بستن
کد خبر: ۱۰۰۲۴۹۱

«حسین دهلوی» چگونه هنرمندی بود؟

«حسین دهلوی» چگونه هنرمندی بود؟

تعدادي از شاگردان و دوستان زنده‌ياد حسين دهلوي، موسيقيدان، آهنگساز و رهبر ارکستر با برگزاري يک مراسم بزرگداشت در فضاي‌مجازي، با شرح خصوصيات رفتاري و هنري اين هنرمند، ياد و خاطرش را گرامي داشتند. در ابتداي مراسم علي رهبري، آهنگساز و رهبر ارکستر که از شاگردان حسين دهلوي بوده است، درباره رابطه خود با اين هنرمند فقيد توضيح داد: استاد دهلوي براي من تنها معلم نبود، همه‌چيز بود. آشنايي من با ايشان مثل يک پدر بود. زماني‌که ايشان رئيس دبيرستان شدند من آلوده راديو و تلويزيون و برنامه‌هاي مختلف بودم که البته پول خوبي هم کسب مي‌کرديم و مدام به‌جاي مدرسه به‌دنبال اين کارها بوديم. زماني‌که ايشان مدير هنرستان شدند، همان اوايل رياست خود مرا به دفترشان خواستند و گفتند که شنيده است که آقاي مفتاح چندين‌بار مرا جريمه کرده است و تهديد کرده‌اند که اگر دوباره مرا در تلويزيون ببينند، از هنرستان اخراج مي‌کنند. او ادامه داد: در آن زمان «کيهان‌ بچه‌ها» چهارشنبه‌ها بعدازظهر در تلويزيون برنامه داشت و ما تمام هفته با بچه‌ها براي اين برنامه‌ها تمرين مي‌کرديم که از نظر مدرسه اين کار ما ممنوع بود. زماني‌که آقاي دهلوي مدير مدرسه شد، به من گفتند که اگر علاقه دارم مي‌توانم کارهاي بهتري انجام دهم. ايشان گفتند که آقاي فرامزر پايور (موسيقيدان، آهنگساز و رهبر ارکستر) نياز دارند کسي براي ارکستر ايشان نت‌هاي سنتور را براي کلارينت و آلتو تبديل کند. در نتيجه استاد دهلوي مرا با آقاي پايور آشنا کردند. رهبري درباره تاثير حسين دهلوي بر زندگي خود گفت: يکبار در 13 سالگي ايشان جمله‌اي به من گفت که خيلي برايم تاثيرگذار بود. ايشان گفتند که علي رهبري، آينده درخشاني خواهد داشت و اين جمله از طرف فرد مهمي مانند ايشان براي من بسيار اهميت داشت. استاد دهلوي بعدها مرا به اروپا فرستاند و پس از بازگشتم به ايران مرا براي رياست هنرستان موسيقي به آقاي پورتراب معرفي کردند. تا همين پنج سال پيش با استاد دهلوي در ارتباط بودم. ايشان هميشه براي من همانند يک پدر مسئول بودند. قدر ايشان را آنگونه که بايد ندانستند و افرادي که نبايد جاي ايشان را گرفتند.

