شکل گيرد بهجد دنبال فيلتر اينستاگرام خواهيم بود.»
وزير ارتباطات همان روزِ حضور در مجلس، پس از مطرح شدن انتقادهاي شديد و تخريبي عليه خود و وزارتخانه متبوعش از سوي نمايندگان، در بحث اينستاگرام گفت: دليل انحصار و توجه مردم به اين شبکه اجتماعي، فيلتر شدن ديگر شبکههاي اجتماعي و پيامرسان بوده است. اينستاگرام با سياستهاي ما به قطب تبديل شده چون پلتفرمهاي ديگر را بستهايم. اگر اينستاگرام صفحه سردار دلهاي ما را ميبندد طبيعي است آنها دولت تروريستي هستند و تروريستهايي در کت و شلوارند؛ در اين موضوع شکي نداريم، اما اگر سردار ما را در بغداد به شهادت رساندند ما بغداد را خالي ميکنيم؟ آيا عرصه رسانه بينالمللي و حضور جريانساز مورد تاکيد رهبري را نبايد ببينيم؟ کسي موافق بيديني نيست اما شما به عنوان نماينده با مخاطبتان چطور ارتباط برقرار ميکنيد؟
بيتوجهي به پيامدهاي اقدامات گذشته
ارزيابي ميزان قوت و بنيان استدلالهاي موافقان محدوديت و بستن شبکههاي اجتماعي را به مخاطبان ميسپاريم، فقط اينکه به نظر ميرسد صاحبان اين استدلالها نه تنها توجهي به تجربه شکستخورده بستن تلگرام نداشته، بلکه از پيامدها و زيانهاي بستن اينستاگرام حداقل از منظر معيشت و کسبوکار مردم نيز بيتوجهاند. در شرايط دشوار تحريم و کرونا، شمار بالايي از کسبوکارهاي خانگي و غيرخانگي در بستر اينستاگرام و واتساپ انجام ميشود و هرگونه محدوديت در اين دو ابزار ضربه ديگري بر معيشت مردم عادي و اقتصاد کشور است. اگرچه آمار دقيقي از تعداد کاربران «اقتصادي و معيشتي» اينستاگرام و واتساپ در دست نيست اما برآوردها نشان ميدهد هزاران خانواده از اين راه کسب درآمد دارند و در اين وانفساي مشکلات اقتصادي، حداقلي از درآمد را کسب ميکنند. از نمايندگاني که با شعار بهبود معيشت و اقتصاد وارد خانه ملت شدند، انتظار ميرود به جاي طرح مباحث اضطرابزا و خطاي «آزمودن آزموده»، به فکر طرحها و لوايح کارگشا باشند. از سوي ديگر ماجراي کرونا و مصائبش نشان داد رشد و گسترش زيرساختهاي ارتباطي و پهناي باند اينترنتي تا چه اندازه در شرايط محدوديت و قرنطينه کارگشا بوده است؛ همين افرادي که مدام بر بستن و محدود کردن شبکه اينترنت کشور اصرار دارند، از عدم دسترسي همه مردم به ابزار ناگزير وب در شرايط کنوني گلايهمنداند.
اگر نبود پايمردي دولت يازدهم و دوازدهم در جهت رشد کمي و کيفي اينترنت، اکنون ميليونها دانشآموز و دانشجو نميتوانستند در فضاي خانه، به آموزشهاي آنلاين دسترسي داشته باشند و مصيبت کرونا دامنگير اين وجه از زندگي مردم هم شده بود؛ چنانچه شهريورماه امسال رئيسجمهوري در نشستي با مديران ارشد رسانهها، يکي از دستاوردهاي بزرگ دولت تدبير و اميد را «33 برابر شدن توانمندي کشور در استفاده از شبکه اينترنت» بيان کرد که همه ميدانيم حاصل 7 سال و نيم تلاش و سياستگذاري درست، با وجود همه مخالفتها و سنگاندازيها بوده است.
استفاده نادرست معدود افراد و کاربران شبکههاي اجتماعي و پيامرسانهاي آنلاين، مجوزي منطقي براي قطع يا محدوديت کلي و پاک کردن صورتمساله نيست؛ نگاهي گذرا به فضاي مجازي حاکي از حجم بسيار بزرگي از کاربري سودمند، هدفمند، مفيد و کارگشا در زمينههاي اقتصادي، اطلاعرساني، ارتباطي و حتي روانشناختي است و هرگز نبايد آن را به بهانه برخي مضرات و سوءاستفادهها محدود کرد.
جامعه آماري ميليوني کشور که بهدرستي از فضاي مجازي و اينترنت در جهت کسبوکار، دولت الکترونيک و خدمات از راه دور، ارتباطات خانوادگي، کاهش رفتوآمد، آموزش رسمي و غيررسمي و صدها استفاده مفيد ديگر ميکنند، نبايد قرباني معدود کاربراني شوند که در هر جامعهاي وجود دارند.
فراموش نکنيم در سه دهه اخير حداقل دو تجربه ناموفق در زمينه وسايل ارتباطي داشتهايم که درسآموز است؛ يکي ويدئو و ديگري ماهواره؛ برخورد سختافزاري و تنبيهي در اين دو نمونه چنان نتيجه عکس داد که اکنون پس از سالها، هيچکس حاضر به دفاع از آن روشها و تدابير بيفايده و هزينهزا نيست. تجربه ويدئو، ماهواره، فيسبوک، توئيتر و اين آخري، تلگرام را تکرار نکنيم و از آن درس بگيريم؛ بدون اينکه بر شدت استرس و نارضايتي کاربران کنوني اينترنت بيفزاييم.