يک روانشناس با بيان اينکه نوع فرزندپروري والدين دانشآموزاني که تقلب ميکنند بايد بررسي شود، اظهار کرد: در واقع ميتوان گفت دانشآموزاني که تقلب ميکنند هدفي در زندگي ندارند، چراکه هدفمندي نوعي کنترل دروني ايجاد ميکند و باعث ميشود در چنين شرايطي که امتحانات به صور آنلاين برگزار ميشود خود دانش آموزان بدون وجود کنترل بيروني از تقلب کردن خودداري کنند. شبنم طلوعي با اشاره به فرزندپروري نادرست والديني که فرزندانشان تقلب ميکنند، گفت: اگر دانش آموزي در شرايط فعلي امتحانات آنلاين و بدون حضور کنترل بيروني _ناظر امتحاني_ تقلب ميکند نشان دهنده اين است که والين نتوانستهاند در فرزند پروري کنترل دروني را به فرزند خود آموزش دهند چراکه اگر کنترل دروني به درستي شکل گيرد دانش آموز ولو در امتحانات مجازي و آنلاين بر کار خود نظارت دارد. اين روانشناس افزود: آموزشهاي فرزندپروري که از جمله آنها کنترل دروني است بايد از سوي والدين به فرزندان در سنين کودکي تا 18 و بعضا 21 سالگي منتقل شود تا بتوان از بروز چنين رفتارهايي جلوگيري کرد. از سوي ديگر اگر والدين فرزندپروري درستي را داشتهاند اما فرزندان همچنان کنترل دروني ندارند بايد دانش آموزان از لحاظ روانشناختي بررسي شوند تا علت چنين رفتارهايي مشخص شود.
قانون آموزشي «منطقه تقريبي»
وي به قانوني آموزشي به نام «منطقه تقريبي» اشاره کرد که در آن به دانشآموزي که پس از مطالعه کامل دروس براي حل برخي مسائل کمک ميشود تا به پاسخ و راهحل مناسب برسد اشاره کرد و ادامه داد: در چنين تکنيکي به دانش آموزي که مطالب درسي را به طور کامل مطالعه کرده کمک ميشود (براي مثال خواندن صورت مساله به طور دقيق) تا او بتواند به پاسخ صحيح برسد و از اين طريق مطلب در ذهن دانش آموز به درستي ثبت ميشود اما تقلب کردن را نميتوان در زمره چنين تکنيکي قرار داد چراکه در تقلب دانش آموز بدون مطالعه دروس قصد دريافت نمره کامل و رسيدن به مطالب را دارد، بنابراين به طور کلي تقلب کردن زير سوال ميرود. به گفته طلوعي هدفمندي را ميتوان در تمام سنين به افراد آموزش داد. با آموزش هدفمندي و کنترل دروني به دانش آموزان و فرزند پروري به والدين ميتوان دوري از تقلب کردن را به دانش آموزان آموخت.چه بسا بسياري از والدين هدف ندارند و اينگونه بيهدفي را به فرزندان خود نيز منتقل کردهاند.
امتحان؛ انتهاي يادگيري نيست
اين روانشناس همچنين اين را هم گفت که والدين بايد توجه داشته باشند که امتحان انتهاي فرآيند يادگيري نيست بلکه در امتداد يادگيري است. امتحان براي سنجش و نه مچ گيري از دانش آموزان انجام ميشود. از سوي ديگر امتحان به خودي خود براي برخي دانش آموزان استرسزا است و اکنون به دليل شرايط مجازي استرسي مضاعفي به آنها منتقل ميشود از اين رو لازم است والدين در برقراري محيط آرام و مناسب در خانه تلاش کنند تا فرزندان به دليل حجم بالاي استرس و اضطراب خود به تقلب روي نياورند. وي در ادامه به همراهي برخي والدين در تقلب کردن بچهها اشاره و تصريح کرد: با چنين اقدامي اساس آن خانواده زير سوال ميرود چراکه ناخواسته در حال نوجواني هستند که در آينده به شخصيت ضد اجتماعي تبديل خواهد شد.به گفته طلوعي والديني که از تقب فرزند خود ناراضي هستند بايد از طريق شيوه تنبيهي صحيح که در اصول فرزند پروري آموزش داده ميشود رفتار درست را در فرزند خود به ثبات برسانند.
والدين کمالگرا؛ سبب تقلب فرزندشان
اين روانشناس همچنين اين را هم گفت که برخي والدين کمالگرا به دليل توقع کسب نمره 20 از فرزند خود ناخواسته منجر به تقلب دانشآموز ميشوند چراکه فرزند ناچارا مجبور است براي جلب نظر والدين و غلبه بر استرس و اضطراب کسب نمره 20 تقلب کند. بنابراين توصيه ميشود والدين بر روي کسب نمره 20 تاکيد نداشته باشند. طلوعي در انتها تصريح کرد: از جمله تبعات بزرگ تقلب کردن، نگراني از سطح سواد جامعه است. تقلب کردن در امتحانات آنلاين فعلي ميتواند سطح سواد دانش آموزان اکنون که مسئولين فرداي کشور هستند را تهديد کند. بنابراين لازم است به اين پديده به عنوان يک آسيب اجتماعي نگاه کرد.