بستن
کد خبر: ۱۰۰۵۶۴۸

انشا و منِ فردیت‌یافته تعریف نشده

انشا و منِ فردیت‌یافته
 تعریف نشده
دکتر نعمت‌ا... فاضلی جامعه‌شناس

من انشا را نزديک‌ترين جا به وجود خودمان مي‌دانم. نزديک‌ترين نقطه‌اي که فرديت، حس و خلاقيت ما امکان بروز و ظهور پيدا مي‌کند. انشا را جايي مي‌دانم که مي‌انديشم و معناي عيني پيدا مي‌کنم. انشا را انسان مکتوب مي‌دانم، نه انسان شفاهي. متني که بودن ايراني را در لحظه اکنون عينيت مي‌بخشد. حتي اگر آن انشا را در مقاله علمي در رشته خاص نوشته باشند. چنين چيزي را خيلي نادر مي‌بينم. اگر از استادان دانشگاه بخواهيد يک صفحه خلاقه بنويسند، بسياري توانايي آن را ندارند. چون آن‌ها اصولا نمي‌دانند انشا چيست. به همين دليل مي‌گويم انشا سرکوب شده است. انشا در جامعه‌اي امکان ظهور و بروز پيدا مي‌کند که «من»، از حداقل آزادي و مشروعيت برخوردار باشد. در نظام آموزشي ما به نوعي دستگاه ايدئولوژي که ارزش‌هاي ايدئولوژي‌گرايي و سياسي را به رسميت مي‌شناسد، «منِ فرديت‌يافته» تعريف نشده است. به همين دليل انشاهاي بچه‌ها تمرين انشانوشتن نيست؛ تمرين تقليد و رونويسي از ايدئولوژي، آموزه‌ها و روايت‌هاي از پيش‌آماده‌شده‌اي مي‌کنند که قرار است آن‌ها را حفظ و تمرين کنند و قرار است به آن‌ها القا شود. طبيعي است در چنين سيستمي اگر کسي بخواهد واقعا انشا بنويسد، درواقع نوعي کنش مقاومت انجام مي‌دهد. (ماهنامه انشا و نويسندگي شماره 102)

معلمان زيادي هستند که خلاف جهت وضع موجود حرکت مي‌کنند و تلاش دارند که انشا را از زير بار فشارهاي ايدئولوژيک نظام آموزشي نجات دهند و با همه محدوديت‌ها دست بچه‌ها را بگيرند و يک قدم جلو ببرند. منِ فردي دانش‌آموزان را به رسميت مي‌شناسند و تمام تلاش‌شان پرورش اين «من» است. همچنين اين قبيل معلمان مراقبت مي‌کنند تا انشا و نگارش را از زير سايه املا و دستور و آرايه‌هاي ادبي، معني شعر و تست‌ دور نگه‌دارند و البته کار سختي است وقتي اولياي بچه‌ها، مدرسه، کنکور و رقابت سهمگين آن از معلم چيز ديگري يعني همان دوپينگ تست و نمره را مي‌خواهد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی