آرمان ملي- حميد شجاعي: بسياري بر اين عقيدهاند که در انتخابات 1400 اگر شرايط براي حضور همه جريانات سياسي فراهم شود ميتواند آوردگاهي براي رقابتي تمامعيار باشد و اصلاحطلبان و اصولگرايان با تمامي امکانات خود وارد انتخابات خواهند شد. البته همه اينها به وجه دومي نيز بستگي دارد که مشارکت حداکثري مردم است و بايد در اين 5ماهه باقيمانده تا انتخابات رضايتمندي آنها حاصل گردد. با اين حال اصولگرايان درصدد برنامهريزي و چينش کانديداهاي خود براي تصاحب کرسي رياستجمهوري هستند. محمدرضا باهنر دبيرکل جامعه اسلامي مهندسان ميگويد:«پنج شش نفر کانديداي بالقوه رياستجمهوري داريم اما بهطور جدي قاليباف و رئيسي مطرح هستند. خود من يک ماه پيش با رئيسي صحبت کردم و ايشان به صورت جدي گفتند که من نميآيم.»
اصولگرايان در پي فتح پاستور
گرچه اين روزها بيش از هر مسالهاي پيرامون انتخابات بحث ضرورت مشارکت حداکثري و چگونگي اقناع افکار عمومي و ترغيب آنها براي حضور پاي صندوقهاي راي مطرح است اما اصولگرايان نشان دادهاند که به پيروزي در مشارکت حداقلي بيش از احتمال شکست در مشارکت حداکثري معتقدند. چنانکه بارها اين گفته ساليان گذشته حميد رسايي فعال سياسي اصولگرا مطرح شده که «مشارکت وقتي بالا ميرود، خروجي صندوق از دست ما خارج ميشود. مشارکت اگر بالا برود از صندوق چيزي درميآيد که ما نميخواهيم؛ پس بايد تلاش کنيم مشارکت پايين باشد. مشارکت که پايين باشد ما برنده هستيم.» البته اين رويکرد به رويه اصولگرايان در مقاطع انتخاباتي گوناگون تبديل شده و نمونه آخر و دقيق آن را در انتخابات مجلس يازدهم در دوم اسفند 98 مشاهده کرديم که اصولگرايان در مشارکتي حداقلي توانستند کرسيهاي بهارستان را از آن خود کنند. از همين رو است که گفته ميشود اصولگرايان خوش دارند انتخابات 1400 نيز مانند 98 برگزار شود. هر چند آنها نيز با وجود شعارهاي پرطمطراق و دهانپرکن مبني بر حل مشکلات اقتصادي و معيشتي مردم با گذشت 7 ماه هنوز نتوانستهاند به مرزهاي شعارهاي خود نزديک شوند و با نوعي بحران دستاورد روبهرو شدهاند. با اين حال مجموع اين مسائل باعث نشده که اصولگرايان به بهارستان قانع شده باشند و دست از پاستور بکشند، بلکه آنها درصدد حضوري قدرتمند در انتخابات رياستجمهوري هستند و از هماکنون نيز فوجي از اشخاص که خود را در قامت کانديداي رياستجمهوري ميبينند به صف شدهاند تا در صورت اجماع و ائتلاف نمايندگي اصولگرايان در انتخابات پيش رو را بپذيرند. البته آنطور که برخي چهرههاي اصولگرا ميگويند حضور افرادي چون قاليباف رئيس مجلس و حتي سعيد جليلي نسبت به سايرين محتملتر به نظر ميرسد. هر چند نبايد از ذهن دور بداريم که اصولگرايان نيمنگاهي نيز به کانديداتوري نظاميان دارند. بايد ديد در 5ماهه باقيمانده تا انتخابات چه تحولاتي در جريان اصولگرا معطوف به انتخابات 1400 رخ خواهد داد.
5،6 کانديداي بالقوه داريم
يک فعال سياسي اصولگرا درخصوص ارزيابي عملکرد هفتماهه مجلس يازدهم اظهار داشت: متاسفانه بسياري از نامزدهاي نمايندگي مجلس نميدانند وظيفه نماينده مجلس چيست و اختيارات نماينده چيست و روز اول بسيار سرحال هستند و بعد از چند ماه ميبينند، مجلس نميتواند بهتنهايي معجزه کند و بايد سيستم و امکاناتي وجود داشته باشد و بايد عوامل محيطي هماهنگ باشند تا بتوان کاري را پيش برد. برنا نوشت، محمدرضا باهنر گفت: اگر بنا باشد که اختلاف مجلس با دولت، آنقدر عميق باشد که لايحه دولت را نپذيرند باز هم دولت بايد لايحه بدهد که کار سختي است. حکمراني بهسادگي اداره يک مجموعه کوچک نيست و پيچيدگيهاي فراواني دارد. وي افزود: به عقيده خود من، ساحت مجلس به گونهاي است که بايد تعدادي سردار سياسي در مجلس باشند. دبيرکل جامعه اسلامي مهندسان ادامه داد: ساختارها کمي اشکال دارد و نمايندگان مقصر نيستند. ما ناچاريم اگر زماني قانون اساسي اصلاح شد مجلس را در دو نقطه اداره کنيم و کشور ما حتما بايد دومجلسي باشد. ما در همين مجلس پنج شش نفر کانديداي بالقوه رياستجمهوري داريم که موضوع بسيار بدي است. بيرون از مجلس هم که کانديدا الي ماشاءا... داريم. يکي از اشکالات اين مجلس، سايهاندازي انتخابات 1400 بر آن است که موجب ناکارآمدي شده است. دبيرکل جبهه پيروان خط امام و رهبري در خصوص کانديداهاي اصولگرايان و برنامه آنها براي وحدت بيان کرد: ما به هر انتخاباتي که نزديک ميشويم تازه بايد دور هم بنشينيم و وحدت کنيم؛ 80 درصد از انرژي ما صرف وحدت داخلي ميشود و براي رقابت با رقيب، فقط 20 درصد از انرژي ما ميماند و به اين اشکال وارد است. اشکال اساسي اين است که ما چند حزب مقتدر نداريم و اختلافات در هر دوره وجود دارد. هميشه وحدت دروني تشکيلات يکي از مهمترين مشکلات ماست. باهنر اظهار کرد: در ارتباط با کانديداها شايعه زياد است اما بهطور جدي قاليباف و رئيسي مطرح هستند. خود من يک ماه پيش با رئيسي صحبت کردم و ايشان بهصورت جدي گفتند که من نميآيم. ولي عوامل محيطي درباره حضور او تعيينکننده هستند. اين فعال سياسي اصولگرا درخصوص مباحث پيرامون کانديداي نظامي بيان داشت: من اين بحثها را انحرافي ميدانم. کانديداي روحاني، کانديداي نظامي و کانديداي غيرنظامي يعني چه؟! ما يک نفر را ميخواهيم که توانمند باشد و سه چيز را از او ميخواهيم، من شاخص مديريت را در سه بٌعد ميبينم علم، تجربه و هنر. وي تصريح کرد: اينکه امام فرمودهاند نظاميان وارد سياست نشوند به اين معنا نيست که نظاميان رئيسجمهور نشوند و رياستجمهوري صرفا سياسي نيست. ما بايد به دنبال شخصي کارآمد باشيم و در رقابتي جدي، رئيسجمهور شود نه اينکه دور و بر همه را پاک کنم تا يک کانديدا موفق شود.