بستن
کد خبر: ۱۰۰۰۸۳۳

جبهه پایداری قدرت اجتماعی برای قطب‌سازی ندارد

جبهه پایداری قدرت اجتماعی 
برای قطب‌سازی ندارد

انتخابات رياست جمهوري خيلي دور نيست و ميزان مشارکت يکي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي مربوط به آن است. به‌نظر نمي‌رسد که هيچ‌يک از دو جريان اصلاح‌طلب و اصولگرا نامزد‌هايي داشته باشند که مردم را ترغيب به مشارکت در انتخابات کند. در اين شرايط برخي معتقدند که شايد نامزد طيف‌هاي تندروتر نقش مهمي ايفا کرده و سبب شود که قشر خاکستري براي ممانعت از راي‌آوري او هم که شده، پاي صندوق آمده و به اصلاح‌طلبان يا اصولگرايان راي دهد. در اين شرايط است که همه سر‌ها به سوي جبهه پايداري مي‌چرخد. برخي از اصولگرايان، اما اين تحليل را قبول نداشته و معتقدند که اين طيف چنين قدرتي ندارد. ناصر ايماني، فعال سياسي اصولگرا يکي از همين افراد است که به سوالاتي پاسخ داده است.

بــا تـــوجه به اينکه ميزان مشارکت در انتخابات 1400 يک دغدغه جدي است و به‌نظر نمي‌رسد که اصلاح‌طلبان و اصولگرايان کانديدا‌هايي با پتانسيل قطب‌سازي داشته باشند، آيا جبهه پايداري مي‌تواند نقش ويژه‌اي ايفا کند؟

نه، من فکر نمي‌کنم که جبهه پايداري توان کشاندن کشور به سمت دوقطبي را داشته باشد و دوقطبي هم باعث افزايش مشارکت شود. اساسا تهييج مردم از طريق دوقطبي کردن جامعه آثار بسيار سوء دارد. درست است که مردم بايد براي آمدن پاي صندوق‌هاي راي تحريک شوند و در همه کشور‌هاي دنيا نيز همين‌طور است، اما راه آن دو قطبي کردن نيست، زيرا بعد از انتخابات آثار زيان‌باري دارد. اين دوقطبي‌ها بعد از انتخابات باعث کدورت‌ها و کينه‌هاي اجتماعي مي‌شود و يک احساس فروخفته بين پيروزشدگان و شکست‌يافتگان در انتخابات ايجاد مي‌کند. چيزي شبيه آنچه در انتخابات 88 رخ داد. جبهه پايداري نيز اگرچه قصدي براي دوقطبي‌سازي داشته باشد، امکان اين کار را ندارد يعني قدرت اجتماعي لازم را براي اين کار ندارد. اگر دقت داشته باشيد در انتخابات‌هايي تاکنون جامعه دوقطبي شده که يک پاي کار اصلاح‌طلبان بوده‌اند. مظهر کامل آن انتخابات 96 است. اصلاح‌طلبان هميشه تلاش کرده‌اند که جامعه را به دو سوي دوقطبي سياه و سفيد ببرند.

فــرض کنيم که اصلاح‌طلبان بناي دو قطبي‌سازي دارند. اگر در مقابل آنان کانديدايي با ظرفيت لازم براي تبديل شدن به يک قطب نباشد، موفق نمي‌شوند. فکر نمي‌کنيد که کانديداي اصولگرايي که چنين پتانسيلي داشته باشد صرفا از جنس پايداري است؟

در اين صورت هم پايداري اين کار را نکرده و اصلاح‌طلبان کرده‌اند. در اين شرايط هم پاي اصلاح‌طلبان در ميان است. پايداري فقط مي‌تواند يک طعمه خوبي براي اهداف اصلاح‌طلبان باشند.

اين يعني شايد پايداري برنامه قطب‌سازي نداشته باشد، اما به هر حال به خاطر طرز تفکر و کانديداهايش نقشي ايفا مي‌کند.

نه، پايداري قدرت اين نقش‌آفريني را ندارد. اين قدرت را اصلاح‌طلبان داشته‌اند و به خوبي هم از آن استفاده کرده‌اند.

ســـايــر طيف‌هاي اصولگرا چطور؟ قدرت يا برنامه قطب‌سازي در انتخابات را دارند؟

نه، آن‌ها آثار سوء دوقطبي کردن را ديده‌اند و هيچ‌گانه برنامه‌اي براي اين کار ندارد. البته شايد اقداماتي داشته باشند که نتيجه آن ايجاد دوگانگي اجتماعي باشد. در انتخابات گذشته هم نمي‌بينيم که با برنامه‌ريزي فضاي جامعه را به اين سو ببرند، اما در انتخابات 76 يا 92 و 96 از سوي اصلاح‌طلبان ديده‌ايم، البته احمدي‌نژاد هم تلاش‌هايي براي دوقطبي‌سازي داشته است. اصولگرايان، اما چنين برنامه‌اي نداشته‌اند.

