پيشرفت هاي چشمگير علمي و فني، مهار ويروس کرونا با تدابير سرسختانه ، تبديل شدن به دومين اقتصاد بزرگ دنيا و حضور فعال در سازمان هاي بين المللي و اجراي بزرگترين طرح قرن بيست و يکم موسوم به راه ابريشم نوين و دهها و شايد صدها مورد ديگر چين را به الگويي بيهمانند از توسعه تبديل کرده که جهان درچنين مقياسي هرگز تجربه نکرده است.هنوز نيز وقتي از توسعه و صنعتيسازي سخن به ميان مي آيد همه نگاه ها به الگوي رشد ژاپن خيره مي شود که البته تمايلي هم به غرب داشته اما موفقيتهايش در آسيا و دنيا چشمگير توصيف شده است. موفقيتهايي که بسياري از کشورهاي ديگر همچنان از آن الگوبرداري ميکنند.البته اين کشورها امروز در مسير رشد خود با چالشهاي بسياري روبهرو هستند و نمونه آن ضعف اقتصادي بود که پس از شيوع کرونا درگير اين کشورها شد. درحالي که چين با الگوي رشد خاص خود موفق شد بيماري را در ميان جمعيتي بيش از يک ميليارد و 350 ميليون نفر مهار کند، اين کشورها هر روز آمارهايي از رکود اقتصادي منتشر ميکنند که نااميدي فزاينده اي را به اقتصاد دنيا تزريق ميکند.
ژاپن و کره جنوبي
اين دو کشور را پيش از اين که چين به قدرت بزرگ اقتصادي و صادراتي و خدماتي دنيا تبديل شود، ببرهاي آسيايي لقب ميدادهاند. دو ببر آسيايي با اقتصادهاي قوي و درامدهاي بسيار کلان که در زمينه هاي علمي و فني و تجاري نيز زبانزد بودهاند.بسياري از کشورها و مناطق ديگر چون سنگاپور و هنگ کنگ و حتي تايوان بعدها به چنين جرگه اي ملحق شدند و توانستند سري در سرها پيدا کنند. آنها البته نتوانستند پا به پاي کره جنوبي و ژاپن باشند اما امروز در جهان و قاره آسيا کشورها و مناطقي فوي ستاره با دستاوردهاي بسيار فراوان در عرصه هاي اقتصادي و تجاري و سرمايه گذاري و مراکز مالي شناخته مي شوند. به عنوان اولين کشور غيرغربي که به صنعتي سازي واقعي دست يافته است، مدل توسعه ژاپن مدلي است که در آن جهان هنوز تمايل به اندازه گيري موفقيت در آسيا دارد.امروز اگرچه اين کشورها و مناطق قدرتهاي بزرگ مالي و بانکي، علمي و فني ، تجاري و سرمايهگذاري محسوب مي شوند اما وقتي چين برنامه توسعه چندسالهاش را در تازهترين اجلاس حزب کمونيست در هفته اي که گذشت، رونمايي کرد و از توسعه سريع و در يک فرآيند پيچيده خبر داد و بر توسعه از هوش مصنوعي گرفته تا امور مالي، قلمروهاي بهداشتي و پزشکي و انرژيهاي تجديدپذير، نيمه هادي ها و بسياري عرصه هاي ديگر خبر داد، قدرت هايي نظير ژاپن و کره جنوبي و آمريکا انگشت حيرت به دندان گرفتند.درواقع چهاردهمين برنامه پنج ساله چين يک نقشه راه براي آينده است. آينده اي که « شي جين پينگ » رئيسجمهوري خلق چين بارها تاکيد کرده است مختص چين نيست بلکه يک فرايند اشتراکي براي همه کشورها و کل بشر است و چين هميشه از همه کشورها براي سوار شدن بر قطار توسعه سريع چين استقبال مي کند. برنامه اي جديد که اوج رهبري اقتصادي چين را نمايان ميسازد. سالهاي طولاني است که آسيا و جهان الگوهاي اقتصادي چون ژاپن و کره جنوبي را در هر زمينه اي مثال مي آورد و جزييات و کاربرد طرح هاي آنها متفاوت از بسياري کشورهاي ديگر بوده است و همين باعث برتري آنها در بسياري از عرصه ها شده است. اما امروز اين ستاره هاي صنعتي شرق آسيا ديگر قدرت يکه تازي ندارند و الگوپذيري ها متفاوت شده است و چين بهتدريج به يک معيار توسعه مبدل شده است.کشورهايي نظير ژاپن و کره جنوبي در مسير توسعه خود از غرب نه تنها الگو برداري کردند بلکه ارتباط و وابستگي زيادي هم به غرب داشتند و هنوز نيز چنين است و داراي اتحادهاي قوي با آمريکا هستند و در بسياري از عرصه ها سکان امور آنها به امور غرب پيوند خورده است و همين باعث شده است تا اين کشورها مانند چين در سياست خارجي خود در بسياري بخش ها داراي استقلال کافي نباشند و نفوذ و قلدري آمريکا بخصوص بر آنها کاملا مشهود است و پايگاه هاي نظامي که آمريکا در اين کشورها داير کرده و آنها را به اجبار به پرداخت بسياري از هزينه ها براي نظاميانش وادار مي کند، نشانه هايي از تفاوت راهها و روشهاي توسعه آنها با روش چين براي رشد است.اين کشورها يا از آمريکا و يا آلمان و يا کشورهاي ديگر غربي در بسياري از زمينه هاي توسعه صنعتي پيروي کردند. آنها نظام هاي مالي و بانکي قوي ايجاد کردند. بتدريج در بخشهاي زيرساختي نيز از غرب الگوبرداري نمودند و صنايع فولاد و خودرو را نيز تقويت کردند و تا جايي پيش رفتند که شرکتهاي چند مليتي در آنها شکل گرفتند و امروز نمونه هاي فراواني از اين شرکتها در ژاپن و کره جنوبي مشاهده ميشود.
چالشهاي قدرتهاي سنتي اقتصاد آسيا
اين کشورها اگرچه توسعه چشمگيري داشته اند اما بروز بحران هاي مالي در سال هاي اخير و بتدريج ضعيف تر شدن اقتصاد آنها ، شرايط را براي تغيير قطببنديها هموار کرده است.امروز به نظر مي رسد که هم ژاپن و هم کره جنوبي درکنار چالشهايي نظير بيماريهاي همهگير و بهخصوص مورد اخير کوويد 19 بايد سياستهايي براي مقابله با شرايط بينالمللي نيز داشته باشند.آنها هم بايد اتحادهاي سنتي خود را با کشورهاي غربي و بخصوص آمريکا حفظ کنند و هم بايد پاسخگوي اعتراضات مردمي درباره اين حضور نظامي آمريکا باشند و هم اينکه بايد جوابي براي کشورهاي همسايه خود داشته باشند.چالشهاي آنها چند گانه است. حفظ ارتباط و اتحاد با آمريکا از يک سو و ارتباط تجاري با چين از طرف ديگر از جمله بزرگترين چالش ها است. افزون بر اين قدرت اقتصادي فزاينده چين هم براي آنها سردرد است. شرکت هاي چيني بسرعت در ژاپن و کره جنوبي در حال نفوذ هستند.امروز آنها نظاره گر برنامه چين با عنوان «ساخت چين» هستند که آمريکا صراحتا آن را يک تهديد ميداند. اما اين براي کشوري که در جهان پرجمعيت ترين است و به بال هاي دومين اقتصاد دنيا مجهز است، شدني است.
چين قدرت نوظهور دنيا
برخلاف روند توسعه وابسته کشورهاي فوق ، چيني ها توانسته اند با ارايه يک الگوي جديد از رشد به جلو بروند. آنها در عرصه هاي مختلف پيشتاز مي شوند. شرکت هاي ژاپني و کره اي که زماني رقابت جهاني نوآوري را از آن خود کرده بودند، امروز ديگر در تامين جهاني مانند سابق قدرتمند نيستند و برخلاف آنها چين شرکت هاي خود را تاسيس کرده و راههاي ابتکاري را در پيش گرفته است.شرکت هايي نظير تنسنت و علي بابا و موسسات بسيار بزرگ تلفن هاي همراه ، هوش مصنوعي و شرکت هاي خودروساز چين و بسياري از موسسات ديگر علمي و فني اين کشور به روشني مسيرشان را ابتکاري دنبال ميکنند و ابايي هم ندارند که بهتدريج از آمريکا فاصله بگيرند و توسعه سريع آنها يک چالش بزرگ براي واشنگتن و بسياري از قدرتهاي سنتي اقتصادي گذشته است.وانگ جيانگ وزير علوم و فناوري چين ميگويد: اولين بار است که ما يک برنامه (برنامه چهاردهم توسعه) را به طور خاص به فناوري اختصاص دادهايم.او مي افزايد که اين برنامه نمادي از اعتماد به نفس فناوري است.