آرمان ملي: اصلاحطلبان برنامه ويژهاي براي انتخابات دارند. تقريبا اکثر اصلاحطلبان چنين واژهاي را در اظهارنظرهايشان به کار بردهاند اما تا کنون گفته نشده که آيا اين برنامه بر چه اساس و لحاظ کدام شرايط تدوين شده است. آيا اگر اجازه حضور اصلاحطلبان در انتخابات داده نشود آيا برنامه آنها کارگر خواهد بود؟ اصلاحطلبان بهتازگي نهاد اجماعساز جديد خود را شناختهاند و هنوز در چگونگي حضور در انتخابات و معرفي کانديدا ماندهاند، پس زود است که از هماکنون صحبت از برنامه براي انتخابات شود. گرچه از مانيفست اصلاحطلبان نيز رونمايي شده است. مصطفي تاجزاده فعال سياسي اصلاحطلب معتقد است: «اگر نامزدهاي اصلاحات ردصلاحيت شوند به نظر ميرسد ما راهکاري نخواهيم داشت و بايد مثل مجلس نامزد معرفي کنيم و وقتي رد صلاحيتش کردند به جامعه اعلام کنيم که ما نامزدي نداريم.»
مسير سخت 1400
انتخابات رياستجمهوري 1400 براي تمامي جريانهاي سياسي از اهميت بسزايي برخوردار است و هريک از جريانات با برنامهريزي خاص خود وارد اين انتخابات ميشوند. در اين ميان، جريان اصلاحات بهعنوان جرياني که همواره از زمان پيدايش محوريت جامعه را برعهده داشته و به عبارت ديگر، سخنگوي مطالبات جامعه و مشکلات مردم بوده در انتخابات 1400 نيز به طرق اولي بهدنبال موفقيت خواهد بود. با اين حال اصلاحطلبان با مسائل و مشکلاتي روبهرو هستند که حضور موثر و منسجم در انتخابات را براي آنها بيش از گذشته سخت کرده است. مساله اقناع افکار عمومي، گفتوگو با مردم و فيلترهاي نظارتي براي نامزدهاي اصلاحطلبان کم بود؛ حال بحث اصلاح قانون انتخابات رياستجمهوري و تعيين سن براي کانديداهاي انتخابات نيز مطرح شده است. هرچند بسياري بر اين باورند که اصلاحطلبان بايد با توجه به شرايط تصميم به حضور يا عدم حضور در انتخابات بگيرند. چون قدر مسلم زمين بازي در 1400 براي اصلاحطلبان تعريف خواهد شد و آنها از خود اختياري براي تعريف زمين بازي يا تغيير شرايط ندارند. از اين رو بايد در ششماهه باقيمانده تا انتخابات به تصميمي راهگشا درخصوص حضور و چگونگي ورود به انتخابات برسند. آنچه مسلم است امروز اصلاحطلبان درگير چند موضوع هستند که هريک ميتواند در آينده انتخاباتي آنها تاثيرگذار باشد. مساله نخست نارضايتيهاي موجود در جامعه است که اصلاحطلبان خواهي نخواهي در آتش انتقادات به دولت و عملکردهايش گرفتارند و بايد هرچه زودتر سهم و نقش خود را در بروز اين شرايط به مردم بگويند تا حسابشان از دولت جدا شود. مساله دوم بحث ترغيب مردم به حضور در انتخابات است. چراکه مردم پس از حضور پرشکوه در انتخاباتهاي 94 و 96 انتظار تحقق يافتن وعدههاي داده و مطالباتشان را داشتند. اما عدم محقق شدن وعدهها باعث شده تا امروز اصلاحطلبان کار سختي براي کسب رضايت مردم براي حضور در پاي صندوقهاي راي داشته باشند. آنها بايد انتخابات 1400 را بهگونهاي براي مردم تشريح کنند که جامعه واقعا از دل 1400 تغيير را حس کند. مساله سوم نيز نحوه حضور در انتخابات است که اصلاحطلبان بايد مشخص کنند بازهم به شخصي مثل روحاني تکيه ميکنند و تن به ائتلاف خواهند داد يا اينکه گزينههاي جرياني و حزبي خود را وارد صحنه خواهند کرد. مسلما اتخاذ هرگونه تصميم و تدبيري در اين راستا ميتواند شرايط اصلاحطلبان را تغيير دهد. هرچند از هماکنون نامهايي مطرح ميشود اما تدبير عاقلانه انتخابات کانديداي واحد با درنظرگرفتن شرايط و ميزان رايآوري است که بايد ديد اصلاحطلبان در اين مسير چگونه عمل خواهند کرد.
