آرمان ملي- عليرضا پورحسين: به دنبال ترور روز جمعه معاون وزير دفاع کشورمان توسط عوامل رژيم صهيونيستي، برخي از مقامات کشورهاي ديگر سکوت کرده و برخي نيز موضعگيريهاي چندپهلو گرفته و در اين ميان نيز برخي شخصيتهاي نزديک به دولت اسبق اوباما و نزديک به جريان بايدن نيز آن را به نحوي محکوم کردند؛ امري که نشان ميدهد ترورهاي اخير که در دوره دونالد ترامپ رقم خورده است مورد پذيرش آنها نيست و با رويکارآمدن سياستي متفاوت را در پيش خواهند گرفت اما سوالي که ذهن بسياري را به خود مشغول کرده اين است که پس از اتفاقات روز جمعه، نحوه تعامل ايران با جهانيان بايد چگونه باشد و در اين ميان مسير ديپلماسي که در راه هموارتر شدن بود به کدام سمت سوق پيدا خواهد کرد؛ امري که در اين برهه حساس از اهميت بسزايي برخوردار است و ميتواند معادلات آينده منطقه و حتي جهان را تحتتاثير قرار دهد. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با علياصغر زرگر، کارشناس مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
آيــا مــوضعگيــريهاي اخيــر در ايالاتمتحده به نحوي گوياي اين امر است که دولت آتي از اقدامات تروريستي و خشن حمايت نخواهد کرد؟
امروز در ايالاتمتحده اشخاصي درخصوص ترور روز جمعه اظهارنظر کردهاند که با وجود اينکه مقام رسمي نبودهاند اما به نحوي سياستهاي دولت آينده بايدن را ميتوان از گفتههاي آنها فهميد. بايد توجه داشت اقدامي که صورت گرفته حتي در زمان جنگ نيز رقم نميخورد و اين يک اصل غيرقابل پذيرش است که افراد غيرنظامي اينگونه ترور شوند و پس بنابراين از سوي هيچ دولت رسمي مورد پذيرش نيست. دولتي نيز که در ايالاتمتحده بر سر کار خواهد آمد نيز بيشتر طرفدار ديپلماسي است و از اين اقدامات حمايت نميکند. آنها دنبالهرو مسير نرم هستند و غالبا از ابزار سخت دوري ميکنند. آنها به دنبال فراهم کردن شرايطي هستند که اين برخوردهاي سخت از بين برود و شرايطي را فراهم خواهند کرد تا همه مسائل را با ديپلماسي حل کنند. زماني که آنها به هر شکلي اين اقدام رژيمصهيونيستي را نميپذيرند اين به آن معناست که سياستي متفاوت دارند. بايدن در داخل مشکلاتي دارد اما پس از آن رو به سمتي حرکت خواهد کرد تا زمينه گفتوگو را مهيا کند.
ايران در مقابل اقدام تروريستي روز جمعه بايد چگونه عمل کند؟
اينجا به تدبيري نياز است که از يکسو حد و حدود اقدامات تلافيجويانه متقابل را بهصورت دقيق مشخص کند و از سوي ديگر، دستگاه ديپلماسي را براي حضور فعالتر در صحنه بينالمللي هدايت کند تا خيلي فعالتر از اين شود و صحنه سياست خارجي کشورهاي اطراف ما و جهان را در دست گيرد. در ترور اخير دشمن به جاي اقدام نظامي دست به اقدامي در داخل خاک ما زد که هدف خاص را دنبال ميکرد. اينکه دشمن با اين عمليات حفرههاي سيستم اطلاعاتي را به چشم ما آورد. امروز زمان اتحاد است و بايد در گام نخست نظرات را در داخل کشور يکي کنيم و بعد دست به اقدام متقابل و متناسب بزنيم. در گامي مهمتر دستگاه دپيلماسي به شکل گسترده روي اين مساله غيرانساني تبليغ کند و به پيامهاي سازمان ملل يا اتحاديه اروپا اکتفا نکند. دستگاه ديپلماسي ايران بايد فعالتر شود، درحاليکه حتي با وجود دسته بستهاش به خاطر تبليغات دشمن باز هم بايد بسيار فعالتر باشد. وقتي شما به يک طرفي حمله نظامي علني بکنيد اين اعلام جنگ است و به او و حاميانش اجازه مقابلهبهمثل ميدهيد. در صورت اقدام نظامي يا بايد آمادگي جلوگيري از گستردگي اين درگيري را داشته باشيد يا آماده يک جنگ فراگير باشيد، در نتيجه اقدام نظامي در چنين سطحي شايد در دستور کار نباشد.
آينده روابط ايران و آمريکا پس از اين اتفاقات به کدام سمت خواهد رفت؟
هنوز سياست کلي بايدن نسبت به منطقه مشخص نيست و تنها ميدانيم امنيت رژيم صهيونيستي براي آنان مهم است. بر همين اساس، آمريکا دنبال بازگشت به برجام است. اگر شرايطي که آمريکاييها مشخص ميکنند مثل شرايط پمپئو نباشد، به نظرم راه هنوز بسته نيست. خواه يا ناخواه آنها به سمت ايران خواهند آمد تا از ميزان تنشها کم کنند. در اين راستا قاعدتا دولت بايدن امتيازهايي به ايران خواهد داد که محتملترين آنها کاهش تحريمهاست. با اين نگاه تيمي که امروز بايدن انتخاب کرده است ميتواند در اين عرصه به او کمک کند و روند احياي برجام را شکل دهد و بايدن در اين عرصه به آنها تکيه کند. قطعا اولويت اول آنها براي رسيدگي در خاورميانه براي دولت بايدن ايران خواهد بود؛ زيرا آنها اهميت کشور ايران را ميدانند و نقش اين قدرت را شناختهاند. وجه ديگر نيز عکسالعمل ايران است که قاعدتا ايران نيز همواره از تنش دوري ميکند. در اين ميان ايدهها بسيار حائز اهميت است و نقشي اساسي در پيشبرد گفتوگوها دارد. جو بايدن آنتوني بلينکن را بهعنوان وزير امور خارجه معرفي کرده است. او پيش از اين بهعنوان معاون وزير امور خارجه و معاون مشاور امنيت ملي آمريکا در دوره زمامداري باراک اوباما فعاليت داشته و همچون جان کري يکي از افراد محوري در مذاکرات برجام بوده است؛ شخصي که امروز نيز ميتواند تعيينکننده باشد.