بستن
کد خبر: ۱۰۰۲۶۷۶

مسافران تاریخ

مسافران تاریخ
منیره پولادوند مترجم

«سروصداهاي معمول صبح عامل بيداري آندري شد: مکالمه سرخوشانه در صف دست‌شويي که کل راهرو را گرفته بود، گريه مستاصلانه يک کودک پشت پارتيشني باريک و خرناس‌کشيدن همسايه‌اش. براي چند دقيقه آندري سعي کرد در برابر شروع روز مقاومت کند، اما بعد راديو روشن شد و شروع کرد به پخش موسيقي که به نظر مي‌رسيد آشپز غول‌پيکري از درون ديگ عظيمي آن را به فضاي داخل مي‌ريزد...» اين شروع رمان کوتاه «پيکان زرد» اثر ويکتور پلوين نويسنده معاصر روس است.

«پيکان زرد»، آنطور که پابليشرويکلي مي‌گويد، رماني جادويي با ابعاد معنايي گوناگون است؛ داستاني کميک ولي تاريک، با عناصر پوچ‌گرايانه و تخيلي، اما کاملا واقع‌بينانه. اين رمان که به‌مثابه استعاره‌اي از پست‌کمونيست روسيه تلقي مي‌شود، جامعه‌اي را به تصوير مي‌کشد که همه‌چيز را قبول مي‌کند، بدون اينکه چيزي را زير سوال ببرد. اين داستان عالي و کم‌نظير، همه‌ ما را درگير مي‌کند. اين داستان ما را ترغيب مي‌کند که مثل هم نيانديشيم و اختلاف عقيده داشته باشيم، اختلاف نه به‌معناي خود کلمه، بلکه به اين دليل که عميقا مي‌دانيم اين گونه بهتر است. ما مي‌دانيم که اختلاف عقيده چطور بايد باشد.

براي آندره، خان و ساير مسافراني که در مورد هستي خود تأمل مي‌کنند «مهم نيست که آيا چيز ديگري غير از قطار‌ برايمان وجود دارد يا نه. چيزي که اهميت دارد اين است که ما مي‌توانيم طوري زندگي کنيم که انگار چيز ديگري وجود دارد. به‌هرحال، پياده‌شدن واقعا انجام‌پذير است. تنها تفاوتش، همين است. اما اگر سعي کنيد اين تفاوت را به هر يک از مسافران توضيح دهيد، آنها درک نخواهند کرد.»

«يپکان زرد» با سير حرکت يک قطار پيش مي‌رود و جهان شخصيت‌ها را شکل مي‌دهد. مخاطب با شخصيت اصلي رمان و دغدغه‌ها و انديشه‌هاي او همراه مي‌شود و شاهد تلاش او براي تغيير سرنوشتش است. اين رمان کوتاه شکوه آثار کلاسيک ادبيات روسيه را به‌ياد مي‌آورد، به‌ويژه آثار ميخائيل بولگاکف.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی