بستن
کد خبر: ۱۰۰۰۷۶۹

انتظارات عقلایی وچشم انداز مثبت اقتصادی

انتظارات عقلایی
 وچشم انداز مثبت اقتصادی

آرمان‌ملي- محمدسياح: انتخابات آمريکا تاثيرات رواني‌اي بر اقتصاد جهان داشته و اقتصاد ايران هم در اين ميان بي‌نصيب از اين تاثيرات نبوده است. در روزهاي گذشته که تقريبا نتايج اوليه اين انتخابات مشخص شده، بازار سکه و طلا و ارز متاثر از اين اتفاق، در مسير کاهشي قرار گرفتند. برخي از کارشناسان اقتصادي معتقدند که اين کاهش در حال حاضر هيجاني است و ممکن است شرايط با مشخص شدن نتيجه نهايي اين انتخابات تغيير کند. به‌هرحال بازارهاي مالي، پولي و سرمايه‌اي ايران تحت‌تاثير عوارض داخلي و خارجي قرار دارند و نوسانات آنها مي‌تواند با بهبود وضعيت سياسي بهبود يابد. در همين زمينه «آرمان‌ملي‌» گفت‌وگويي با‌ هادي حق‌شناس، اقتصاددان، داشته که در ادامه مي‌خوانيد.

با توجه به جورواني انتخابات آمريکا و کاهش قيمت دلار و سکه آيا اين روند و کاهش قيمت‌ها واقعي هستند؟

در علم اقتصاد اصطلاحي با عنوان «انتظارات عقلايي» داريم و اين واژه بيشتر زماني به‌کار مي‌رود که بخشي از متغيرهاي اقتصاد براساس مباني علم اقتصاد قابل پيش‌بيني باشد. به‌عنوان يک مثال ساده اگر اين فرض وجود داشته باشد که امسال سال پرآبي است، مي‌توان انتظار داشت که امسال سال پرمحصولي باشد و بخش کشاورزي رشد کند، يا اگر آب و هواي مناسبي پيش‌بيني شود بخش گردشگري رشد پيدا خواهد کند، همين مثال در عالم سياست هم وجود دارد که اگر پيش‌بيني شود يک جريان سياسي يا شخصيت سياسي در راس کار اجرايي يا تصميم‌گيري قرار بگيرد و رفتار آن فرد قابل پيش‌بيني باشد، مي‌تواند در مراودات سياسي اثر بگذارد و چون پيش‌بيني مي‌شود که احتمالا روش‌هاي قبلي وجود نداشته باشد، در نتيجه اثرگذار بر روي متغيرهاي اقتصادي خواهد بود. آنچه که در چهار سال گذشته نه فقط ايران بلکه دنيا با آن مواجه شد اين بود که يک رئيس‌جمهوري در آمريکا حاکم بود که رفتار عادي و قابل پيش‌بيني نداشت و براي اثبات اينکه چنين شخصي رفتارش قابل پيش‌بيني نيست در چهار سال گذشته ما پديده‌هاي زيادي را ديديم، از اينکه ايشان با رهبر کره‌شمالي بدون پيش‌شرطي ديدار کرد يا خروج از معاهدات بين‌المللي از جمله همين موضوع برجام ايران. به‌نظر مي‌رسد الان قرار است کسي جايگزين رئيس‌جمهور قبلي شود که هشت سال معاون رئيس‌جمهور بوده و به‌نظر مي‌رسد رفتار قابل پيش‌بيني‌اي داشته باشد يا حداقل اينکه سياستمدار پخته‌اي است که ده‌ها سال در سياست به‌رغم ترامپ که هيچ تجربه سياسي به معناي عادي اينکه سناتور بوده باشه يا کار اجرايي در قوه مجريه انجام داده باشد، را نداشته حضور داشته است. در نتيجه اگر انتخاب ايشان قطعي باشد که تمام علائم نشان مي‌دهد حداقل تا امروز نشان مي‌دهد که انتخاب «بايدن» قطعي است طبيعتا اين انتخاب بعدا مي‌‌تواند دستاوردهايي براي نظام سياسي آمريکا خواهد داشت که از جمله آنها براساس وعده‌هاي انتخاباتي بايدن؛ بازگشت به برجام است.

