سلام و درود خدمت شما خواننده محترم!
از داخل تاکسي با شما صحبت ميکنم. حالتوت چطوره؟
اين روزها که بحث شيرين پارازيت و بيعوارض بودنش مطرح شده و من به عنوان يک راننده تاکسي اينترنتي شغلم با اينترنت گره خورده، خواستم يک خاطره قديمي و شايد تکراري را براتون بيان کنم.
يادش بخير، 10 سال پيش چقدر دنياي اينترنت برامون متفاوت بود.
اون موقعها که تازه اينترنت دايالآپ اومده بود، ما بايد هر روز هلک و هلک با دمپايي لاانگشتي و شلوار آبي سهخط، ميرفتيم بقالي سر کوچهمون تا اشتراک اينترنت بخريم.
اما اين کل ماجرا نبود، اصل ماجرا تازه اون جايي شروع ميشد که ميخواستيم وارد اينترنت بشيم که خدا براي هيچکس اين سطح از بيآبروييرو نياره. رفيق گلم يعني ميخوام بگم سيستم ارتباط گرفتن در اين حد داغون بود که وقتي تصميم ميگرفتي وارد اينترنت بشي، مودم يکجوري صدا ميکرد که انگار مخلوطکنِ روشن، افتاده روي زمين و داره خودش رو به در و ديوار ميکوبه و البته گاهي هم يک چيزي تو گلوش انگاري گير ميکرد که نفسش ميگرفت و به سکسکه ميافتاد و همه محله ميفهميدن که پسر خانوم حيدري الان تو دنياي وب داره ولگردي ميکنه.
حال تو اون لحظه کار من چي بود با دنياي نت؟ اينکه برم تو ياهومسنجر و به دوستم که متين 28 از اصفهان بود بگم شب ساعت يازده وصل بشه تا با هم چت کنيم و دوباره همين پروسه شب تکرار ميشد.
خلاصه که اين روزها شما با نوازش يک آيکوون راحت و پرسرعت اونم بدون درد و خونريزي وارد اين فضا ميشين. حالا اون موقعها پارازيت ماهواره بود الان پارازيت اينترنت و چون حال همه ما خوبه و خوشحاليم پس با توجه به قضيه تالس و کمک گرفتن از فرمولها نتيجه ميگيريم دو خط موازي هيچوقت همديگررو قطع نميکنن مگر در سياهچاله که اون هم با ما تفاوت زماني دارد و توضيحش در اين مقول نميگنجد پس نتيجه ميگيريم که پارازيت ضرري ندارد. دوست عزيز تا کشف و اثبات و خاطرهاي ديگر خدا نگهدار.