دوران رياست جمهوري ترامپ نه تنها دوران آشفتگي، نگراني، هراس، نااميدي جهاني در عرصههاي سياسي، روابط خارجه، اقتصادي، تجارت، حقوق بشر و... بود، بلکه آشکارکننده يک راز و رمز ابدي و اجتناب ناپذير عالم سياست بود. اينکه، « در جهان معاصر هيچ اقتدار فردي و جناحي نميتواند بر اراده و خرد جمعي غلبه کند». به بيان ديگر،« بنياديترين عامل(راز) شکست ترامپ، انسجام خرد جمعي در مقابله با منويات فردي بود». براي پيشگيري از فروپاشي ارزشها، اهداف، خواستهها، آرزوها و... مشترک که بنياد مدنيت آمريکايي است، خرد جمعي و بهويژه نخبگان آمريکايي در مقابل منويات فردي ترامپ و تمام ارزشها، اهداف و انديشههاي ضد منافع جمعي او، يکپارچه شدند. به عبارتي، ترامپ نماد انديشهها، اهداف و عملکرد ضد اجتماعي(جمعي) و بايدن نماينده انديشهها، اهداف، آرزوها و تمايلات جمعي و مدني بود. درسي که نخبگان سياسي وطندوست ايران زمين در هر سطحي بايد از انتخابات آمريکا بگيرند، اين است که خرد جمعي تنها ابزار ممکن به منظور غلبه بر منويات فردي (جناحي) و ضد منافع ملي(جمعي) است. اينکه، انسجام سياسي از طريق سازماندهي اراده و رفتار دلسوزان(بهويژه حاشيه نشينان سياسي) ايران زمين، پيرامون والاترين هدف سياسي يعني منافع ملي، «تجسم عيني خرد جمعي» است. «خرد جمعي نه اشتباه ميکند و نه شکست ميخورد». به بياني ديگر، وقتي انديشهها، طرحها، راهکارها و عملکردهاي سياسي عقيم يا مخرب ميشوند، اين تنها يک معني دارد، اينکه سياستورزان در سطوح گوناگون انعکاس يا نماينده خرد جمعي نيستند. انتخابات آمريکا به شفاف و کاربرديترين شکل نشان داد که تنها مسير پايدار کارآمدي مديريت کلان، «انتخاب منافع ملي به مثابه تجسم عيني خرد جمعي به جاي منافع فردي، گروهي و جناحي» است. ترامپ به اروپاييها آموخت که آنها بايد بدون تکيه بر و حمايت آمريکا روي پاي خود ادامه حيات دهند. به بياني کلي، کاربرديترين درسي که مديريت سياسي داخلي بايد از تجربه گران، سخت و مصيبتبار ترامپ بگيرد اين است که ايران نمي تواند و نبايد به هيچ کشور غربي يا شرقي تکيه کند. اينکه تنها تکيهگاه امن و پايدار براي مديريت کلان اتکا بر خرد جمعي از طريق حرکت در راستاي تحقق منافع ملي(جمعي) است. مهم و کاربرديترين درسي که برخي صاحبمنصبان، سياست ورزان و کارگزاران وطني بايد از راز شکست ترامپ بگيرند، اين است که در مديريت کلان نميتوان عملکرد، راهکارها و راهبردها را مبتني بر شعارهاي پوپوليستي قرار داد. پربيراه نيست اگر گفته شود، ترامپ پايان عصر سياستورزاني است که منويات فردي(جناحي) را در غالب شعارهاي پوپوليستي بيان ميکنند. راز افول ترامپ ميتواند درسي با ارزش و کاربردي براي شيفتگان و روياپردازان کارزار 1400 باشد.