حسين سليماني، بازيگر گفت: 3 سال و 6 ماه سر سريال کيانوش عياري بودم و دو، سه روز است بازي من تمام شده است. اين سريال از دو هفته ديگر از شبکه يک پخش ميشود. حسين سليماني، بازيگر که مهمان تلفني برنامه «پنجشنبه جمعه» راديو ايران بود، در گفتوگو با منصور ضابطيان اظهارکرد: در حال حاضر در استوديو و مشغول ضبط يک کار يلدايي براي برنامه «فرموليک» علي ضيا هستم که به دستشان برسانم. وي افزود: 3 سال و 6 ماه سر سريال کيانوش عياري بودم و دو، سه روز است بازي من تمام شده است. اين سريال از دو هفته ديگر از شبکه يک پخش ميشود. سليماني درباره تجربه بازي در اين سريال اظهارکرد: گاهي بهعنوان بازيگر ميگويي اين نقش را بازي ميکنم، آن نقش را بازي ميکني و مدعي ميشوي. فکر ميکنم اين سه سال و شش ماه يک کلاس بازيگري براي من بود. در اين مدت شرايط مالي براي همه بود و براي پروژه ما بدترين روزهاي کاري به لحاظ مالي در 24 سال سابقه کاريام بود. اما به جهت اينکه ياد گرفتم بهترين بود. فکر ميکنم اگر ميخواستم يک کلاس پيش آقاي عياري بروم بايد بيشتر از اينها پرداخت ميکردم. بنابراين از اينکه نصف دستمزدم را دريافت نکردم ناراضي نيستم. براي اولينبار در زندگيام راضي هستم. سه سال و شش ماه زمان طولاني است. به آقاي عياري گفتم اگر يک واحد از ساختماني که سه سال و شش ماه در آن فيلمبرداري کرديم خريده بوديم الان پول کل پروژه فراهم ميشد. بازيگر «مهرمادري» يادآور شد: مبلغ دستمزدهاي بچههايي که به ترتيب در راديو، تئاتر، تلويزيون و سينما کار ميکنند خيلي کم است و اصلا نميشود پسانداز کرد. فکر نميکنم بچههاي راديو چيزي به اسم پسانداز داشته باشند. همه با عشق کار ميکنند و اگر اين عشق نباشد به سراغ کارهاي ديگر ميروند
کار با «عياري»، آرزوي هر بازيگر
سليماني درباره موضوع سريال کيانوش عياري توضيح داد: دو خانواده در اين سريال هستند که همزمان خانهاي را ميخرند. پدر يک خانواده راننده تاکسي است و علي دهکردي اين نقش را بازي ميکند و من پسرش هستم. خانواده ديگر آقاي مهران رجبي هستند. آنها محضري خانه را ميخرند. ما با مبايعهنامه خانه را خريدهام. ما يکجورهايي روي هوا هستيم و در حال تلاش هستيم تا ثابت کنيم اين خانه براي ماست. کار جذابي است. فکر ميکنم تلويزيون نياز داشت يک زندگي درست از خانوادههاي ايراني ببيند. اين کار وحدت و يکپارچگي در خانوادههاي ايراني را نشان داد. او تاکيد کرد: اين سريال براي من بازيگر يک چيزهايي براي آموختن داشت. شايد براي مخاطبان شما خنده دار باشد اما خيلي از ما از جمله خود من، بهعنوان بازيگر بلد نيستيم درست خميازه بکشيم. خودم در درجه اول اينطور هستم. من اين را از آقاي عياري ياد گرفتم. نکته ريزي داشت که به آن توجه نکرده بوديم. ما عادت کردهايم بلند ميشويم لباسمان را صاف کنيم در حاليکه در زندگي عادي اينطور نيستيم. اينها سادهترين چيزهايي است که از آقاي عياري آموختم. هر بازيگري در سينما و تلويزيون آرزوي کار با آقاي عياري را دارد و خوشحالم که اين فرصت براي من فراهم شد .سليماني درباره يکي از ترانههاي خود بهنام رفيق گفت: اين کار را روزي که عارف لرستاني فوت کرد نوشتم. من با او در تيم هنرمندان خيلي دعوا ميکردم. يک پنجشنبهاي به او پيامک دادم که بيا تمرين کنيم. گفت نه شنبه ميآيم، «حسين» کاري داري. گفتم دلم برايت تنگ شده است. يکشنبه او فوت کرد. حالم خيلي بد بود و در مراسمش، همان شب شعري را که نوشته بودم براي يکي از بچهها خواندم. صدايم کردند و رفتم بالا هم آن را خواندم. رضا يزداني کنار من ايستاده بود و آمد در مسجد و گفت اين ترانه را به من بده. اول طفره رفتم و بعد بهدست رضا رسيد. بعد پدر رضا فوت کرد و آقاي علي معلم فوت کرد. حالوهواي رضا خيلي فرق کرد. اين کار را به همه کساني که به آنها رفيق ميگفتيم و ديگر نيستند از جمله پدر خودم تقديم ميکنم.