با استفاده از اطلاعات جمعآوري شده نتايج بسيار جالب توجهي به دست آمده است. اول اينکه پاسخدهندگان در کل ديد خوبي نسبت به وضعيت حکمراني در ايران ندارند. ميانگين شش شاخص حکمراني بين 25 تا 42 است که پايينتر از 50 بوده و نشانگر احساس دانشجويان نسبت به نامناسب بودن فضاي حکمراني در کشور است. نظرات اين دختران و پسران بسيار نزديک به هم است، اما در کل دختران کميخوشبينتر از پسران هستند.
علت بدبيني جوانان دانشجو نسبت به وضعيت حکمراني در ايران، از بين رفتن اعتماد مردم نسبت به کارايي دولت به مفهوم عام کلمه (مجموعه قواي مقننه، قضائيه و مجريه) است. درک اين مساله دشوار نيست. بهعنوان مثال ميتوان به گرانيهاي افسارگسيخته، اختلاس هاي ميليارد دلاري و عوامل بسيار ديگري از اين دست اشاره کرد. فساد، بيعدالتي و فقر گسترده از جنبههاي مختلف اثرات جبرانناپذيري در جامعه بهجاي ميگذارد و به از دست رفتن سرمايه اجتماعي منجر ميشود. بر اساس گزارش سازمان شفافيت بينالملل در سال 2019، ايران از نظر کنترل فساد رتبه 146 را از بين 180 کشور کسب کرده است که اين نيز جاي بسي تامل و تاسف و سوال دارد که چه بر سر شعارهاي مقابله با فساد و حمايت از اقشار ضعيف جامعه آمده است؟ آيا ممکن است که اعتماد از دست رفته را با مقابله جدي با فساد دوباره به جامعه باز گرداند؟ البته مدتي است که قوه قضائيه با پيگيري پروندههاي مفاسد اقتصادي يا به اصطلاح دانه درشت ها و برگزاري دادگاههاي علني، به دنبال آن است که روح تازهاي به کالبد نيمهجان اين اعتماد بدمد. اما اعتماد چيزي نيست که بشود از سوپرمارکت سر کوچه خريد و براي بازسازي اعتماد ملي کار سنگين و زمانبري بايد صورت گيرد تا شايد طعم تلخ بياعتمادي فراموش شود. مورد نگرانکننده ديگري که ميتوان از اين نظرسنجي دريافت کرد اين بود که ميانگين شاخص اظهارنظر و پاسخ گويي، ميانگين کلي، ميانگين پسران و ميانگين ارزيابي دختران (به ترتيب 25، 18، 31) کمترين ارزيابي در ميان شش شاحص حکمراني خوب بوده است. اين شاخص براي تمامي جوامع بسيار حائز اهميت است. احساس جوانان دانشجو در مورد عدم امکان وجود اظهار نظر و پاسخگويي از سوي نهادهاي مختلف باعث نااميدي و افزايش بي اعتمادي آنان نسبت به نحوه ي اداره ي کشور ميشود. پس از شاخص اظهارنظر و پاسخ گويي، کمترين ارزيابي مربوط به شاخص کنترل فساد است که انعکاسي از احساس ناخوشايند دانشجويان نسبت به گستردگي فساد است. اين شاخص درکل نمونه 29 و براي پسران و دختران دانشجو به ترتيب 18 و 31 بوده است. دليل خوشبينتر بودن دانشجويان دختر نسبت به وضعيت حکمراني در ايران شايد اين است که کمتر از پسران در جامعه و ادارات رفت و آمد دارند و پيگير اخبار نيستند و کمتر در بحث هاي سياسي مشارکت ميکنند. به علاوه، پسران دانشجو به علت شرايط اقتصادي حاکم بر جامعه، نسبت به آينده بسيار نگرانند. دختران دانشجو نيز از بيکاري و عدم توانايي تشکيل خانواده نگران هستند، اما به دليل شرايط فرهنگي و انتظارات بيشتر جامعه از مردان، دانشجويان پسر بيشتر در مورد آينده شغلي و درآمد خود دچار استرس و نگراني مي شوند و وضعيت نامناسب اقتصادي از ديدگاه آنان به ارزيابي پايينتر در شاخصهاي حکمراني خوب منجر شده است. البته خوش بيني دختران دانشجو نسبت به شيوه حکمراني در ايران به معني اين نيست که تفاوت ارزيابي هاي دختران و پسران دانشجو بسيار جدي است. تمامي ميانگين هاي شش شاخص حکمراني در کل و به تفکيک جنسيت کمتر از 50 است. يعني بخش اعظم پاسخ دهندگان وضعيت حکمراني در ايران را نامناسب و ضعيف ارزيابي کردهاند. اگر اين بياعتمادي و فساد ادامه پيدا کند، کشور به سمت بياعتمادي فزايندهاي پيش خواهد رفت. چيزي که همين امروز نيز کمابيش شاهد آن هستيم. فرض کنيد در خيابان قدم ميزنيد و يک نفر جلوي شما را ميگيرد و ميگويد که مسافرم و کيفم را دزديدهاند. آيا حاضريد به او کمک کنيد تا او بعدا آن مبلغ را به حساب شما واريز کند؟ با اينکه شايد آن فرد واقعا چنين مشکلي برايش اتفاق افتاده باشد، اما اکثريت ما گمان ميکنيم که دروغ ميگويد. بياعتمادي و فساد ريشه بسياري از معضلات اجتماعي مانند فقر، بيعدالتي و دوقطبي شدن جامعه است. حکمراني خوب، از جمله کنترل فساد، افزايش کارايي دولت و حاکميت قانون از ملاکهاي حرکت موفقيتآميز در مسير توسعه است. اين مطلب را ميتوان در نگاه به کشورهاي توسعهيافته به خوبي در يافت. شفافيت قوانين و مقررات، حق اظهار نظر براي مردم و ضرورت پاسخگويي از سوي نهادهاي مختلف حاکميتي، پيش شرطهاي اصلي براي مقابله با فساد هستند.