آرمانملي- محمدسياح: انتخابات آمريکا با همه حواشياي که داشت به پايان رسيد، تغيير قدرت در راس نظام سياسي آمريکا باعث شد تا سيگنالهايي به اقتصادهاي جهان مخابره شود که اين سيگنالها در بازارهاي مالي، پولي و سرمايهاي ايران هم احساس شد. هرچند که ممکن است اين تغييرات به دليل جو رواني حاصل از اين اتفاق باشد بازهم باعث شد تا تغييراتي در موازنه تعيين شاخصهاي اقتصادي ايجاد شود. ايران همواره تحت شديدترين فشارهاي ناشي از تحريمهاي يکجانبه آمريکا قرار داشته و همين موضوع باعث شده تا با محدوديتهاي زيادي در تجارت خارجي و بهتبع در اقتصاد داخلي داشته باشد. اين فشارها با حضور دونالد ترامپ، رئيس جمهوري پيشين آمريکا شدت گرفت و حالا با به قدرت رسيدن جو بايدن که خواستار بازگشت به برجام و تغيير سياستهاي تحريمي عليه ايران است، ميتواند فصل جديدي را در اقتصاد ايران رقم بزند. برخي از کارشناسان اقتصادي معتقدند نبايد همه چيز را به وعدههاي آمريکا گره زد بلکه بايد قبل از هر اقدامي، مشکلات دروني اقتصاد را برطرف ساخت تا از ميزان آسيبپذيري ساختار اقتصادي ايران کاست، در اين صورت است که اقدامات آمريکا عليه کشورمان اثر خودش را يا از دست ميدهد يا اين اثر کمرنگ ميشود. در همين زمينه «آرمانملي» گفتوگويي با علياکبر نيکواقبال، اقتصاددان، داشته که در ادامه ميخوانيد.
با توجه به انتخاب بايدن بهعنوان رئيسجمهوري آمريکا و تغيير موازنههاي قدرت در اين کشور، وضعيت اقتصادي کشور را در روزها و هفتههاي آينده چطور پيشبيني ميکنيد؟
به نظر من يکسري عوامل پيشرو و يکسري عوامل بازدارنده در اقتصاد کشور وجود دارد و بايد ديد که تقابل اين نيروها به کدام سمت متمايل ميشوند و چه نتايجي به بار ميآورند. در حقيقت تغيير ايجاد شده در آمريکا برخي نقاط مثبت دارد چون خود بايدن بنيانگذار قراردادهاي بينالمللي بوده است، درحاليکه ترامپ اين قواعد و قراردادها را از بين برد و شرايط جديدي به وجود آورد که مورد قبول ايران قرار نگرفت. الان با انتخاب بايدن ميتوانيم به برجام برگرديم، چون خود آمريکا بنيانگذار آن بوده و خودشان اعلام کردهاند که مايل به بازگشت به اين قرارداد هستند ولي اين کار نيازمند گفتوگو است و بايد ديد که مهارتهاي گفتوگو و مذاکره ايران چه اتفاقي را رقم خواهد زد.
به نظر شما آيا مخالفان رشد اقتصادي ايران براي چنين اتفاقي مساعدت ميکنند؟
هر کشوري مخالفاني در دنيا دارد و ايران هم مستثني از اين موضوع نيست، يعني نيروهاي سياسي مختلفي در جهان وجود دارند که به طريقي مانعي براي موفقيت ايران در رسيدن به برجام هستند. چون ايران هم چندين بار اعلام کرده که حاضر به بازگشت و اجراي مفاد برجام است که در دوران ترامپ اين موضوع نشدني بود. با اين حال به نظر من براي پيشبيني اينکه در آينده چه اتفاقي خواهد افتاد بايد سناريوهاي مختلف موفقيت يا عدم موفقيت را بررسي کنيم و عوامل بازدارنده و مانع رسيدن به برجام را بشناسيم. بايد برآيند و يکپارچگي نيروها در کشور به سمتي پيش برود که در چند ماه آينده به جواب برسيم.
در حال حاضر اثرات جو رواني انتخاب بايدن در بازارهاي مالي و پولي و سرمايهاي قابل مشاهده است، آيا اين جو رواني مقطعي است؟
به نظر من بعد جو رواني همواره تاثيرگذار ولي زودگذر است، يعني الان که دلار به 22 هزار تومان رسيده متاثر از جو رواني با توجه به انتظارات متقاضيان و عرضهکنندههاي ارز است. اگر نکات مثبت جو رواني در آينده ادامه يابد ميتواند در متعادلسازي نرخ ارز موثر واقع شود. بهويژه اينکه اگر بتوان به موفقيتهايي در صادرات نفتي دست يافت؛ شايد بتواند فشار سنگين تحريم را کاست. صادرات هشت ميليارد دلاري نفت ايران در مقايسه با ميزان صادرات سالهاي گذشته بسيار ناچيز محسوب ميشود و اگر فشار تحريمها کاسته شود ايران ميتواند هشت ميليارد دلار صادرات نفتي را به راحتي به 14 تا 15 ميليارد دلار يا حتي بيشتر برساند.
در کنار اين موضوع کاهش فشار تهديد و تحريم کشورهايي که با ايران مبادله ميکردند آيا ميتواند در رشد تجارت ايران موثر باشد؟
قطعا همينطور است؛ اگر فشارها و موانعي را که ترامپ براي کشورها در همکاري با ايران ايجاد ميکرد يا فشاري که وجود داشت و باعث ميشد که ايران نتواند مطالبات خود را از کشورها بگيرد؛ کاهش يابد ميتواند بسيار راهگشا براي برنامهريزي توسعه پايدار اقتصاد داخلي و تجارت خارجي ايران باشد. به همين دليل منابع بايد به سمت کمک به صنايع کشور حرکت کند تا بتوان بخش مولد تعطيل يا کاهش ظرفيت داده شده را وارد چرخه اقتصادي کرد. در حقيقت اگر گام به گام منابع را به صورت مثبت در اين راه حرکت بدهيم احتمال اينکه از رشد منفي اقتصادي خارج و به سمت رشد اقتصادي مثبت حرکت کنيم، بسيار زياد خواهد بود. در اين وضعيت نبايد اجازه داد که موانعي براي مذاکره منطقي ايجاد شود تا بتوانيم از ميزان فشار تحريمها بکاهيم و صادرات نفت و محصولات پتروشيمي را داشته باشيم. از طرفي اگر مشکل نپيوستن به معاهده FATF که مانع مبادلات ارزي بين ايران و ساير کشورها شده، مورد بازنگري قرار بگيرد، ميتوان وزنه توسعه اقتصادي را در کشور قويتر کرد. در حقيقت اگر بتوانيم اقتصاد کشور را از نکات منفي نظير تحريم، در دسترس نبودن درآمدها و مطالبات ارزي به سمت مذاکرات مثبت و مفيد ببريم ميتوانيم مسائل اقتصادي نظير تورم، نبود سرمايهگذاري و ... را به حداقل برسانيم.
آيا ميتوان به اين شکل بيان کرد که دستيابي به اهداف اقتصادي نيازمند همگرايي و همراهي ارکان سياسي و اقتصادي کشور است؟
بله، در واقع همگرايي و همراهي نهادهاي مختلف کشور بايد با هم همسو باشند، يعني ارکان مختلف کشور بايد در چشمانداز و افق کلي اشتراک داشته باشند. اگر قرار باشد هر کسي ساز خودش را بزند نميتوان به اهداف رسيد. مثال روشن اين موضوع ارکسترسمفونيک است يعني همه بايد هماهنگ عمل کنند تا بتوان موسيقي خوبي توليد کرد؛ به نظرم مشکلات داخلي ما بسيار بيشتر و بزرگتر از مشکلات خارجي است و تا زمانيکه اين همگرايي ايجاد نشود نميتوان به بهبود اقتصاد کشور اميد چنداني داشت.