رئيس دولت اصلاحات همچنان محور است
معاون سياسي وزير کشور در دولت اصلاحات درخصوص کانديداهاي اصلاحطلبان براي انتخابات 1400 اظهار داشت: انتخابات مجلس يازدهم مشخص شد که انتخابات حداقلي براي تضمين انتخاب نامزدها در دستورکار قرار گرفته است. اگر اين وضعيت در انتخابات 1400 نيز حاکم باشد و رد صلاحيت نامزدهاي اصلاحات در دستورکار باشد به نظر ميرسد ما راهکاري نخواهيم داشت و بايد مثل مجلس نامزد معرفي کنيم و وقتي رد صلاحيتش کردند به جامعه اعلام کنيم که ما نامزدي نداريم. برنا نوشت، مصطفي تاجزاده گفت: آنقدر دست منتخبان را بستهاند که مردم ميگويند، هر کسي بيايد فرقي نميکند يعني الان ميگويند، هر دولتي بر سر کار بيايد حتي اگر ظريف هم رئيسجمهور شود اگر برخي جريانها نخواهند، نميتوانند کاري کنند. اين فعال سياسي اصلاحطلب در خصوص محوريت رئيس دولت اصلاحات در اين جريان براي انتخابات 1400 اظهار داشت: اگر فضاي انتخابات معنادار شود و امکان برگزاري انتخابات رقابتي وجود داشته باشد، حتما رئيس دولت اصلاحات ميتواند محور باشد و در اين شرايط اگر فضا رقابتي باشد، تندروها دچار مشکل ميشوند و نميتوانند، نامزد واحدي معرفي کنند. ولي در اينسو اين امکان حول و حوش رئيس دولت اصلاحات بهوجود ميآيد اما در صورت بسته بودن فضا، بين ما هم اختلاف بهوجود ميآيد و يک عده نامزد معرفي ميکنند همانطور که در مجلس يازدهم کارگزاران و حزب اسلامي کار ليست دادند و ما نامزد نداشتيم و عدهاي ميروند و راي ميدهند ولي ما راي نميدهيم. وي در خصوص انتخابات پيش رو و گزينه واحد اصولگرايان براي انتخابات پيش رو بيان کرد: بين آنها اختلاف وجود دارد. آن جريان فقط وقتي دستور بگيرد، متحد است اگر دستور نيايد امکان ندارد به اتحاد برسند. اين مقدار که ظاهرسازي ميکنند بهخاطر ترس از ماست. چون هنوز هم نگران هستند که نکند ما بياييم و انتخابات را ببريم وگرنه اگر مطمئن باشند که ما نيستيم، همين الان حسابي به تيپ هم ميزنند. وي درخصوص نامزدي قاليباف در انتخابات بيان کرد: قاليباف مدعي است که اگر من بودم راي ميآوردم، ولي به نظر من ادعاي او لزوما درست نيست چون جامعه ما در مجموع با رياستجمهوري نظاميان ميانهاي ندارد، مگر اينکه مشارکت آنچنان پايين بيايد که کسي با ده پانزده ميليون، بتواند رئيسجمهور شود؛ ولي اگر انتخابات حداکثري باشد قاليباف هم از اصلاحطلبان و هم از احمدينژاد ميبازد.