برخي مصيبتها چنان سنگين و جگرخراشند که هيچ کلامي نميتواند تسليبخش آدمي باشد. رحلت دکتر داود فيرحي از اين نوع مصيبتهاست. تاثر من از مرگ نابهنگام اين دوست فرهيخته و متفکر و زحمتکش و متواضع و باصفا به اندازهاي است که چشمم درست صفحه مانيتور را نميبيند. نميدانم به چه زباني بايد به خانواده و دوستان و شاگردان و خوانندگان آثار گرانقدرش تسليت بگويم جز اينکه از خداوند بخواهم تحمل اين مصيبت را بر آنان آسان و با اجر فراوان همراه کند و او را در جوار مهر خود بهترين پاداشها دهد. هجرت زودهنگام دکتر فيرحي مصيبتي بزرگ براي دانش و علم سياسي در کشورمان هم به حساب ميآيد. او که تلاش فکري خود را بنا به خاستگاه دوگانه دانشگاهي و حوزويش در جهت ايجاد پيوندي معقول بين سنت مأثور و دستاوردهاي عصر تجدد صرف کرد تا بدينوسيله گذرگاهي براي خروج از بنبست شرايط سياسي ايران بگشايد، جايش در جغرافياي دانش سياسي ايران خيلي خالي خواهد ماند. باشد که مرگ جانگدازش رجوع به آثار متعددش را در بين دانشجويان و اهل انديشه صد چندان کند و بدين وسيله، اثر و خاطرهاش تا ابد در اين کشور زنده بماند.