از آثار سوء دوقطبي سازي مي‌گوييد. سوالم اين است که به‌نظر شما دوقطبي شدن انتخابات آثار سوء بيشتري دارد يا کاهش ميزان مشارکت و برگزاري يک انتخابات حداقلي؟

شما با اين سوال به اين نتيجه مي‌رسيد که راهکار افزايش مشارکت صرفا از طريق دوقطبي‌سازي است، اما من مي‌گويم که درست است نتيجه دوقطبي سازي، افزايش مشارکت است، اما آثار سوء آن چنان است که ارزش ميزان مشارکت بالا کاسته مي‌شود. قطعا مشارکت بالا مطلوب است، اما راهکار مناسب آن دوقطبي سازي نيست. اين مثل يک دارو دوپينگ است که ورزشکار مي‌خورد و شايد موجب پيروزي شود، اما آثار سوء هم دارد.

در شرايط موجود با توجه به اينکه نه اصلاح‌طلبان اميدي به موفقيت در اين انتخابات دارند و نه سرمايه اجتماعي آنان مايل به مشارکت در انتخابات است، از طرف ديگر اصولگرايان در پي قطب سازي و راهکار‌هايي مثل اين نيستند؛ چه عاملي موجب افزايش مشارکت مي‌شود؟

يک عامل مهم آگاه‌سازي مردم است. ما نبايد از راه‌هاي هيجاني و با نتيجه کوتاه‌مدت استفاده کرده و از راهکار‌هاي مناسب و اصلي که آثار بلندمدت دارد، غافل مي‌شويم. اين نوع تن‌پروري ما سياسيون است. جامعه را سياه و سفيد کردن و مردم را به دو بخش تقسيم کردن و ... بعد از انتخابات هم ادامه خواهد داشت لذا بايد توجه کنيم که با توجه دادن افکار عمومي به آثار مثبت مشارکت در زندگي اقتصادي، سياسي و اجتماعي آنان بر ميزان مشارکت بي‌افزاييم.

واقعا فکر مي‌کنيد که در شرايط امروز جامعه ما و هشت ماه مانده به انتخابات با اين حرف‌ها و تاکيدات مي‌توان مردم را پاي صندوق راي آورد؟

درست است که در اين دوره از انتخابات به خاطر سرخوردگي‌ها و وادادگي‌هاي اجتماعي ناشي از عملکرد دولت آقاي روحاني، کار سختي است، اما اگر قرار باشد دو راه افزايش مشارکت از طريق دو قطبي سازي و يا کاهش مشارکت از طريق غيردوقطبي سازي را داشته باشيم، بنده حتما گزينه دوم را انتخاب مي‌کنم. اين کاهش مشارکت مطلوب نيست و آثار زيان باري دارد، اما دوقطبي‌سازي هم نتايج خوبي ندارد.

اين انتخاب شما پيرو تحليلي که مي‌گويد نفع اصولگرايان در کاهش مشارکت است، نيست؟

اصلا اين طور نيست. افزايش مشارکت سياست کلي نظام است و هميشه هم بوده است. اصولگرايان هم خودشان را پيرو نظام مي‌دانند و در اين جهت تلاش مي‌کنند. شما هيچ ‌سياست، اقدام و اظهارنظري از چهره‌هاي شاخص اصولگرا نمي‌بينيد که گفته باشد مشارکت بايد پايين باشد. اين حرفي است که اصلاح‌طلبان درباره اصولگرايان مي‌زنند و مستندي هم ندارند.

البته مواردي از اين اظهارنظر‌ها بوده است. مثلا آقاي رسايي ...

اولا آقاي رسايي چهره اصولگراي شاخص نيست. دوما صحبت او تقطيع شده بود. او گفته بود که مرحوم آقاي هاشمي چنين ايده‌اي داشت، اما بخش اول را حذف کرده بودند. اين اصلاح‌طلبان هستند که مي‌گويند اصولگرايان به‌دنبال کاهش مشارکت هستند، زيرا آراي تضميني آنان به دست مي‌آيد. البته اين حرفشان درست است که اصولگرايان يک راي ثابتي در جامعه دارند و راي اصلاح‌طلبان سيال است. يعني در يک مقطعي بخشي از مردم به اصلاح‌طلبان راي مي‌دهند و در مقطع ديگري اصلا شرکت نمي‌کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی