آرمانملي- حسين ردکا: بعداز تاييد اساسنامه فدراسيون فوتبال، حالا اهالي آن منتظر برگزاري انتخابات فدراسيون هستند. بدونترديد رئيس آينده فدراسيون فوتبال ايران بايستي جوان بوده، شهامت و شجاعت براي برطرفکردن مشکلات اقتصادي، ايجاد ساختار جديد داشته و البته استفاده از ديپلماسي را بهخوبي بداند.
تاريخ برگزاري
هفتم آذرماه و يک روز قبل از برگزاري مجمع فدراسيون فوتبال در خصوص تاييد اساسنامه، مهدي محمدنبي دبيرکل فدراسيون فوتبال درباره زمان انتخابات رياست فدراسيون گفت: «اساسنامه جديد که فردا مصوب ميشود، 70 روز بعد تاريخ را اعلام ميکنيم و پيشبيني ميکنيم اواخر بهمن يا اوايل اسفند برگزار ميشود. درباره ثبتنام نامزدها نيز تا 50 روز قبل از تاريخي که زمان انتخابات برگزار ميشود، نامنويسي آغاز خواهد شد و افراد ميتوانند شرکت کنند.» اما مهتمرين سوال اين است که رئيس جديد فدراسيون بايستي چه ويژگيهايي داشته باشد؟
مشکلات مالي
مهمترين مشکل فدراسيون و فوتبال ايران بدهيهاي سنگيني است که از مديران قبلي به ارث رسيده است. فدراسيون پرونده سنگيني بايت بدهي به «ويلموتس» دارد از طرف ديگر بهدنبال شکايت رسمي شرکت سرمايهگذاري تامين اجتماعي از فدراسيون فوتبال براي پسگرفتن قرض دو ميليون يورويي (جهت پرداخت حقوق «ويلموتس»)، شعبه چهلوهفت مجتمع قضائي صدر رسما رأي قطعي دادگاه را عليه فدراسيون صادر کرد. به اين ترتيب فدراسيون بايد مبلغ 2 ميليون يورو بههمراه سود تاخير در پرداخت به حساب «شستا» واريز کند. گفتني است بهخاطر سنگينبودن هزينه تجديدنظرخواهي اين پرونده (3/5 درصد دو ميليون يورو- حدود دو ميليارد تومان) و با علم به محکومبودن در دادگاه تجديدنظر؛ مديران فدراسيون هيچ اعتراضي به اين رأي نداشتهاند. تاکنون 800 هزار يورو از اين مبلغ به «شستا» پرداخته شده و مسئولان اين شرکت در نظر دارند تا دو ماه آينده تمام اين پول را از فدراسيون بگيرند. ولي اگر اقدامات موثري براي تسويهحساب انجام نشود، ساختمان فدراسيون فوتبال و باشگاه پرسپوليس با رأي صادره دادگاه بهصورت رسمي مصادره قطعي خواهد شد. با اين اوصاف اولين اقدام رئيس بعدي فدراسيون فوتبال درآمدزايي و پرداخت بدهيهاي قبلي و البته تعامل با طلبکاران جهت خريد زمان و تسويه بدهيهاست. نتيجه اينکه مدير بعدي فدراسيون مديري اقتصادي بايد باشد. مديري که بتواند از ظرفيتها و پتانسيلهاي فوتبال استفاده کرده و البته رابطه خوبي با صنايع و کارخانجات بزرگ داشته باشد.
مشکلات ساختاري
آنچه مسلم است اينکه مهمترين سرمايه هر سازمان و بنگاهي نيروي انساني است. نيروي انساني نيز در قالب يک ساختار صحيح ميتواند مثمرثمر باشد اما بهنظر ميرسد فدراسيون فوتبال در اين بخش نيز با مشکلاتي مواجه است. محمد پنجعلي کارشناس فوتبال کشورمان در مورد حضور مجدد علي کفاشيان در فدراسيون فوتبال، اظهارکرد: «تغيير افراد در پستهاي مختلف تا زمانيکه مشکلات فدراسيون در ساختار آن است، بهطورطبيعي جوابگو نخواهد بود.» او ادامه داد: «من اعتقاد دارم تا زمانيکه مشکلات فدراسيون از اساس ريشهيابي نشود، تغيير افراد نميتواند راهحل مناسبي براي برخورد با اين قضايا باشد.» رئيس بعدي فدراسيون فوتبال کار سختي در پيش دارد و بايستي شاکله فدراسيون را مورد تجديدنظر قرار داده و البته در بخش نيروي انساني نيز از نيروي متخصص و متعهد استفاده کند تا با حرکتي «جهادي» بتواند ساختار و چينش مهمترين فدراسيون کشور را جهت پيشبرد اهداف آن اصلاح کند. بهعبارت ديگر پالايش نيروي انساني در مهمترين برنامهها در دستور کار رئيس آينده فوتبال ايران خواهد بود.
ديپلماسي ورزشي
در چکيده مطلب ديپلماسي ورزشي به نويسندگي علي صباغيان آمده است: «اکنون نقش ورزش و فعاليتهاي ورزشي از يک فعاليت بدني يا نوعي تفريح و سرگرمي فراتر رفته و کارکردهاي مختلف بهداشتي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، زيستمحيطي و مهمتر از آن سياسي و بينالمللي پيدا کرده است. امروزه ورزش بهطورگسترده در سراسر جهان رواج يافته و اسناد بينالمللي جديد نيز بهنوعي به ورزش توجه کردهاند. بينالملليشدن بسياري از ورزشها موجب شده تا کشورها به رقابت ورزشي بينالمللي، براي پيشبرد منافع ملي و تحقق اهداف سياسي و بينالمللي خود توجه کنند. در اين چارچوب است که مفهوم ديپلماسي ورزشي در کنار انواع ديپلماسيهاي ديگر ظهور کرده است» حال سوال اينجا است با توجه به پررنگبودن نقش ورزش و خصوصا فوتبال، ما در ديپلماسي ورزشي چه دستاوردي داشتهايم؟ جواب اين سوال صفر است و اگر به واقعيت نگاه کنيم بايد گفت که مسئولان ورزشي و خصوصا مديران سابق فدراسيون فوتبال بهدنبال استفاده از مديران سياسي کشور براي پيشبرد اهداف خود بوده که عموما منجر به نتيجه نبوده ضمن اينکه معمولا در مجامع بينالمللي کرسي نداشته و در دادگاهها نيز به شکست محکوم شدهايم. رئيس بعدي فدراسيون فوتبال در اين زمينه نيز بايستي برنامه مدون داشته باشد. در بحث مجامع بينالمللي در سالهاي گذشته عملکرد خوبي نداشتيم. سالهاست کنترل فيفا در دست کشورهايي است که فوتبال ندارند ولي کشوري مانند ايران که حتي بعضا کرسيهايي نيز داشته ولي در تصميمهاي کلان نقشي نداشته است. بايستي مناسبات شخصي و فردي از فوتبال بدون برنامه بيرون آيند. بايد اهتمام به برنامه داشته باشيم. نبايد با سعي و خطا فوتبال را اداره کنيم. چون برنامهريزي و پرورش نيروي نخبه نداشتيم به همين دليل حضورها در مجامع بينالمللي جسته و گريخته است.
انتخابي ملي
فوتبال ايران سالهاست وضعيت خوبي ندارد و در يکساله گذشته بهرغم تلاشهاي «دست و پا شکستهاي » که شده از «چاهي» که خود آن را حفر کرده بيرون نيامده است. اين دوره از انتخابات فدراسيون فوتبال را بايد «انتخابات ملي» ناميد. اهالي فوتبال براي رسيدن به بهترين گزينه و رئيس فدراسيون بايستي «اجماع» داشته باشند. بدونشک بايد بهدنبال مدير جواني بود تا با انرژي و اطلاعات بهروزي که دارد هم در بحث اقتصاد و درآمدزايي، هم در منابع انساني هم در بحثهاي سياسي بتواند فدراسيون را از «آب و گل» دربياورد. اهالي فوتبال در انتخابات فدراسيون بهتر است اختلاف سليقهها را کنار گذاشته و در پشتسر مديري جوان و کارآمد براي احقاق حقوق از دست رفته فوتبال و برگشت اعتبار اين فدراسيون تلاش کنند.