بستن
کد خبر: ۱۰۰۲۴۹۷

آدم‌های مکرر

آدم‌های مکرر
مریم عربی داستان‌نویس

کتاب «حافظه پروانه‌اي» نوشته بهناز علي‌پورگسکري شامل ده داستان کوتاه است و همانطور که از اسم کتاب برمي‌آيد بر مدار حافظه شخصيت‌هايي مي‌گردد که بيشتر زن هستند. زناني سالخورده و گاه ميانسال و حتي جوان که يا درگير زندگي زناشويي هستند يا به‌تنهايي روزگار عمر را مي‌گذرانند، ولي آنچه بين تمام اين زنان مشترک است گرفتاربودن آنها زير فشار خاطراتي است که هميشه بر دوششان سنگيني مي‌کرده؛ خاطراتي که گاه از زناني ديگر بر آنها تحميل شده و شخصيت راه گريزي از آنها درخود نمي‌يابد.

در داستان‌هايي که بر محور شخصيت زن حرکت مي‌کنند با زناني مواجهيم عشق‌دار که داغ آن را بر دل کشيده، زندگي را به‌سر مي‌کنند يا دختراني که از ترس اين داغ راه تنهايي را برگزيده‌اند. درهرحال ما اين زنان را دوست خواهيم داشت، نه به اين علت که ترحم ما را برمي‌انگيزد، بلکه به علت شجاعتي و تلاشي که براي انتخاب و نگهداري اين داغ در زندگي خويش مي‌کنند. شايد به حسرت دل گريه کنند، ولي اين گريه نه از سرخوردگي که از مُهر عشق بر دل است. در «خواب‌باز» و «پايان حقيقي يک قصه» با آن قصه مي‌سازند، در «حافظه پروانه‌اي» آن را لابه‌لاي برگ‌هاي پايان‌نامه در کشوري غريب جامي‌گذارند و در «هيولا» آن را بر سر مادرانگي خويش فدا مي‌کنند. نويسنده زنان را با عنصر عشق مي‌شناسد و آن را جزيي جدايي‌ناپذير از «زن» مي‌داند. حتي آناني که از عشق فرار مي‌کنند نيز به عشق و نيروي آن درون خويش باور پيدا کرده‌اند که راه تنهايي برمي‌گزينند.

در همان سطرهاي اول هر داستان خواننده به‌خوبي درمي‌يابد با نويسنده‌اي قصه‌گو طرف است که مي‌داند قصه هر شخصيت را چطور به شکلي مدرن ارائه کند. اين لحن قصه‌گو هرچه بيشتر در داستان «معماي مريم» پيداست؛ جايي‌که نويسنده با عبارت «زنده‌باد آرزوها!» داستان را شروع و خواننده را پرت مي‌کند به دل قصه‌اي که راوي از دو دختر ظاهرا عجيب‌وغريب سي‌ساله‌ تنها با آرزوهاي بزرگ مي‌خواهد تعريف کند.

داستان‌هاي کتاب همگي بر بستر رئال قرار دارند. گاه فضاي ذهني شخصيت چنان به واقعيت نزديک مي‌شود که مرزها را از بين مي‌برد و داستان را به فضاهاي روياگونه و کابوس‌وار داستان‌هاي سوررئال نزديک مي‌کند. اين اتفاق در داستان‌هاي «ميخچه» و «خواب‌باز» توانسته داستان را از سطح خاطره‌گويي ارتقا بدهد: «زلزله که اومد پدرم پرتاب شد داخل خانه من، در سازه آخر مجتمع پرديس.»

در تمام داستان‌ها حتي با وجود انتخاب زاويه ديد اول‌شخص، راوي درحال بازنمايي قصه شخصي ديگر است و خواننده در خلال اين داستان به تاثير عميق قصه بر شخصيت راوي پي‌ مي‌برد. تاثيراتي گريزناپذير که در برخي داستان‌ها خواننده را به همذات‌پنداري با راوي مي‌رساند. انتخاب اين تکنيک فاصله حالتي از زاويه ديد نمايشي به راوي بخشيده که بي‌طرفانه به بازگويي عشق ديگري مي‌پردازد و ذره‌ذره ريختن شکرزهر آن را بر کام خويش با راوي اول‌شخص به خواننده نشان مي‌دهد. و از اينجا به بعد است که راوي اول‌شخص با احساس خود بر اين قصه عشق به قضاوت مي‌نشيند، انتخاب مي‌کند و تا مرزهاي سکوت، تنهايي، جنون و خودکشي پيش مي‌رود. شما از آخرين لحظات و آخرين انتخاب‌هاي راوي با او همراه شده به قصه‌هاي او از خود و ديگري قدم مي‌گذاريد.

در بيشتر داستان‌ها نويسنده از راوي اول‌شخص زن استفاده کرده، مگر سه داستان: داستاني که کتاب با آن شروع مي‌شود به نام «گريز». اين داستان با زاويه ديد داناي کل محدود به ذهنيات يک زن ميانسال کارمند پيش مي‌رود. او که نيمه‌برهنه در جست‌وجوي تکه‌نخي به‌يکباره با فوران باد خود را پشت در بسته خانه خويش مي‌بيند. بي‌شک بعد از داستان نه‌تنها اين زن که ما نيز آدم قبلي نخواهيم بود. داستان بعدي داستان پاياني کتاب است با نام «سوتفاهم» که با زاويه ديد داناي کل قصه دختري ميانسال و تنها را مي‌گويد. دختري لجوج که حمام خانه‌اش در طبقه دوم فروکش مي‌کند و او را با تمام خاطراتي که منجر به بدبيني‌اش شده در خود مي‌بلعد. و داستان سوم به‌نام «در آن سر چه مي‌گذشت؟» با استفاده از زاويه ديد اول‌شخص جمع به ماجراي دبير ادبيات مرموز پسراني مي‌پردازد که هرکدام براي خودشان مردي شده‌اند، دانشگاه رفته و پس از اتمام تحصيلات به شهر کوچک خود برگشته‌اند. در اين داستان نويسنده با وجود راوي غيرهمجنس به‌خوبي خواننده را با شخصيت‌هاي اين شهر کوچک ساحلي و فضاي بسته آنجا همراه کرده است.

بيشتر داستان‌هاي اين مجموعه بر محور ماجرايي در گذشته حرکت مي‌کند، ولي داستان با شخصيتي در زمان حال شروع و ادامه مي‌يابد. درعين‌حال در برخي از داستان‌ها نويسنده با قراردادن شخصيت در موقعيتي خاص توانسته داستان را به داستاني شخصيت‌محور (با لايه‌هاي روان‌شناختي) برساند، از جمله داستان‌هاي «گريز»، «معماي مريم»، «هيولا» و «سوتفاهم». شخصيت‌ها چنان با ما ملموسند که آنها را مي‌پذيريم و پاي حرفشان مي‌نشينيم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی