آرمان ملي- سجاد جنتآبادي: کمتر از 6 ماه ديگر به انتخابات رياستجمهوري 1400 مانده است و مردم با فشارهايي که در اين چند سال اخير تحمل کردهاند، هنوز براي شرکت در انتخابات داراي ترديد هستند. دولت روحاني که در دولت دوم خود با راي بالاي مردم بر سر کار آمد، فکر ميکرد که با توافق برجام ايران را به يک کشور ابرقدرت از لحاظ اقتصادي در4 سال دوم خود ميرساند، اما ظهور دونالد ترامپ در پاييز 1396 همه پازل روحاني را براي 4سال دوم رياستجمهوري خود برهم زد و سيلي از تحريمها به سمت ايران سرازير شد. حال مردم از اصلاحطلبان هم نااميد شدهاند. در اين خصوص «آرمانملي» با فرزانه ترکان، عضو شوراي کارگزاران گفتوگو کرده که در ادامه ميخوانيد.
فکر ميکنيد اصولگرايان در صورتي که به قدرت برسند حاضرند وارد مذاکره شوند؟
اصلاحطلبان بايد براي توسعه ايران و توجه به آنچه مورد توجه مردم است و براي تغيير فضاي سياسي جامعه تلاش کنند. اصلاحطلبان بايد براي توسعه و پيشرفت جامعه تلاش خود را انجام دهند و با حفظ ارزشهاي موجود در کشور براي توسعه ايران تلاش کنند. در سالهاي گذشته اين مسائل اولويت اول جبهه اصولگرايان نبوده است و در حال حاضر هم ظاهرا نيست و مخصوصا اصولگرايان تندرو اولويت اولشان بيشتر در منافع جناحي است. اصولگرايان اولويت اول در جامعه را پافشاري بر يکسري مسائلي ميدانند که شايد امکان اجراي آنها وجود نداشته باشد. آنها مقابله با توافقنامه برجام يا مذاکره و عدمارتباطهاي بينالمللي را آنطور که دولت ميخواهد جزو سياستهاي خود در جامعه ميدانند. اما آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد سفارشات و تاکيدات مقام معظم رهبري است و من اعتقاد دارم ايشان مصالح مردم را کاملا در نظر ميگيرند و نميگذارند براي منافع مردم مشکلي ايجاد شود. البته بايد بر اين موضوع هم تاکيد کرد که در مذاکرات برجام گفتوگوها بدونهماهنگي با مقام معظم رهبري انجام نشده است و ايشان بر تمام مراحل مذاکرات تسلط داشتهاند. نکته جالب اين است که اصولگرايان اين موضوع را ميپذيرند و حتي تاييد هم ميکنند اما وقتي به دولت آقاي روحاني يا اصلاحطلبان حمله ميکنند اين موضوع را که مقام معظم رهبري مذاکرات را زيرنظر داشته است، دقيقا در نظر نميگيرند. خروج ترامپ از برجام باعث شده مصالحه برجام از بين برود و ايران هم هيچ تقصيري در اين مساله نداشته است. بنابراين معتقدم اگر هر دولتي بر سر کار بيايد بدون اجازه مقام معظم رهبري نميتواند وارد مذاکره شود و بايد تدابير ايشان را عملي کند. اما اين مخالفتهاي اصولگرايان و رفتار تندي که دارند بيشتر براي اصلاحطلبان است. اگر اصولگرايان خودشان در هيات مذاکرهکننده برجام شرکت کنند بيشک اين رفتار را ادامه نميدهند. اصولگرايان اگر خودشان وارد مذاکره شوند در آن زمان است که از مواضع خود کوتاه ميآيند و رفتار خود را تغيير ميدهند.
به نظر شما، همه مسائل کشور ما به موضوع تحريم ربط دارد و چه کساني از تحريم ايران خوشحالتر ميشوند؟
نکته مهمي که بر آن تاکيد دارم اين است که نبايد همه موضوعات را به برجام ربط بدهيم و به نظر من کاسبان تحريم در کشور از شرايط سخت اقتصادي بهره ميبرند. برخي وقتي در کشور شرايط سختي وجود دارد بيشتر سوءاستفاده ميکنند. اگر برجام يا موضوع FATF درست اجرايي شود و طرفهاي ايران به تعهداتشان عمل کنند، کشور را به مسير مطلوبي خواهند رساند. من اعتقاد دارم موضوع FATF توسط برخي در داخل به حاشيه کشيده شده است. بحث عدمتصويب اين لايحه به علت عدمتوجه نسبت به مسائل مهم کشور بوده است و اگر ما حداقل ميتوانستيم با تصويب اين لايحه خودمان را در معاملات بينالمللي دنيا نگه داريم، شرايط امروز کشور بهتر از گذشته بود. کنترل افراطيها در جامعه جزو موضوعاتي است که باعث خواهد شد، وضعيت کشور به سمت رونق برود و اين افراد بايد بيشتر مصالح کشور را در نظر بگيرند.
اصولگرايان در صورتي که به رياستجمهوري برسند، چگونه ميتوانند با دولت آمريکايياي مذاکره کنند که بهشدت از مخالفان مذاکره دولت دکتر روحاني بوده است؟
آنها بهراحتي مذاکره خواهند کرد و با طرح مسائل و مشکلات کشور و لزوم تعاملات بينالمللي به مذاکره خواهند پرداخت، اما وقتي دولت آقاي روحاني يا اصلاحطلبان مذاکره کنند، اين دولت را خيانتکار و مخالف مواضع ملي تلقي ميکنند. اين رفتار اصولگرايان نوعي توهين به حساب ميآيد و به اين موضوع دقت نميکنند که مردم متوجه اين مساله هستند که شما هر موضوعي را به نفع خود ميخواهيد به پايان ببريد. با اين حال توجه کافي به مصلحت مردم ندارند و بيشتر به دنبال مسائل خود هستند.
برخي معتقدند رئيس دولت اصلاحات بايد شخصا براي انتخابات کانديدا شوند؛ فکر ميکنيد آيا امکان دارد با کانديدا شدن يک اصلاحطلب واقعي در انتخابات رياستجمهوري سال آينده مردم در انتخابات شرکت کنند؟
اولين شرط اصلي که اصلاحطلبان بتوانند براي انتخابات رياستجمهوري کانديدا شوند تصميماتي است که تجربه ثابت کرده در بررسي صلاحيتها پديد ميآيد و اين اتفاق احتمالا براي انتخابات رياستجمهوري هم خواهد افتاد. بحث دوم هم اين است که بر فرض محال اگر بررسي صلاحيتها را آسانتر بگيرند و کانديداهاي اصلاحطلبان هم تاييدصلاحيت شوند اما مردم اميد بالايي براي شرکت در انتخابات ندارند. مردم بايد احساس کنند با شرکت در انتخابات ميتوانند در سرنوشت خود تاثيرگذار باشند، وگرنه اگر يک درصد احساس کنند که شرکت در انتخابات در سال آينده تاثيري در آينده اقتصادي آنها ندارد، در انتخابات شرکت حداکثري نخواهند داشت.