فرض کنيم بايدن به برجام برگشت، آيا بازهم مي‌توان منتظر گشايش‌هاي اقتصادي بود؟

اگر چنين اتفاقي بيفتد حداقل خاصيت اين است که مبادله، فروش نفت يا صادرات و واردات ما به روال عادي برمي‌گردد، چه عامل بزرگي از 17 ارديبهشت سال 97 تا امروز منجر به اين شده که مبادله تجاري و فروش نفت ما با محدوديت مواجه شود؟ از 17 ارديبهشت به بعد، تحريم‌هاي ظالمانه يکجانبه آمريکا باعث کاهش فروش نفت، صادرات و واردات شده است.

عوامل درون کشور چقدر در رويه موجود موثر بوده است؟

عوامل ديگري نظير حجم نقدينگي و تورم دو رقمي ‌و غيره که امسال و سنوات گذشته کم و بيش در داخل کشور داشته و داريم سر جاي خود محفوظ هستند، اما يک عامل بيروني منجر به اين شد که ما از ده‌ها ميليارد دلار تجارت خارجي محروم شويم که اين تجارت خارجي هم صرفا فروش نفت نيست، بلکه ما در بخش ترانزيت کالا و فروش محصولات و کالاهاي غيرنفتي و حتي گردشگري هم ضرر کرده‌ايم.

اگر وعده‌هاي انتخاباتي بايدن تحقق پيدا کند و اقتصاد کشور به روال عادي برگردند چه خواهد شد؟

طبيعي است بخش عمده‌اي از دلايل مشکلاتي که داريم متغيرهاي داخلي است ولي متغير خارجي حذف مي‌شود يا به عبارت ديگر تکانه خارجي که منجر به اين شد که ما در دو سه سال گذشته، بخشي از شاخص‌هاي حداقل بازرگاني خارجي ما منفي شود؛‌ حذف مي‌شود. مانند اين است که فردا بگويند واکسني براي کرونا کشف شده و چه تاثيري در اقتصاد دارد؟ پاسخ اين است که اگر واکسن کرونا کشف شده و اثرگذار باشد و همه تزريق کنند حداقل بخش گردشگري به روال عادي برمي‌گردد. بخش حمل‌ونقل و سفرهاي هوايي در شرايطي نمي‌مانند که فقط 60 درصد ظرفيت خود را بفروشند، وقتي ايرلاين‌ها به جاي 60 درصد 100 درصد بليت خود را بفروشند آيا تاثيري در سود خطوط هوايي ندارد، يا اگر گردشگري به روال عادي برگردد تاثيري در درآمد هتل‌ها و رستوران‌ها ايجاد نمي‌شود؟ وقتي که با اين سوالات مواجه هستيم و طبيعتا پاسخ به اين سوالات مثبت است، طبيعتا پاسخ به سوالاتي که تجارت ايران به روال عادي برمي‌گردد تا بتوانيم صادرات نفتي و غيرنفتي را داشته باشيم، طبيعي است که شاخص‌هاي اقتصادي تغيير خواهد کرد، کسري بودجه کشور کاهش خواهد يافت. ولي همه اين حرفا شروطي دارد و آن هم اين است که آنچه که رئيس‌جمهوري آمريکا درباره بازگشت به برجام گفته اتفاق بيفتد که اگر بيافتد طبيعي است که اين حرفايي که زده شده مي‌تواند تحقق يابد.

اگر اين اتفاق بيفتد چه پيام و مفهومي براي اقتصاد ايران خواهد داشت؟

اگر اين اتفاقات رخ دهد مفهوم آن اين است که عرضه ارز، افزايش خواهد يافت. اين انتظارات عقلايي است و براين اساس اگر روابط تجاري ايران به روال عادي برگردد سمت عرضه ارز، تقويت خواهد شد. يکي از دلايل افزايش قيمت ارز رشد تقاضا است که متناسب با تقاضا ارز وجود ندارد. حتي بخشي از شرکت‌هايي که در اين بازار سرمايه هستند صادرات محورند و اگر کالاهاي اينها در چرخه بازارداري، صادر شوند طبيعي است که بازار سرمايه هم تقويت خواهد شد. البته اينها به اين معنا نيست که مشکل دو رقمي تورم، سرمايه‌گذاري يا افزايش بهره‌وري اقتصادي ايران و ده‌ها موضوع ديگر خوب مي‌شوند چراکه اينها به مسائل درون اقتصاد ايران برمي‌گردد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی