آرمان ملي- اميد کاجيان: دههزار کشته نظامي و غيرنظامي حاصل جنگ قرهباغ بود؛ جنگي که پس از 26 سال باعث شد ارتش ارمنستان از مناطقي که سالها آن را در اختيار داشت خارج شده و کنترل موقت منطقه قرهباغ نيز به نيروهاي ارتش روسيه سپرده شود. نبرد قرهباغ دوماهي به طول انجاميد و اما ارمنستاني که روسيه را ديگر در پشت خود نميديد و آذربايجان و ترکيه و اسرائيل را در مقابلش داشت، به نوعي ميدان را بعد از سه دهه به جمهوري آذربايجان واگذار کرد. اکنون نخستوزير ارمنستان توسط مردمش آنقدر منفور شده تا طرح ترورش نيز ريخته ميشود. مردم خشمگين ارمنستان به ساختمانهاي دولت و پارلمان حمله ميبرند چراکه خواهان ادامه ايستادگي بودند، اما نخستوزيرشان گفت که ادامه جنگ با ارتش دوم ناتو بدين منوال و در نبود روسيه ادامهپذير نيست. سکوت کشورهاي همپيمان با ارمنستان و همراهي کشورهاي همپيمان با آذربايجان با اين کشور باعث شد تا يک هفته پيش «الهام علياف»، رئيسجمهوري آذربايجان اکنون با غرور ناشي از تجهيزات اسرائيلي و همراهي ترکيه در يک سخنراني تلويزيوني براي مردم کشورش در رابطه با توافق خود با «نيکول پاشينيان»، نخستوزير ارمنستان و «ولاديمير پوتين»، رئيسجمهوري روسيه براي توقف نهايي درگيري و پايان جنگ در منطقه مورد مناقشه «ناگورنو قرهباغ»، از گذاشتن نقطه پايان بر اين مناقشه ابراز خرسندي کند. از اين بگويد که جمهوري آذربايجان در جنگ به پيروزي رسيده و توافق بهدستآمده به معناي شکست ارمنستان و پايان سالهاي زيادي از اشغالگري است، وي خاطرنشان ساخت که پاشينيان نه با خواست و ميل خود بلکه بهخاطر «مشت آهنين» آذربايجان مجبور به امضاي اين توافقنامه سهجانبه شده است. از شکستن کمر ارتش ارمنستان سخن به ميان آورد و بعد تاکيد کند که کشورش به ترتيب کنترل سه استان «کلبجر»، «آغدام» و «لاچين» در منطقه قرهباغ را تحويل خواهد گرفت و همه آوارگان راندهشده از اين منطقه و مناطق اطراف آن، به خانه و کاشانه خود باز خواهند گشت. اما اين از ديد ارامنه بهمنزله جدايي بخشي از کشورشان به شمار ميآيد و البته که اتفاقي غيرقابل پذيرش براي آنهاست.
موضع ايران چه خواهد بود
ايران اما در چنين شرايطي موضعش چگونه خواهد بود؟ کشوري که البته از آثارجنگ اين دو کشور هم بيبهره نبود(!) و هرازگاهي راکتهايي به سمت مرزهاي کشورمان هم برخورد ميکرد. اما پيروزي آذربايجان براي ايران چه ويژگي يا تبعاتي خواهد داشت؟ جدا شدن سه استان از ارمنستان و قدرت گرفتن آذربايجان بايد باعث خوشحالي کشورمان هم باشد؟ نتيجه اين جنگ براي ايران چيست؟ چه خطراتي پس از اين ما را تهديد ميکند يا اينکه شايد هم وضعيت و قدرت کشور اکنون بهبود و تغيير يافته است.
شايد در نگاه نخست و مروري به اتفاقات در زمان جنگ قرهباغ اين شائبه را ايجاد کند که ايران بايد از آنچه امروز رخ داد، خوشحال باشد.
بيانيه چهار امامجمعه که در آن از جمهوري آذربايجان حمايت کرده بودند يکي از آن دلايل بود، ائمه جمعه در اين بيانيه نوشتند که «هيچ ترديدي در تعلق قرهباغ به آذربايجان و اشغال آن و لزوم بازگشت اين اراضي به آذربايجان، کشور اهل بيت نيست و دولت آذربايجان در بازپسگيري اين اراضي کاملا قانوني و شرعي عمل کرده است.» در ادامه حتي چهرههايي مانند علياکبر ولايتي در گفتوگويي بهصراحت از آذربايجان حمايت کرده بودند. در اين ميان اما شايد آنچه بيش از همه عيان بود واکنش سردرگم مقامات وزارت خارجه در ميان اظهارات ساير مقامات بود. نتيجه آنکه همه تصورات به اين سمتوسو رفت که اساسا با پيروزي آذربايجان امروز هم بايد ايران را خوشحال دانست اما در عمل اين گونه است؟ امروز آذربايجان با آتشبس و توافق انجامشده به آنچه ميخواسته رسيده است اما آيا اين موضوع بايد ايران را نيز شادمان کند؟
زنگ خطر براي ايران
قدرت گرفتن آذربايجان اما از چند بعد بايد مورد توجه باشد؛ شايد يکي از بزرگترين دلايل آن رابطه نزديک اين کشور با اسرائيل است. اگر اسرائيل را در اين ماجرا مبنا قرار دهيم بايد گفت که رابطه اسرائيل و آذربايجان امروز از هر زمان ديگري به هم نزديکتر شده است. جمهوري آذربايجان بيترديد پيروزي امروز خود را مديون تجهيزات نظامي و کمک آنها به خود ميداند. اين دو از سويي همواره رابطه سياسي و امنيتي داشتند. مهمترين خريدار انرژي آذربايجان، اسرائيل است. اسرائيل چهل درصد نفت خود را از جمهوري آذربايجان تهيه ميکند. از سويي اسرائيل نيز ميلياردها دلار تسليحات به آذربايجان داده و جنگافزارهاي امروز آذربايجان بيشتر اسرائيلي است و نبرد قرهباغ اکنون پيوند اين دو را بيش از گذشته کرده است. قطعا اين نزديکي بايد زنگ خطري به شمار بيايد چراکه قدرت گرفتن آذربايجان بعد از اين جنگ ميتواند راه اسرائيل را نيز باز کند. پيروزي آذربايجان البته که امروز اردوغان قدرتطلب و در سوداي امپراتوري عثماني را نيز شاد و بشاش کرده است. اردوغاني که نشان داده است هرگاه در منطقه قدرت بيشتري بگيرد فاصلهاش با ايران بيشتر شده و حتي تبديل به عناد ميشود. ترکيه امروز نزديکترين ارتباطات و تعاملات با ايران را در فشارهاي تحريمي دارد. اما ماجراي قدرتگيري اردوغان و نبردش با بشار اسد در زمانه تاختوتاز داعش يا اوج محبوبيت آکپارتيها در ترکيه همواره او و کشورش را به يکي از چالشهاي سرسخت بدل کرده بود و برعکس هروقت در زمان ضعف قرار ميگرفت به ايران نزديک ميشد. اکنون چه بسا همان ماجراي قدرتگيري او و داعش در سوريه يا حزبش عدالت و توسعه در ترکيه در مورد پيروزي آذربايجان نيز تکرار شود و مشکلات را از اين حيث نيز دوچندان کند. پيروزي آذربايجان از سويي بيم حرکات قومي و تحرکات بعضي افراد جداييطلب را هم تشديد ميکند، شنيدن برخي شعارها طي روزهاي جنگ قرهباغ، نشان ميدهد که ممکن است در آينده وضعيت براي ما پيچيده شود. از همينرو برخلاف اظهارات يا تصورات گذشته ميگويند پيروزي آذربايجان در جنگ قرهباغ ميتواند هشدارهايي براي کشورمان نيز ايجاد کند که غفلت از آن، کار ما را با اين همسايه دشوار خواهد کرد.