براي افزايش بهرهوري توليد بايد راهکارهاي عاقلانه و برنامهريزي منسجمي انجام شود. بايد هر واحد توليدي نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد و در عين حال اگر ما قيمت را دستوري تعيين کنيم، يعني فارغ از مسائل تخصصي، فني و افزايش بهرهوري کار کردهايم، اين در حالي است که برخي از مديران فروش با اتکا به اينکه دولت نرخي را تعيين کرده است، محصولي را ميفروشند، به علاوه اگر ما واحدهاي توليدي را وادار به رقابت کرديم، دليل نوسان قيمتها مشخص خواهد شد و فرآيند توليد و بهرهوري افزايش خواهد يافت. در حالت کلي اينکه دولت قيمتگذاري دستوري انجام دهد کار درستي نيست و بايد تن به مکانيزم بازار دهيم. در مورد قيمتگذاري براي ارز هم بايد بگويم، اين اختلاف قيمت دلار نيما و بازار آزاد براي آن است که به ظاهر قصد داريم ثبات را در بازار صادراتي داشته باشيم، به عبارت دقيقتر صادرکننده با همان عدد 27 هزار تومان(نيمايي) کارهاي خود را انجام دهد. از طرفي يک مشکل ديگر وجود دارد و آن است که واردکننده با مبلغ مذکور اقدام به واردات ميکند، بنابراين نرخ کالاي وارد شده با ارز نيمايي بيش از ارز آزاد خواهد بود و همين عامل، اثر تورمي منفي را به کشور تحميل ميکند. بنابراين انتظار ميرود تفاوت قيمت ارز صرافي ملي با نيمايي، جبران شود تا بتوان مساله تورمي را حل و فصل کرد، در غير اينصورت هر کدام (بازار و نرخ دلار) جريان خود را طي ميکنند و مواد اوليه و کالاها گران خواهد شد. بهزعم من بايد بازنگري اساسي روي قيمت ارز انجام شود و هردو سمت واردکننده و صادرکننده بتوانند نفع ببرند. در خصوص بحث يارانه هم بايد بگويم، ما معتقديم يارانه ميدهيم به منظور توانمندسازي، اگر پشت پرداخت اين مبالغ بيبرنامهگي يا موارد غير قابل اعتمادي باشد، به واقع ما منابع خود را از دست دادهايم. من باور دارم ما بايد از اول به اصلاح سيستم يارانه برگرديم و مشخص کنيم مدت زمان پرداخت، هدف و نتايج آن چه خواهد بود. به واقع پرداخت يارانه به طريق فعلي با مبلغ ناچيز، درست نيست. زماني که حقوق متوسط خانوادهاي در شرايط کنوني حدود چهار ميليون تومان است و خط فقر نيز رقم قابل توجهي است، 45 هزار تومان چه دردي را دوا خواهد کرد. ما بايد نسبتي را در نظر بگيريم که بتواند عدد قابل توجهي را شامل شود. من فکر ميکنم اگر دولت بخواهد يارانه بيشتر بدهد منابع نخواهد داشت و پارادوکسهاي بسياري در خصوص سيستم توزيع اين مبلغ وجود دارد. به عقيده من ميتوان کار بهتري انجام داد، بهعنوان مثال کارت انرژي در اختيار مردم گذاشت، که ماهانه براي هر نفر مبلغ مورد توجهي واريز شود و بلافاصله قيمت حاملهاي انرژي را به ميزان نرخ بينالمللي برسانيم و از يک طرف تمهيداتي هم براي کساني که بيشتر مصرف ميکنند انديشيده شود و دولت هم توانمندي بيشتري براي پرداخت کسب خواهد کرد. گفتني است منظور از کارت انرژي درواقع پرداخت پول آب، برق، گاز بنزين است.