آرمــان ملي- عليرضا پورحسين: ايران و افغانستان داراي روابط ملت با ملت است که ريشه در عمق فرهنگ و اجتماع همديگر دارند و در حال حاضر نزديک به 3ميليون مهاجر افغان در ايران زندگي ميکنند. اين مهاجران و ملت افغانستان داراي پيوندهاي خوني، زباني، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي با ملت ايران و به اين دلايل مخدوش کردن روابط با ايران کار سادهاي نيست. مقولهاي که در ماههاي گذشته با کارشکني برخي کشورها و گروهکها به آن دامن زده شد. بيشک مشکلات و چالشها در اين مسير عادي است و گهگاهي در اثر ناامني، فعاليت قاچاقچيان، ورود غيرقانوني مهاجران و دستاندازي کشورهاي بيگانه بروز ميکند اما براي آن قانون و راهحل ديپلماتيک براساس روابط بينالملل وجود دارد که بايد از آن طريق حل و فصل شود. اگر چالش يا مشکلي هم بهوجود ميآيد نياز به تنش ندارد، دو کشور ميتوانند براساس قوانين بينالمللي و بهتر از آن روابط برادري، دوستي و همسايگي بهصورت مسالمتآميز آن را حل کنند که مورد قبول مردم دو کشور نيز باشد. در اين ميان وزير امورخارجه کشورمان نيز با معاون سياسي وزارت خارجه افغانستان ديدار داشته است که از جمله موضوعات اين ديدار پرداختن به سند جامع همکاري بين دو کشور است که بنا به دلايلي اين موضوع تاکنون نهايي نشده است. در راستاي بررسي اين مسائل «آرمان ملي» گفتوگويي با نوذر شفيعي، کارشناس مسائل بينالملل و نماينده سابق مجلس داشته است که در ادامه ميخوانيد.
حساسيتهاي ايران نسبتبه اين روزهاي افغانستان به چه علت است و ايران بايد چه خطمشياي را در پيش گيرد؟
اگر به امنيت منطقه بهعنوان يک مجموعه نگاه کنيم مشاهده خواهيم کرد که ايران و افغانستان بهعنوان اجزايي از منطقه بر امنيت يکديگر تاثير مستقيم و کامل دارند. در همين راستا بايد ايران تحولات افغانستان را بيشتر رصد کند. ايران نميتواند نسبت به آنچه در افغانستان ميگذرد، بيتفاوت باشد. در گذشته نيز شاهد بوديم که جنگ داخلي افغانستان مشکلات زيادي از جمله قاچاق موادمخدر، مهاجرت و قاچاق انسان و شرارتهاي مرزي ايجاد کرد. اين موارد سبب ميشود تا ايران نتواند نسبت به داخل افغانستان بيتفاوت باشد اما اين به معناي دخالت در افغانستان نيست. هر کشور ديگري نيز به جاي ايران باشد اين حساسيتها را نسبت به افغانستان بايد داشته باشد. راهحل رفع نگرانيهاي ايران در افغانستان استقرار يک دولت قدرتمند در افغانستان و توسعه اين کشور است. بنابراين ايران بايد در راستاي اين دو اصل گام بردارد و خطمشي خود را طبق آنها تنظيم کند. ايران از هر روندي که منجر به اين اصول شود حمايت ميکند و قطعا مثبتترين روند در اين راستا مذاکرات بينالافغاني است.
ايران چگونه ميتواند در اين بحبوحه تغيير و تحولات در افغانستان نقشآفريني مثبت داشته باشد؟
در خصوص مذاکرات صلح در افغانستان، گفتوگوهاي زيادي ميان تمامي کشورهاي درگير در افغانستان صورت گرفته است تا به يک جمعبندي کامل و به يک توافق کامل برسند. ايران نيز خواه يا ناخواه به علت اينکه در همسايگي افغانستان قرار دارد يک رابطه تنگاتنگ با اين کشور دارد و امنيت هر دو کشور بر آرامش طرفين تاثير مستقيم ميگذارد. بر همين اساس، سفرهاي پيدرپي و ديدارهاي پيدرپي مقامات دو کشور در اين راستا صورت ميگيرد. روابط ايران و افغانستان در اين ميان يکسري اصول و پايههاي ثابت و برخي اصول متغير دارد. پايههاي ثابت آن جغرافيا، فرهنگ و تاريخ دو کشور است که اين دو ملت را به يکديگر گره زده است. اين عوامل سبب ميشود ايران و افغانستان همواره بر يکديگر تاثير بگذارند. اصول متغير نيز دولت و نيروهاي سياسي است که هرازگاهي بر اين کشور حاکم ميشوند. اين نيروهاي سياسي نيز روابط ايران و افغانستان را همواره متحول ميکند. آنچه اهميت دارد اين است که بنياد روابط ايران و افغانستان دوستانه است و اين بنياد دوستانه اقتضا ميکند که هر دو کشور نسبت به يکديگر ملاحظاتي داشته باشند و مصلحتهاي همديگر را درک کنند. به اين شکل که هر دو کشور بايد از انجام اقداماتي که امنيت کشور مقابل را خدشهدار ميکند بايد پرهيز کنند. در اين ميان بايد مراقب بود که عرصهها براي ايجاد اختلاف ميان ايران و افغانستان زياد است و نبايد با رفتارهاي غيرمسئولانه اين عرصه را در اختيار دشمنان دو کشور قرار داد. بازديدهاي پرتعداد در اين برهه زماني سبب ميشود تا به سواستفادهکنندگان اجازه داده نشود تا از ابهامات به نفع خود استفاده کنند و با شفاف شدن مسائل فيمابين اختلافات نيز به صفر نزديک ميشود. در عرصه بينالمللي هرچقدر که روابط ايران و افغانستان خوب باشد، تغيير و تحولات داخلي و منطقهاي کمتر ميتواند روابط دو کشور را مخدوش کند.
چــه مــوانعي پيش روي دو کشور در اين عرصه قرار دارد؟
از سوي ديگر، يک نوع تحول و دگرگوني در عرصه بينالمللي در حال رخ دادن است به شکلي که جهان به سمت دوقطبي شدن حرکت ميکند که يک قطب آن چين و قطب ديگر ايالاتمتحده است. هرکدام از اين دو کشور تلاش ميکنند در حوزه آسياپاسيفيک براي خود متحداني دست و پا کنند. بنابراين در اين چارچوب افغانستان يک عرصهاي است که محل رقابت آمريکا و چين است و ايران بهعنوان يک کشور مهم منطقهاي در اين فعل و انفعالات ايفاي نقش ميکند. در راستاي نهادينه شدن اين روابط خوب بايد هر چه سريعتر تفاهمنامه جامع ميان ايران و افغانستان به نتيجه ختم شود. مفاد اين توافقنامه ميتواند يک اعتماد دوطرفه ايجاد کند و سوتفاهمات را کنار بزند. روابط ديرينه دو کشور همواره بر پايه صلح و دوستي بوده است و اين توافقنامه ميتواند اين امر تاريخي را استمرار بخشد و در عرصه بينالمللي آن را ارتقا دهد. ايجاد تنشهاي کاذب يکي از اصليترين موانع پيش روي دو کشور براي ارتقاي روابط است.