بستن
کد خبر: ۱۰۰۱۶۸۷

امتداد معنادار نظام بین‌المللی

امتداد معنادار نظام بین‌المللی
مهدی مطهرنیا استاد دانشگاه

نظام بين الملل در باند پر پهناي جهاني؛ به مانند يک ميدان مغناطيسي منفي است. اين ميدان مغناطيسي داراي «راستا» يا امتداد؛ و «جهت» است. بافت آن را قدرت و بافتار آن را رقابت بر سر قدرت؛ شکل مي‌دهد. ساخت آن نيز سلسله مراتبي و ساختار آن دگرسازانه و ستيزش گر است. در يک ميدان مغناطيسي، با راستاي مشخص، امتداد معنادار وجود دارد که با بارهاي منفي و مثبت امکان باردار شدن پيدا مي‌کند. اگر بار منفي پذيرد، در نتيجه در همان سو، جهت امتداد شديدتري پيدا مي‌کند. اگر بار مثبت يا به تعبيري مخالف پذيرد، در جهت مخالف بار مغناطيسي باردار مي‌شود، اما در همان راستا، امتداد مي‌يابد، نظام بين‌الملل، داراي بار مغناطيسي منفي است. در اين سيستم، چيرگي و استيلا هدف است. سلسله مراتب ستيزش گر با جهت‌گيري‌هاي «دگرساز» و بافت کلام محورانه معطوف به «دوانگاري هاي متضاد »؛ ثبات بخش بافت متن راستايي و امتداد آن بوده است. نبرد امپراتوري‌ها ، ملت - دولت‌هاي وستفاليايي، اتحادها و اتفاق ها، دوقطبي جنگ سرد، و... شاهدي بر اين معنا است. تفاوت ندارد، رقابت امپراتوري ايران باشد با رم، يا پرتقال و اسپانيا، يا شوروي و آمريکا، يا آمريکا و چين. در همه آن ها ميدان مغناطيسي با امتداد [چيرگي] ، در راستاي{ استيلا}، هستومندي نظام بين‌الملل را بر مي‌سازد، جهت‌ها با بار مثبت و يا منفي در اين امتداد و راستا هم بافت و هم ساخت هستند. اگرچه در دوانگاري‌هاي سلسله‌مراتبي ستيزش گر و استراتژي‌هاي دگرهويتي جهت مخالف پيدا مي‌کنند، ولي در بافتار و ساختار مکمل هم هستند. در بافت سرزمين ملي، دين و دولت، در بافت فراملي، شرق و غرب، شمال و جنوب، و... در اين ميدان مغناطيسي قرار مي‌گيرند. سيستم تحليلي در اينجا متوجه بار اصلي و مرکزيت مفهومي (قدرت) است. همه با هم به دنبال اين امتداد، راستا، و سو، جهت گيري هاي گوناگون مي‌پذيرند؛ تا در سطح تحليل جذب نخبگان و توده‌ها به عنوان جامعه هدف، در فضايي رقابتي دوانگارانه متضاد ستيزشگر سلسله مراتبي موجود ، يارگيري کنند. حال در اين فضا يک ميدان مغناطيسي با بار سومي، جز منفي يا مثبت ، احتمال يا حتي امکان بروز پيدا مي‌کند؟ بر فرض اگر احتمال بروز پيداکند در راستا و امتداد يا سو bias نه جهت orientation، مي‌تواند نابردار، ناراستا، و بي امتداد باشد؟ مي‌توان با انواع توجيه‌ها جهت را برجسته کرد و به انواع عمليات‌هاي رواني متوسل و شيوه‌هاي گوناگون کنش هاي رسانه‌اي به افکار عمومي توده‌ها، روشنفکران و سرآمدان خواب آلود يا خواب زده، قبولاند که فصل جديدي آغاز شده است.امتداد و راستاي ميدان دگرگونه شده است. پارادايم مطرح شده در انقلاب اسلامي و در سطح تحليل سيستم، متوجه قدرت در گستره سياست، پارادايم نه شرقي نه غربي، جمهوري اسلامي است. در عرصه داخلي عدم تمسک بر الگوهايي حکومتي غرب و شرق، و در عرصه بين الملل ، عدم وابستگي به قطب‌هاي قدرت در سطح جهاني، اکنون پرسش آن است: در اين عرصه‌ها تا چه اندازه توانسته است موفق باشد، و جهتي معنادار، قابل تعريف، شاخص گذاري، و قابل قبول عرضه دارد؟ نگوييد امتداد يا راستايي دگرگونه برساخته است. حداقل ادراک را براي نگارنده قائل شويد!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی