آرمــان مــلـي- محمدهادي عليمرداني: با اعلام نامزدي يک سردار سپاه براي 1400، احتمال حضور يک نظامي در دفتر رياستجمهور افزايش يافته است. اين موضوع از ماهها پيش عامل نگراني بسياري از فعالان سياسي و مردم شده بود. در همين خصوص «آرمان ملي» گفتوگويي با سيدفاضل موسوي، فعال سياسي اصلاحطلب انجام داده است که در ادامه ميخوانيد.
زمزمه حضور يک نظامي در جايگاه رياستجمهوري از هميشه پررنگتر است. نظر شما درباره حضور يک نظامي در پاستور چيست؟
در تاريخ ايران، همسايههاي ايران و بسياري از کشورهاي دنيا، مردم عموما از مسئوليت گرفتن نظاميها در سمتهاي اجرايي خيلي راضي نيستند. جداي از اين موضوع، يقين بدانيد که علماي ما در حوزههاي علميه نيز هنوز رسما از حضور يک نظامي به عنوان مسئول سخن نگفتهاند. بعيد است علما با فردي نظامي براي کارگزاري کشور موافق باشند، زيرا اين خود يکي از دلايل انقلاب اسلامي بود. يکي از دلايلي که انقلاب شد، اين بود که نظاميان سر کار نباشند و فقط در حوزه نظاميگري فعال باشند. حتي در مورد قاليباف نيز اين را گفتم که مردم زير بار يک ژنرال براي اداره کشور نرفتند. هر شخصي هم که بناي چنين کاري را داشته باشد، خيال خام دارد که مردم زير بار يک فرد نظامي برود تا کارهاي اجرايي، مسائل کشور و اقتصاد را به او بسپارد. عمرالبشير در سودان چه کرد؟ چرا همين تجربه تکرار نشود؟ بنا به دلايل مختلف، احتمالا مردم زير بار رياستجمهوري يک نظامي نخواهد رفت. تجربه ايران در خصوص حضور يک نظامي در راس دستگاه اجرايي گوياي اين موضوع هست. حضرت امير ميفرمايند: «نظاميان البته زينت براي حکومت هم هستند؛ زينت براي حکمرانان هستند که بيايند در برابر حکمران رژه بروند اما حصون ولات نيستند بلکه حصون رعيت هستند.» نميخواهم در اين موضوع ريز شوم.
نظاميان چند سال است که در بخشهاي مختلف کشور دخيل هستند. ارزيابي شما از اين عملکرد و ميزان موفقيت آن چيست؟
قاليباف يکي از افرادي است که از حضور او در جايگاه رياستجمهوري صحبت ميشود و به اين موضوع علاقهمند است. اخيرا سيد محمود ميرلوحي در همين خصوص اظهارنظري داشته و گفته است که چطور از حضور در رياستجمهوري صحبت ميشود؟ حوزه اجرايي يک حوزه پيچيده است. ما چند رئيسجمهور را ميبينيم و ميگوييم فلان افراد از روحاني و احمدينژاد کمتر نيستند. بحث اصلا اين مسائل نيست، بحث اين است که افرادي که بعضا براي رياستجمهوري نام برده ميشوند، در تراز ملت ايران نيستند. اگر در تراز ملت ايران بودند، بايد در چهارچوب قانون اساسي خدمات بسياري ارائه ميدادند، نه اينکه بعدها به يکي منحرف و به ديگري فتنهگر بگويند. کسي بايد در جايگاه رياستجمهوري قرار بگيرد که در تراز مردم باشد. اگر اين افراد تاکنون بهدرستي عمل کرده بودند و اين شرط را داشتند، وضعيت کشور در اين دوران به گونه ديگري رقم ميخورد. اگر ناهنجاريها و بدهيها را بشماريم، انسان فقط بايد بنشيند و گريه کند. حالا يک نظامي بنا دارد چه کاري براي کشور انجام دهد؟ در حال حاضر در حوزه صنعت، اقتصاد، ساختوساز و مسکن حضور دارند. اگر بنا باشد بتوانند مشکلات را حل کند، چه حوزهاي باقي مانده که بگويند ديگران بلد نيستند و ميتوانند آن را کامل حل کنند؟ اکثر بانکهايي که در دست نظاميان بوده، شاخص منفي دارد. در تمام پروژههايي که حضور داشتهاند، ديگران هم ميتوانستند انجام دهند. ما امکانات را به نظاميان داديم که براي ادامه جنگ از آنها استفاده شود و اين اتفاق نيز رخ داد. اولين راهي که ميان تهران و ساوه ساخته شد به چه معضلي گرفتار شد؟ حداقل 7 سال مشکل داشت تا بالاخره مشکل حل شد. امروز نه در ايران و نه در دنيا به يک نظامي اقبال خيلي قوي نشان داده نميشود. اگر اجازه بدهيم مديران ريشهدار اجرايي وارد عرصه مديريت شوند، ببينيد چگونه مشکلات را حل ميکنند.
اخيرا يکي از نمايندگان مجلس پيشين گفتهاند، «رئيسجمهور نظامي يعني در مملکت قحطالرجال است»، نظر شما چيست؟
اصلا بحث قحطالرجال نيست. ايران درصد قابلتوجهي از کارشناسان ارزشمند دنيا را تامين ميکند. همان که اصطلاحا به فرار مغزها معروف است اما يکي از شخصيتهاي سياسي مطرح کشور ميگفت اگر نيمي از اين نخبگان در کشور باقي بمانند، کافي است. غافل از اينکه سرمايه اصلي کشور همين افراد فرهيخته، دانشمند، با زمينه فکري بزرگ هستند. پول و نفت ثانوي است. ما نيروهاي ارزشمند را کنار ميگذاريم و ميگوييم شخصيتي روي کار بيايد که مطيع ما باشد. عدهاي ميخواهند بگويند ما از مردم بهتر ميفهميم اما هيچکس بهتر از مردم نميفهمد.