نام استاد دهلوي برايم يادآور نظم است

همچنين حسين عليزاده درباره آشنايي خود با استاد حسين دهلوي گفت: دوره هنرستان موسيقي بعداز رياست روح‌ا... خالقي، زماني بود که من تازه به هنرستان رفته و سال اول بودم. آن زمان تمام اساتيد هنرستان نه تنها اساتيد موسيقي حتي آنهايي که دروس نظري را تدريس مي‌کردند، وقتي سر کلاس مي‌آمدند و اسم خالقي را مي‌آوردند بغض مي‌کردند؛ زيرا نه تنها يک هنرمند بلکه يک دلسوز و عزيز را از دست داده بودند. طبيعي بود که اين نگراني باشد که پس از ايشان چه کسي رياست را بر عهده خواهد گرفت. ولي مسئولان به‌خوبي دريافتند که جانشين استاد خالقي بايد استاد دهلوي باشد. من سال 1343 به هنرستان رفتم که استاد دهلوي مدير هنرستان بود؛ دوراني بود که فعاليت‌هاي استاد دهلوي در رشته آهنگسازي و موسيقي شروع به شکوفايي کرده بود. در اين سال‌ها طبيعي بود که بايد به مسائل کاري خود مي‌رسيدند و مدرسه را به گونه‌اي اداره مي‌کردند که بتوانند شاگرداني تربيت کنند که بعدها نمونه‌هاي خيلي خوبي شوند. او ادامه داد: زماني‌که براي ورود به هنرستان نزد ايشان آزمون دادم بدون اينکه زمينه قبلي درباره ايشان داشته باشم او را خيلي باجذبه ديدم. اگر ساده به ايشان نگاه مي‌کردي ممکن بود فکر کني فردي است که کمتر مهربان باشد ولي در مواقع حساس و وقتي که مشکلي داشتي مي‌ديدي که مهر يک پدر و معلم را به‌همراه دارد. سختگيري و دقت استاد دهلوي بود که هميشه مي‌خواست شاگردان هنرستان را افراد منظم و هنرمند بار بياورد. ايشان چون مدير خيلي خوبي بود از اساتيد خيلي خوبي همانند زنده‌ياد استاد پورتراب و استاد فرهاد فخرالديني دعوت به کار کرده بود که ايشان را در اين مسير به‌خوبي همراهي کردند. او در پايان گفت: جوان‌ها بايد بدانند که بدترين چيز براي يک هنرمند، اين است که درگير کارهاي اجرايي شود و از کار هنري خود باز بماند. زماني‌که استاد دهلوي مدير هنرستان بود بهترين شاهکارهاي خود را خلق کرد. ايشان کار کسي را کپي نمي‌کرد و خط‌کاري خود را داشت. هر روز هرگاه هرچند هم که زود به مدرسه مي‌رفتيم ايشان در آنجا بود و در حال ساخت موسيقي بودند. آثاري که ايشان خلق مي‌کرد جوهره ايراني داشت؛ زيرا از کودکي با موسيقي ايراني بزرگ شده بودند. دوره مديريت ايشان هنرمندان بزرگ و باارزشي تربيت شدند. ايشان در زمينه تدريس هم موفق بودند. ايشان غنيمتي بود که به هنرستان سپرده شد و اميدوارم هنرستان دوباره روزي به آن دوران بازگردد و براي اين کار افرادي همانند خالقي و دهلوي مديريت آن را بر عهده بگيرند. هربار اسم ايشان را بر زبان مي‌آورم احساس مي‌کنم که بايد مصمم کار کنم و منظم باشم؛ همانند يک هنرمند واقعي.

دهلوي اهل حسد نبود

احمد پژمان، آهنگساز و موسيقيدان نيز درباره حسين دهلوي گفت: آقاي دهلوي در ارکستر آقاي پايور مي‌نواخت و من ويولن مي‌نواختم. قرار شد به مناسبت افتتاح تلويزيون اجرايي داشته باشيم که اولين قطعه اجرايي «سبک بال» بود که از آثار خيلي خوب استاد دهلوي بود. البته ايشان بعدها که براي تحصيل به آلمان رفتند آن را تغيير دادند و تا حدودي مدرن کردند که من هميشه اولي را بيشتر دوست داشتم. آقاي دهلوي هميشه مي‌گفتند ارکستر خوراک مي‌خواهد و خودشان هميشه مي‌نوشتند و بعدها که من هم اضافه شدم بدون هيچ حسادتي مرا تشويق مي‌کرد و آثارم را به‌خوبي اجرا مي‌کرد. بهترين قسمت درباره آهنگسازي ايشان اين بود که همه چيز را از موسيقي اصيل ايراني مي‌گرفت و غرب‌زدگي در آثارش وجود نداشت. او ادامه داد: يکبار براي کمک به سيل‌زدگان پاکستان به يکي از شهرهاي کوچک لاهور براي برگزاري کنسرت رفتيم. مردم نمي‌دانستند که کنسرت چيست و فکر مي‌کردند که مهماني است. پس از شروع کنسرت مردم شروع کردند به حرف‌زدن که آقاي دهلوي کار را متوقف کرد و به فارسي گفت که چرا آنقدر حرف مي‌زنند و همه را ساکت کردند. ولي وقتي که شروع کرديم دوباره شروع به حرف‌زدن کردند. ايشان خيلي مراقب همه چيز و همه کسي بود و از نقد خوشش مي‌آمد. او آدم سختگير و دموکراتي بود.

دهلوي بسيار مدبر بود

در پايان کامبيز روشن‌روان اظهارکرد: زنده‌ياد حسين دهلوي را از سالي که وارد هنرستان موسيقي شدم؛ يعني سال 1340 مي‌شناسم. ايشان را آن زمان به‌عنوان مديري که بسيار در کار خود جدي بود مي‌شناسم. کارهايي همانند اداره هنرستان، انتخاب معلم‌ها، دروسي که بايد مي‌خوانديم و حساسيتي که نسبت به انتخاب ساز براي ما داشتند و اينکه هنرجويان به بهترين نحو آموزش ببينند. ايشان بسيار سختگير و مدبر بودند. ايشان را به‌عنوان يکي از برجسته‌ترين هنرمندان موسيقي مي‌شناسم؛ چون در عين اداره دبيرستان رهبري ارکستر صبا را به عهده داشتند و اين کار را به‌خوبي انجام مي‌دادند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی