بستن
کد خبر: ۱۰۰۳۵۰۲

کره‌گیری از باد

کره‌گیری از باد
بهار اصلانی

دکتر جان ديشب در روياي ميهماني برادران رايت با هم درگير بودند. گويا تصميم داشتند بيزنس خودشان را راه‌اندازي کنند. مغازه‌اي هم سمت مهرآباد اجاره کرده و نامش را گذاشته بودند «تعويض روغني بالگرد برادران رايت» اختلاف سر اين بود که اُرويل قصد داشت براي سود بيشتر روغن زيتون قاطي روغن هواپيما کند. اما ويلبر معتقد بود کار خوبي نيست و بايد روغن کنجد استفاده کنند. آنقدر با هم بحث کردند تا ارويل بنري از کيفش بيرون آورد و گفت: «راه ما از اينجا جداست.» روي بنر نوشته بود «تعويض روغني بالگرد برادران رايت به جز ويلبر.»

خيام‌رو به ويلبررايت گفت: «ويلي، بهش بگو من مي ز براي خوشدلي ميخوردم. اکنون که تو بر دلم نشستي نخورم.» رازي هم در تاييد سخن خيام ادامه داد: «آره بابا ولش کن برو يه‌مغازه کنارش اجاره کن اسمش‌رو بذار «برادران لفت». هرچي هم گفت به تابلوي لفتت اشاره کن».

ارويل که از خشم سکسکه‌اش گرفته بود گفت: «ويلي تا حالت‌رو نگيرم آرم نمي‌گيگيرم.» ويلي پوزخندي زد و گفت: «اگه تونستي بگيگير! من به يه‌شاخ مجازي سفارش تبليغات دادم. قراره وسط حواشي‌اي که مي‌سازه بگه من توي روغن هواپيماها روغن بنفشه هم مي‌ريزم براي پيشگيري از ابتلاي مسافرين به کرونا. همين الان يک هيچ عقبي!»

ويليام ‌هاروي گفت: «اگه بين مغازه‌هاي رايت و لفت مغازه‌اي هست من اجاره مي‌کنم براي تامين موادشون با تهيه روغن هسته انگور در حضور مشتري. شعارم هم اينه: «سلامت قلب و عروق مسافرين آرزوي ماست. » رازي گفت: «عالي شد. شنگول و منگول و هسته انگور!» مولوي در مورد هاروي گفت: «متصلست او معتدلست او، شمع دلست او پيش کشيدش!» مندليف به رازي گفت: «ما درس شيمي خونديم. کسي بهمون کار نمي‌ده چون فاميلمون نيست. سرمايه هم نداريم بيزنس خودمون‌رو راه بيندازيم. اون وقت اين‌ها که ترکيبات درست‌رو هم نمي‌دونن شدن صاحب کسب‌وکار. رازي تو که باهاشون بُر خوردي چرا بهشون فرمول روغن‌ها رو نمي‌گي؟»

رازي گفت: «مندل‌اُف بر تو! زبون به دهن بگير و مانع کسب نشو. من مهرآباد مغازه دارم. چه فرقي داره روغن پخت‌وپز يا روغن موتور تانک؟ اونجا رونق بگيره قيمت ملک من رشد مي‌کنه.» مندليف گفت: «به نظرم با اين استعداد خودت هم اونجا يه‌مغازه بزن براي تهيه کره از آب، باد، خاک و ساير عناصر طبيعت در حضور مشتري!»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی