اين شبها سريال «صفر بيستويک» به کارگرداني جواد رضويان و سيامک انصاري از شبکه سه پخش ميشود. سريالي که قصه اصلي آن پيرامون زندگي کاري و شخصي 2 باجناق است، اما در کنار آن به مسائل ديگري از جمله ازدواج جوانها، شغل، معضلات اجتماعي و... نيز پرداخته ميشود. يکي از شخصيتهاي اين سريال جواني بهنام «ارسلان» است که تنها پسر «مازيار راسخ» با بازي سيامک انصاري است. «ارسلان» از شخصيتهايي است که بيشتر دوست دارد با کارهاي عجيب و غريبش جلب توجه کند و به عبارتي خود را نشان دهد. «افشين آقايي» در اين سريال نقش «ارسلان» را بازي ميکند. آقايي از کودکي در سريالهاي مختلفي بازي کرده است و دستيار کارگردان نيز بوده است. «فارس» با آقايي گفتوگويي انجام داده که در ادامه ميخوانيد.
آقاي آقايي چطور شد که بعداز سالها بازيگري در سريال «صفر بيستويک» بازي کرديد؟ اين پيشنهاد از سمت چه کسي مطرح شد؟
آقاي انصاري و رضويان دوست داشتند که من در اين سريال بازي کنم. در داستان اوليه که توسط خانم وثوقي و ايزدي نويسندههاي سريال نوشته شده بود، گفته بودند که ما شخصيت «ارسلان» را از روي شخصيت خودت نوشتيم.
از چه نظر؟
اينکه اين پسر واقعا مهربان است و با قلبش همه کار ميکند.
چقدر از ويژگيهاي رفتاري او شبيه به شما است؟
اينکه به خانم و آقاي مسن و بزرگترها کمک و محبت ميکند. حالا ممکن است در اين ميان خرابکاريهايي بهوجود آيد. در حقيقت آقاي انصاري گفت شما در اين سريال قرار است نقش پسر من را بازي کني.
شما هم همان لحظه نقش را قبول کرديد؟
بله. همان لحظه قبول کردم. همان نکتههايي که هميشه خودم به جوانهاي بازيگر ميگفتم اين بود که همه نقشها را تجربه کنيد و نگوييد بايد متن را بخوانم. يادم هست همان لحظه پيش خودم گفتم من صفرصفرم و کسي نيستم که بگويم بايد متن را بخوانم.
با توجه به اينکه نقش «ارسلان» ويژگيهاي خاصي دارد و آدمي عجيب و غريب است که رفتارهاي غيرمعمولي انجام ميدهد، طوري است که گاهي مخاطب از دست او عصباني ميشود و گاهي نيز با کارهايش ميخندد. کداميک از ويژگيهاي رفتاري او براي شما جذابيت داشت؟
اين نقش هرچه که باشد لااقلش اين است که براي خود من بوده است يعني با خودم مقايسه ميشود و با ديگران قياس نميشود. «ارسلان» هم شخصيتي دارد که دوست دارد به همه کمک کند اما آدمي است که اهل شوخي، خنده و مسخرهبازي نيست. او جواني بهاصطلاح با وجود است که در قسمتهاي بعدي شاهد حضور پررنگترش خواهيد ديد.
چقدر خود واقعيتان را براي پرورشدادن اين نقش خرج کرديد؟
آنجاييکه بهدنبال خانوادهاش است و به هر قيمتي ميخواهد کمکشان کند شبيه به خودم بود.
اين شيرين بازيهايش چطور؟ رفتارهاي بهدور از منطقي که انجام ميدهد؟
بخش زيادي از اين رفتارهايش اصلا در شخصيت من وجود ندارد.
اين رفتارهاي «ارسلان» که خيلي اين روزها مورد بحث قرار گرفته است در متن وجود داشت؟
يک بخشهايي از اينها در متن بود و بخشهايي را هم خودم پيشنهاد دادم.
چقدر از نويسنده و کارگردان براي بازي کردن در اين نقش کمک گرفتيد؟
به هر حال راهنمايي و مشورتهايي کردند اما با همه وجودم سعي کردم خودم هم بخشهايي را به نقش اضافه کنم که براي مخاطب هم جذابيت بيشتري داشته باشد.
همچنان اين خرابکاريهايش تا پايان سريال ادامه دارد؟
شايد بهتر باشد بگويم قصه «ارسلان» در ادامه بُعد ديگري پيدا ميکند.
قصه اين سريال داستان 2 باجناقي که از کودکي باهم دوست و همراه بودند و الان نيز همکار هستند و در زندگيهايشان نيز اشتراکهايي ديده ميشود. اين داستان چقدر براي شما جذابيت داشت؟
با شرايطي که تلويزيون دارد خيلي سخت ميشود کار کرد و به عبارتي بايد دست به عصاتر راه بروي. البته اين موضوع در همه کشورها و جوامع وجود دارد و حساسيتها در همه جاي جهان ديده ميشود. اما «صفر بيستويک» به نسبت سريالهاي ديگر براي خودش سر و شکلي دارد و متفاوت است.
يعني ميگوييد قصه جديدي دارد؟
شايد قصه خيلي جديد نباشد اما فضايي که دارد نه شبيه به «پايتخت» است نه «زن بابا» و ... بخشي هم بهخاطر جاي دوربين است و در اين سريال خيلي کم دوربين روي دست بوده است و بيشتر روي پايه است.
سريال «صفر بيستويک» قرار است در همين 25 قسمت تمام شود يا اينکه قرار است در فصلهاي بعدي هم ادامه داشته باشد؟
آقاي فرجي در گفتوگوهايشان گفتهاند که قرار است ادامه داشته باشد حالا دقيقترش را نميدانم.
تصويربرداري اين سريال دقيقا همزمان با شيوع کرونا بود. چطور با اين جريان کنار آمديد؟
شرايط سختي بود اما بچههاي گروه همگي پروتکلها را رعايت ميکردند که خداينکرده فردي به اين بيماري مبتلا نشود.
بازخوردها تا الان چطور بوده؟
من که صفحه شخصي در فضايمجازي ندارم اما از دور و اطراف شنيدم برخيها دوست دارند و بعضيها هم نه. اما من معتقدم يک آدمي آمده و يک سريالي ساخته است، چرا با آقاي مديري قياسشان ميکنيد؟ اين دو آدمهاي مستقلي هستند و اين مقايسه کردن اصلا درست نيست. من دستيار همه اين افراد بودم و هم با مديري و هم با رضويان کار کردم ولي چرا بايد اين اتفاق بيفتد که مدام از قسمت اول سريال صفر بيستويک مدام با کارهاي مديري قياسمان ميکنند؟ شنيدن اين نقدها و قضاوتهاي زودبهنگام آدم را ناراحت ميکند و خستگي را به تنش ميگذارد. يا نقدهايي که به بازي سروش جمشيدي وارد کردند با اينکه او در اين سريال نقش متفاوتي را به تصوير کشيده است و با نقشهايي که تا به حال بازي کرده فرق دارد. من ميگويم اينها بازيگر و کارگردان هستند و اگر کار نکنند که اين سريالها ساخته نميشود! پس بياييم بهجاي نقدهاي زود هنگام از اين عزيزان حمايت کنيم. يا حتي در مورد خودم حرفهايي شنيدم که شاخ درآوردم و گفتند پول داده تا اين نقش را بازي کرده است! به چه زباني بگويم که من سالهاست کار بازي و دستياري کردم و آسيب جسمي هم ديدم اما مردم با اين نقش مرا ديدهاند و اين دليل خوبي نيست براي اينکه اينطور قضاوت کنند و دلمان را بشکنند.
بعداز حضور در اين سريال بازهم به دستياري برميگرديد يا اينکه بازيگري برايتان جديتر ميشود؟
در اين سالها به اندازه خودم تلاش کردم و نه بيشتر و بعداز اينهم با همين توان جلو ميروم و فرقي ندارد بازي باشد يا دستياري. مدتي است که مشغول نگارش فيلم سينمايي هستم و تجربه همکاري که با نزديک به 20 کارگردان داشتم اميدوارم بتوانم اين فيلم را بسازم. حتي يادم است آقاي حسنپور که در 11 سالگي برايشان بازي کردم هميشه به من ميگويد که فيلم خودت را بساز و من نيز هميشه از استادهايم درس ميگيرم.
در گذشته تجربه همکاري با جواد رضويان و انصاري را داشتيد؟
در سال 84 در سريال «ارث بابام» و فيلم «زهرمار» دستيار آقاي رضويان بودم.
چطور شد که کمکم با گروههاي حرفهاي تر و بزرگتري در بخش دستياري کار کرديد؟
-آشناييام با آقاي مديري هيچ ارتباطي به کارهاي قبليم نداشت. قبلتر در فيلمهاي بزرگ و مهمي دستياري کردم مثل آثار آقاي دهنمکي، «معراجيها»، «اخراجيها3»، «رسوايي». من قبل از آشنايي با آقاي مديري دستيار عليرضا شمس شريفي بودم که به من کمکهاي زيادي کردند و آقاي شمس من را به آقاي مديري معرفي کرد و در «ساعت 5 عصر» کار کردم. بعداز آن «دورهمي» را با هم کار کرديم و بعدش «هيولا». علاوه بر خجالتي که داشتم بهخاطر علاقه به کارگرداني و دستياري کارگردان اين فرصت پيش نميآمد که بخواهم به بازيگري فکر کنم. شغل من طوري بود که جوانهاي علاقهمند به بازيگري را به اين حيطه معرفي ميکردم و وقتي مقابل دوربين ميرفتند لذت ميبردم اما از طرفي خودم هم دوست داشتم بازي کنم. در سريال «هيولا» نزديک به 200 بازيگر فرعي وجود داشت و اغلب آنها را معرفي کرده بودم به پروژه و حتي شکيب شجره و آزيتا ترکاشوند که در آن کار خيلي ديده شدند را من معرفي کردم و فکر ميکنم موقعيتي که الان بهدست آوردم بهخاطر اينها بوده است.