مبل راحتي: ميگم شما ميتوني دو دقيقه به کسي چشمک نزني و نخندي ما يکم استراحت کنيم؟!
ميز: اي خاک به سرم، اين چه حرفيه آخه داري به جناب لوستر ميزني؟ ديگه حيارو خوردي و آبرو رو قي کردياا.
لوستر: ممنون جانم، فقط اون که ميخورن آبرو هستش و اوني که قي ميکنن حياست.
راديو: واقعا که روشنگري برازندتونه جناب لوستر، چقدر مودب و متين جواب ميدين.
لوستر: ممنون عزيزم. واقعا تقصير من نيست، تقصير اين لامپهاي چيني هستش که مارو شرمنده رفقا ميکنه.
سطل برنج: آي گفتي! يک زموني بوي برنج گيلاني و تي فداي هم رفتن کل اين خونه رو برميداشت، حالا اين هنديا بو که ندارن هيچ، همش نِهي نِهي ميکنن درازاي بيقواره، نميفهميم چي ميگن.
ظرف دم دستي: باز خوبه اين چينيا و هنديا براتون يه کاري ميکنن، والا بعضيها که فيس ميکنن، ما مال فرانسه و چکيم، اما خب، من که ميدونم مال شوش پکناند، کلا هم که لم دادن تو ويترين، سال تا سال فقط گرت و خاکشون رو پاک ميکنند. اينا نه سردي بستني و ديدن نه گرمي سوپ و آشو، خدا شانس بده.
ظرف تو ويتريني: ببين حالا که دردت اومده، بذار اينم بگم که مارو با دستمال نمدار پاک ميکنن ، تازه روي همم نميچينن. اينم بذار اون گوشه دلت.
چنگال: حالا که حرف به اينجا رسيد، تف به معرفتشون. باور بفرماييد چنگال حرمت داره نه لذت. يک زماني با ما ماکاروني ميخوردن، از وقتي پاي نودل و پاستا تو اين خونه وا شد، اين چاپستيک ني قليونا شدن تيتيش ما شديم در وا کن نوشابه.
قليون: د آخه لامصب، ما که ته اين کابينت داريم چُرت نسخيمون رو ميزنيم، چرا پاي من و ميکشين وسط. چرت نازم و قمصور کردين.
تستر: حالا خواب چي ميدي اينقدر شاکي شدي؟؟
قليون: يعني نگم برات، خواب ديدم بردنم باز پروري، يک تنه برام ساختن از چوب گردو، روم نقره کاري کردن. چه ذغالي روم ميذاشتن، لاکردار فرنگي نم نکشيده. دست يک شازده خانوم قجري بودم که بايد ميديدي چه کامي ازم ميگرفت. چه حلقههايي، چه دود خنکي. آخه چي بگم بهتون که چرتم و پاره کردين.
ماشين ظرفشويي: حالا يه جوري دهنت و تاب ميدي و آب از لب و لوچت آويزونه انگار به جاي کارد و چنگال توت داشتن ليوان گيلاسي و ظرفهاي چيتان فيتان مينشستن.
ظرف تو ويتريني: نوکرم.
ظرف دم دستي: ميشه لطفاً لال شي!؟
مبل راحتي: رفيق، تاج سر ميشه سکوت اختيار کنين البته اگه نالهها و بحث صادرات و وارداتتون تموم شد. راديو جون ميشه يک دهن برامون بخوني؟