ما ايرانيها واقعا آدمهاي ثروتمندي هستيم (البته با اجازه آقاي خاوري و نون.خ) و يکي از ثروتهاي ما همين چايي است. شايد در کشورهاي خارجي آب مايه حيات باشد، اما در کشور ما چاي با اختلاف حياتيترين مايع است. در اولين قسمتِ «ويکي پريا» ما به بررسي چاي ميپردازيم:
جايگاه اجتماعي: اين قضيه را وقتي بهتر درک خواهيد کرد که بدانيد ايراني.ها چاي را به جاي نوشيدن، ميخورند؛ حالا شما حسابش را بکن با اين وضع اگر روزي خدايي نکرده چاي تحريم شود چه بلايي سر کاخ سفيد ميآوريم! خيلي بخواهيم بهشان لطف کنيم آنجا را تغيير کاربري ميدهيم و مزون عروسش ميکنيم.
نقش در سياست: عرض ميکردم که چايي براي ما حکم غذا را دارد و متابوليسم پايه بدن ما ايرانيها بر اساس همين چايي برقرار است. مثلا همين وزير راه را در نظر بگيريد، فکر مي کنيد چرا ايشان گفتهاند: «ايرانيها ميتونن با جت شخصيشون بيان تو خط هوايي مسافر کشي»؟ اگر ته و توش را در بياوريد به اين ميرسيد که آقاي وزير قبل اين جلسهشان چاي نخوردهاند و اساسا متابوليسم مغزي شان خوب کار نميکرده که اين حرفها را زدهاند.
رقابت با شاش شتر در طب: چايي جايگاه ويژهاي در طب ايراني دارد، نمونهاش چايي نبات! باور نميکنيد برويد و از مادربزرگهاي روستان سوال بپرسيد؛ تاريخ که دروغ نميگويد. قديمها مردم از بيماريهاي لاعلاج ميمردند چون حال نداشتند بروند و چايي دم کنند و با نبات بخورند؛ وگرنه اگر اين کار را ميکردند زنده ميماندند. پيشرفت علم و توليد واکسن و اينها همش حرف است، همين ترامپ هم اگر رگ و ريشه ايراني داشت به جاي تزريق وايتکس، تزريق چايي نبات را پيشنهاد ميداد.
لکه چايي بر پيکره ادبيات: همين بس که در وصف اين ثروت ايراني، شاعر معشوقهاش را ول کرده و سروده: «چاييچايي جلد تند قهر نکن... دچار جوني رنگم زرد نکن... چاييچايي جلدي تند قهر نکن... نفس ما نگيرو رنگ زرد نکن»
آخرش که چي؟: اون وقت با همه اين تفاسير يک نماينده از راه ميرسد و ميگويد: «اعتصاب غذا کردهام!» مطمئن باشيد همين نمايندهاي که ادعاي اعتصاب غذا ميکند قايمکي ميرود پشت بام مجلس يا زير ميز کارش و چايش را ميخورد. البته باز هم نميشود به اين نماينده ايرادي گرفت، چون او همين کار را هم براي همدردي با افراد مستضعف جامعه انجام ميدهد!