بستن
کد خبر: ۱۰۰۲۶۱۲

روزگار نسل اسکرولی!

روزگار نسل اسکرولی!
احسان محمدی

- روحش شاد. تسليت مي‌گم!

- مبارکهههه. الهي هزارساله بشي.

- چه ترانه‌اي بود. واقعاً چهل روز از فوت استاد شجريان گذشت؟

- آرررره! ما اينيم. انتقام بارسلونا رو از تيم‌ملي آلمان گرفتيم.

- سيستم الکترال غلطه به نظر من جمهوري‌خواها و دمکراتا بايد اصلاحش کنن.

- به يزدان که گر ما خرد داشتيم/ کجا اين سرانجام بد داشتيم؟

روغن‌رو بايد کمتر بريزي تا مرغ با آب خودش بپزه!

- کرونا چون ويروسه، توانايي جهش داره و بر اساس مطالعات دانشگاه يورگن کلينزمن... .

اين‌ها ممکن است کامنت‌هاي يک نفر در چند دقيقه ورق زدن شبکه‌هاي اجتماعي باشد. اينستاگرام يا توئيتر و فيسبوک. فرق زيادي ندارد. همه اين شبکه‌ها به ما ياد داده‌اند سريع به همه چيز واکنش نشان بدهيم، تبريک‌ها را بريزيم توي تسليت‌ها، بدون اينکه به روح‌مان اجازه بدهيم واقعاً براي 10 ثانيه غمگين يا شاد باشد.

ما اينجا شبيه کارمندهايي هستيم که بايد قبل از تمام شدن وقت، کارمان را انجام بدهيم. چند ثانيه بعد کل‌کل فوتبالي مي‌کنيم، بعد در مورد يک خبر سياسي نظر مي‌دهيم، بعد بدون مکث در مورد کارتن‌خواب‌ها چيزي مي‌نويسيم يا کرونا را واکاوي علمي مي‌کنيم... .

اصطلاح نسل اسکرولي سهم ماست. نسلي که دنيا را با سرانگشتش در گوشي همراه از بالا به پايين و پايين به بالا سُر مي‌دهد. حوصله خواندن متن بلند ندارد، خيلي وقت‌ها معرفتي لايکي مي‌کند و رد مي‌شود، تحمل ديدن ويدئوي بيشتر از يک دقيقه را ندارد. عصر، عصر سرعت است. fast. از فست‌فود تا «زود باش آخرشو بگو چي شد»، از گازشو بگير زود برسيم تا قهوه فوري.

خوب يا بد ما فرزند اين روزگاريم. زمانه‌اي که کسي حوصله عميق شدن در آدم را ندارد براي همين بايد بيشتر آرايش کنيم، شيک‌تر حرف بزنيم، به جاي خواندن کتاب که کي حوصلشو داره؟ بهتر است خبر بخوانيم. اينطور آگاه‌تر به نظر مي‌رسيم.

يا چند جمله از چارلز بوکوفسکي و آناگاوالدا بزنيم تنگ شاملو و نيچه و فروغ و بعد در حالي‌که به افق خيره مي‌شويم بگوييم: «دنيا ارزششو نداره!»

ما کرگدن‌هاي شهري همين چيزها را مصرف مي‌کنيم. نان و حسرت مي‌خوريم، کره خيال را مي‌ماليم روي نان خشم و چون زورمان به اصل کاري‌ها نمي‌رسد اينجا همديگر را تکه‌پاره مي‌کنيم.

تا ابد نمي‌شود دويد، بشر يک روز قبل از اينکه به دره بيفتد، ترمز دستي اين ماشين مسابقه را مي‌کشد، توي شانه خاکي زندگي پارک مي‌کند، بعد سرش را مي‌گذارد روي فرمان و به خودش مي‌گويد: الاغ! تو که فقط دويدي، اصلاً فرصت کردي نفس بکشي؟ زندگي کني؟!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی