در هفتههاي نخستين ليگبرتر بهخصوص هفته دوم شاهد حاشيههايي عجيب بوديم. من از دو ديدگاه به اين قضيه نگاه ميکنم. مورد اول شرايط کرونايي که در کشور وجود دارد، اوضاع حاکم بر جامعه را بهسمت استرس و اضطراب شديد برده است. دلمشغولي براي همه بهوجود آمده و باعث پرهيز از کارهاي روتين زندگي شده که روي انسان اثر ميگذارد. مورد دوم بهخاطر فقرفرهنگي حاکم بر جامعه ماست. عصبي و نگران هستيم و با کوچکترين حرف، کنايه و اتفاقي که باب ميل مخاطب نيست، واکنشهاي نامتعارفي را مشاهده ميکنيم. بايد بپذيريم که بسياري از مربيان فوتبال ما، خويشتندار نيستند و يکي از فوايد ورزش قهرماني احترامگذاشتن به مخاطب است که در کشور ما رخ نميدهد. ما وقتي به مغازهاي هم براي خريد مراجعه ميکنيم هم شاهد مجادله خريدار و فروشنده هستيم که اين واکنشهاي منفي مسلما جوّ مسمومي در کشور ايجاد کرده و کاملا در مورد مربيان و ديگر اعضاي فوتبال ما صادق است. وقتي از صفر تا 100 ماجرا را با دقت نگاه ميکنيم و به مسئولان و افرادحاضر در مسابقات که برگزارکننده تلقي ميشوند نگاه ميکنيم ميبينيم که تمامي ارکان برگزاري رقابتها عصبي هستند. مسئولان در شرايطي غيرمتعارف اصرار دارند بهخاطر قراردادهاي اقتصادي هم که شده، بههرشکل ممکن مسابقات را پيش ببرند. در نتيجه آرامش گرفته شده و شاهد درگيريهاي بسيار زيادي هستيم. مردم کمحوصله هستند و با فقرفرهنگي که به آن اشاره کردم، با کوچکترين واکنش، اقدامات ناخوشايندي را مشاهده ميکنيم. انتظار از مسابقات ليگبرتر بسيار زياد است اما مجادلههاي لفظي از بازيکن گرفته تا مربي و تمامي عوامل حاضر در رقابتها باعث جنجالهاي زيادي شده که قاب زيباي فوتبال را از بين برده و چهرهزشتي به مسابقات داده است. بهعنوان مثال يحيي گلمحمدي يکي از مربيان آرام و صبور فوتبال ما با اشتباه داور واکنش غيرمنطقي نشان ميدهد و از سوي داور اخراج ميشود. در حاليکه اصلا تصور اخراج مربي که همواره با آرامش کنار زمين حضور داشته، در ذهن کسي شکل نگرفته است. همه ما اين روزها به خويشتنداري نياز داريم و بايد يکديگر را به آرامش دعوت کنيم. دستورالعملهايي هم بايد از جانب باشگاهها که متولي ورزش محسوب ميشوند براي اعضاي تيمها صورت پذيرد تا بازيها از جنجال بهسمت آرامش و امنيت کشيده شود اما در عمل چنين اتفاقي نميافتد.