آرمانملي-محمدميلاد عبداللهي: بسياري از کارشناسان و فعالان اقتصادي معتقدند شرايط فعلي اقتصادي به سبب رفتارهاي هيجاني تحليلپذير نيست. به عبارت دقيقتر بايد مدت بيشتري منتظر ماند تا نسبت به تحولات سياسي و تاثير آن بر جريان بازارهاي مالي کشور اظهار نظر کرد. گفتني است اخبار انتخابات آمريکا در چند روز گذشته منجر شده است تا قيمت ارز در دو روز اخير روند کاهشي به خود بگيرد که اين ارقام در مقطع کنوني قابل اعتماد نيست. به همين منظور مجيدرضا حريري، رئيس اتاق بازرگاني ايران و چين، گفتوگويي را با «آرمانملي» انجام داده است. او ميگويد: «بايد منتظر باشيم چند روزي بگذرد تا از ميزان رفتارهاي هيجاني کاسته شود، چراکه اکنون آمار دقيقي از مقدار معاملات نداريم. من معتقدم اگر تاثيرات سياسي داخلي و بينالمللي را از اقتصاد کشور برداريم، قطع به يقين ارزش ريال در مقابل ارزهاي خارجي خيلي بيشتر است و بالاتر خواهد رفت.» در ادامه اين گفتوگو را ميخوانيد.
تحليل شما از وضعيت فعلي بازار ارز با توجه به اخبار سياسي اخير و به طور مشخص انتخابات آمريکا چيست؟
به طور مشخص وضعيت فعلي قابل تحليل نيست و در حال حاضر شرايط هيجاني بر بازار حاکم است. به عبارت ديگر بازار در شرايط کنوني نسبت به يکسري کنشهاي بيروني، واکنش هيجاني نشان ميدهد. علت آن هم مسائلي است که موجب شده تا بازارهاي مختلف مالي و دارايي (مسکن، ارز، بورس، طلا) در يک سال اخير به شدت و بدون هيچ منطق و دليل اقتصادي افزايشي شده و ارزش پول ملي در مقابل آنها کاهش يافته است. منشا آن هم سياسي و تاثير تحريمهاي آمريکا بود و طبيعي است زمانيکه دولت ايالات متحده در حال تغيير است، مقداري از بازار که به دليل ذکر شده افزايش يافت، روند کاهشي به خود بگيرد. يعني طبيعي است بخشهايي که در گذشته انتظارات تورمي داشت و هيجانات منفي ناشي از آينده نامعلوم تصميمات ترامپ بود، فروکش کند. اما براي اينکه بهتر به ماجرا نگاه کنيم و تصميم بگيريم، بايد منتظر باشيم چند روزي بگذرد تا از ميزان رفتارهاي هيجاني کاسته شود. چراکه اکنون آمار دقيقي از مقدار معاملات نداريم (اينکه آيا معاملهاي انجام ميشود يا اينها صرفا اعداد و ارقام است) من معتقدم اگر تاثيرات سياسي داخلي و بينالمللي را از اقتصاد کشور برداريم، قطع به يقين ارزش ريال در مقابل ارزهاي خارجي خيلي بيشتر است و بالاتر خواهد رفت. يعني بالعکس انتظار ميرود نرخ ارز خارجي بايد بيش از اينها نزولي شود و شرط آنهم همانگونه که اشاره شد، کاهش اثرات سياسي بر اقتصاد داخلي است. اضافه برآن با تحولات اخير آمريکا بخشي از بدبيني نسبت به آينده سياسي، در حال تعديل شدن است. در هر حال بايد منتظر باشيم و ببينيم هيجان چه زماني تمام ميشود. من بسيار متاسف شدم از تصميمي که هفته گذشته مبني بر واردات با ارز متقاضي يا بدون انتقال ارز گرفته شد، دست بانک مرکزي را براي مداخله مثبت در بازار فعلي بست. چراکه تقاضاي کاذبي ايجاد شده و سياستگذار اصلي (بانک مرکزي) در شرايط کنوني ميتوانست از فرصت استفاده کند و ارزهاي سرگردان با قيمت کمتر جمعآوري کند.
همانطور که گفتيد بازار در شرايط فعلي مالامال هيجان است و نمونهاي از آن را در بازار سهام ديديم. تحليل شما از اين وضعيت چگونه است؟
بازار سرمايه تا يکي دوسال گذشته، بازاري حرفهاي توام با رفتار منطقيتر بود. اما در مقطع زماني کوتاهي تعداد از سهامداران از دو ميليون کد معاملاتي به بيش از 10 ميليون کد افزايش يافت و همين امر منجر به رفتار هيجاني و عوامزدگي شد. يعني در گذشته افرادي وارد بورس ميشدند که الفباي آن ميدانستند، در نتيجه برخوردهاي آن با ساير بازارهاي بالاخص ارز، متفاوت بود. با اضافه شدن تعداد سهامداران خرد در بازار سرمايه برخي رفتارهاي عوامانه نامناسب به آن سرايت کرد. به طوريکه نميتوان تحليل منطقي در زمان افت و خيز از آن داشت.
خبرهايي آمده مبني بر اينکه ميلياردها دلار ثروت بلوکه شده در گمرک موجود است و بهزودي آزاد ميشود، بهزعم شما تاثير اين اتفاق بر بازارها چيست؟
ترجيح من اين است که در حال حاضر صبر و مدتي بعد درباره اموال مانده در گمرک صحبت کنيم. دو نکته در مورد کالاهاي مذکور وجود دارد. بخشي از آن کالاهاي اساسي است که مقامات مسئولي هستند که پس از بررسي محصولات فاسدشدني همچون برنج، مصوبههاي خوبي درباره آن بيرون آمد، به اضافه شخصي که کالاهاي اساسي را با ارز 4200 توماني آورده نبايد نگران ترخيص باشد. به عبارتي سر و صدا بر روي همين کالاها بود و شرايط به گونهاي بود که بانک مرکزي تحت فشار قرار گيرد و به کالاها ارز تخصيص داده شود. نکته اصلي آن است که موضوع ما کالاهاي اساسي نيست، بلکه ساير اقلامي است که در گمرک مانده و اينها چند بخش است. يک بخش کساني هستند که از انبارهاي گمرک به خاطر ارزان قيمت بودن نسبت به ساير انبارها استفاده ميکنند. دوم اينکه مقررات ارزي و مصوبات اصلي بر آن بوده، که هر کس ميخواهد کالا وارد کند بايد دو کار انجام ده، يکي آنکه ثبت سفارش کند و ديگري که مکمل آن خواهد بود، دريافت کد رهگيري تخصيص ارز است. اگر هر کدام از آنها انجام نشود مشکلساز خواهد بود. جاي سوال است کالايي هم که در گمرک است و کد رهگيري نداشته از چه طريق وارد گمرک شده! به عبارت دقيقتر شخص مجاز به واردات نبوده و اين کالاها مقررات اصلي را رعايت نکردهاند. تاکيد ميکنم صحبت من جدا از کالاهاي اساسي است. ورود اين کالاها مستلزم آن است که طرف وارد کننده ارز بخرد، يعني ميلياردها دلار تقاضاي ارزي به عرضه ضعيف بازار وارد ميشود. همچنين بخش مهم ديگر آن است که به همه واردکنندگان اعلام شده است تا زمانيکه که کد رهگيري نگيرند حق واردات نخواهند داشت و خيلي از آنها به مقررات قانوني تن دادهاند. در مقابل درصد ديگري از افراد با لابيگري به قوانين توجه نکردند و اقدام به واردات کردند که اين منجر به بروز مشکلات بسياري ميشود.