آرمانملي-محمدميلاد عبداللهي: صحبتهاي اخير وزير صمت در خصوص موضوع قيمتگذاري فولاد، سروصداي بسياري در پي داشت و خيلي از سهامداران و فعالان بازار سرمايه، علت اصلي افت و صف فروش شدن نمادهاي فولادي را همين مساله دانستند. اين در حالي است که کارشناسان بارها تاکيد کردهاند هر صحبت و تصميمي از سوي مسئولان ميتواند بر روند حساس بازار سهام اثرگذار باشد. از طرفي خيلي از معاملهگران بر اين باورند بهتر است مسئولان از دخالتهاي خود را بازار سرمايه بکاهند و اجازه دهند بازار مسير طبيعي خود را طي کند. در همين خصوص «آرمانملي» گفتوگويي را با بهروز خدارحمي، کارشناس ارشد اقتصاد و استاد دانشگاه تربيت مدرس، انجام داده که در ادامه ميخوانيد.
همانطور که ديديم، صحبتهاي اخير وزير صمت در خصوص فولاد، واکنشهاي بسياري را ميان سهامداران و فعالان اقتصادي در پي داشت و بسياري از نمادهاي فولادي بازار صف فروش شدند، تحليل شما از اين مهم چيست؟
ابتدا لازم است بگويم اتفاق اصلي که در گذشته افتاد آن بود که با توجه به شرايط حاکم بر اقتصاد کشور، ما به اين نتيجه رسيديم، وزن، سهم و انتظاري که به بازار سهام ميدهيم بايد متفاوت با قبل باشد. بهعنوان مثال بتوانيم کسريهاي بودجه را جبران کنيم و سهم تامين مالي از بازار سرمايه نسبت به ساير بازارها همچون ارز به چند برابر تبديل شود و خلاصه آنکه قسمت اعظمي از مردم سرمايهگذار بازار سهام شوند. از طرفي زماني که دولت به اين نتيجه رسيد که سهام عدالت قابل معامله شود، به معني آن بود که به تعداد سهامداران اضافه و اين 50 ميليون سهامدار جديد، يعني کمتر خانوادهاي را ميتوان ديد که حداقل يک نفر از آنها در بازار سهام حضور نداشته باشد. با اين وجود به نظر ميرسد که بخشي از نهادها و وزارتخانهها هنوز معني ضمني و پيشنيازهاي اين اقدام را متوجه نشدند که بازار سرمايه بازاري نيست که تنها وزارت اقتصاد و سازمان بورس درگير آن و باقي نهادها بيتفاوت باشند. بايد متذکر شوم شرايط بازار سهام در مقطع فعلي همانند گذشته نيست و لازم است نمايندگان مجلس يا مسئولان نسبت به هر تصميمي، اثرات آن را بر جريان معاملات بسنجند. از سوي ديگر اتفاقي که در چند روز اخير شاهد آن هستيم از همين جنس است و متاسفانه تصور وزير صمت به اشتباه بر آن است که ما در کشور دو بخش داريم، يک قسمت توليدکنندگان فولاد و بخش ديگر فعالان بازار سرمايه؛ غافل از اينکه اين دو يکي هستند و نميشود بدون توجه به ديگري قانوني را وضع کرد. اين دقيقا مشابه زماني است که ما تصور ميکرديم بورس و بانک رقيب هستند و بايد با بالا رفتن هر کدام، نهاد مقابل افت کند، در صورتي که امروز کلي بانک داريم که سهامشان در بورس معامله ميشود و اين به معناي درهمتنيدگي آنهاست. به علاوه صرف نظر از اشتباه وزير صمت که ناشي از بياطلاعي بود، بايد بگوييم رونق بازار سرمايه به طور حتم رونق نهادها و شرکتها را به دنبال دارد و در واقع سخنان ايشان خارج از انتظار بود و اين در حالي است که پيش از انتخابشان بهعنوان وزير، تاکيد کردند بنا بر آن است که رانتها برداشته خواهد شد. افزون بر آن همه جاي دنيا بورسهاي کالايي و اوراق بهادار محملي هستند براي کشف قيمت درستتر؛ به طور حتم ما اگر دنبال آن هستيم که رانت از بين بروند، بايد بهاي بيشتري به بازار سهام بدهيم و نبايد اجازه قيمتگذاري خارج از آن را صادر کنيم. مستحضريد که در مقطع فعلي قيمتها در بورس لحظهاي است و ساير بازارها از آن رنج ميبرند. به عنوان مثال اگر کسي ميخواهد ملک، خودرو يا هر محصولي را بخرد، با ابهام قيمت واقعي آن مواجه ميشود. اين يعني تنها بازار نظامندي که نظارت دارد بازار سرمايه است و صحبت در مخالفت با آن بسيار تعجببرانگيز است. از سوي ديگر ما در گذشته تجربه کردهايم که نرخهاي دستوري و رانتي مشکلساز بوده است و منفعت آن به مردم يا استفادهکننده نهايي نرسيد.
خيلي از سهامداران بر اين باورند دخالتها در بازار سرمايه زياد شده و بهتر است برخي از مسئولان اجازه دهند بازار مسير اصلي و طبيعي خود را طي کند، نظر شما در اينباره چيست؟
واقعيت ماجرا همين است، يعني مسئولان و تصميمگيران ما نميدانند که بازار سرمايه، بازار حساس به اخبار، مصاحبهها، بخشنامهها و جهتگيريهاست. بنابراين کوچکترين حرف يا تصميمي ميتواند جريان بازار را دستخوش تغيير کند، بهعنوان مثال از صحبت درباره يک موضوع کلان همچون بودجه و مسائل مربوط به آن گرفته تا سادهترين موضوعات، اثرات مثبت و منفي را به بازار سرمايه تحميل ميکند. به نظر ميآيد اين شوريدگي کماکان در ميان برخي مسئولان وجود دارد و متاسفانه روزانه دهها خبر منتشر ميشود، بدون آنکه فرد مصاحبهگر حتي فکر کند، اثر حرف او برصنايع و جريان بازار چيست. اين در حالي است که دماسنج بازارهاي مالي با حسگرهاي قوي تحت تاثير تکتک جملات قرار ميگيرد و آن بخش را جريمه ميکند. به واقع بازار سهام نهادي است که تخصصيترين بخش سرمايهگذاري کشور را مديريت ميکند و لازم است بخشي از تصميمات از کانال مشخص و مرتبط اعمال شود و يا حداقل ارزيابي صورت گيرد که تاثير آنها بر بازار سهام چيست تا ريسک بازار افزايش نيابد.
به زعم شما، با توجه به وضعيت نامناسب صندوق پالايش، آيا مردم بار ديگر به اين قبيل واگذاريها و طرحهاي دولتي اعتماد خواهند کرد؟
لازم است بگويم در شش ماه گذشته استقبال نسبت به طرحهاي دولتي بسيار بيشتر از امروز بوده است. به عبارت دقيقتر در آن زمان اگر از سهامداران پرسيده ميشد که چرا سهم مشخصي را ميخرند، دليل آنها حمايت دولت از آن سهام بود که ميتواند فرصت سرمايهگذاري به آنها بدهد. اما متاسفانه اين مهم امروز برعکس شده است و به دليل اتفاقاتي که افتاد، اعتماد قابل توجهي از سهام دولتي سلب شد و خريداران نسبت سهامي که نهادهاي دولتي براي آن برنامه دارند با احتياط بيشتري رفتار ميکنند. بنابراين اگر ميخواهيم سهم جدي به بازار سرمايه در اقتصاد بدهيم نياز است در ابتدا بستر آن را فراهم کنيم.