ادامه از صفحه يک
به نظر ميرسد يکي از خواستهاي هيات اعزامي عراق به ايران، خويشتنداري ايران است، چون شرايط حساسي است. عراق پيوندهايي با ما دارد که نميتواند بهراحتي از اين پيوندها رها شود. 65 درصد جمعيت عراق، شيعه است و ايران هنوز در آنجا نيروهاي نزديک به خود را دارد. مصطفي الکاظمي هم شخص مرموزي است و از آنجا که کار اطلاعاتي کرده به نرمي سياستهايش را جلو ميبرد و به کشورهاي غربي و دنياي عرب نزديکتر ميشود ولي هنوز زمانش نرسيده که اين را بهعنوان يک استراتژي مستقل اعلام کند. نتانياهو هم در راستاي سياست فشار زيادتر به ايران بهمنظور دستيابي به امتيازات بيشتر، عمل ميکند و بدون اجازه آمريکا، بيانيه نميدهد. نتانياهو اکنون نماينده دنياي عرب منطقه و هم نماينده آمريکا شده و آمريکا را از امضاي يک قرارداد جديد برجامي برحذر ميکند که مانند قرارداد گذشته نباشد و به نظر ميرسد برجام دوم مثل برجام اول نيست که به اعتقاد رئيسجمهور کشورمان احتياجي به مذاکره نيست و با بازگشت آنها به تعهداتشان ميسر است. به نظر ميرسد اميدواريهاي فروش نفت در سال آينده بهخاطر کاهش التهابات اقتصادي و اجتماعي بيان ميشود و هنوز دقيق معلوم نيست که بتواند تحقق پيدا کند. مگر اينکه طرحي در ارتباط مذاکره با آمريکا مطرح کرده باشند ولي امکان تحقق چنين پيشبينياي بعيد به نظر ميرسد. اگر هم مقدمات يک مذاکرات پنهاني و ديپلماسي محرمانه را آغاز کرديم، به تصميم بايدن بستگي مطلق ندارد. چون آمريکا الان در منطقه مدعيان زيادي پيدا کرده که شامل شيخنشينها، اسرائيل، عربستان، مصر و ترکيه است و به اين راحتي که اصلا احتياج به مذاکره ندارد، نيست. درحقيقت چون در موقعيت حساسي قرار گرفتهايم براي اينکه بتوانيم مشکلاتمان را حل کنيم و همانطور که الان براي وارد کردن واکسن با مشکل مواجه هستيم و مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره بررسي مجدد وتصويب FATF وارد عمل شده است. اينکه دست به عصا حرکت کنيم، کار پسنديدهاي است چون سياست، تابع شرايط زمان و مکان است و نميتوانيم نسخه واحدي را براي هميشه تعيين و تدوين کنيم. پس در شرايط خاص بايد تصميم دقيق اتخاذ کنيم که اين ميتواند در تغيير برخي سياستها تجلي پيدا کند.