مدتهاست که از محوطه خانه هنرمندان ايران به عنوان باغ مجسمه ياد ميشود و به واسطه آن تعدادي مجسمه هم در فضاي بيروني اين بنا نصب شده است. در روزهاي اخير برخي مسئولان شهرداري در خانه هنرمندان حاضر شدند تا از 22 سرديس جديد در جريان دومين سمپوزيوم مجسمهسازي مفاخر معاصر رونمايي کنند؛ سرديسهايي که برگرفته از چهرههاي بزرگاني، چون عباس کيارستمي، علي حاتمي، علينصيريان، داوود رشيدي، پرويز فنيزاده، محمدعلي کشاورز و جميله شيخي، پرويز تناولي و مجيد انتظامي بود. اما نصب اين مجسمهها از همان بدو امر با انتقادهايي مواجه شد که شباهت نداشتن به چهره هنرمند مورد نظر، نمونهاي از آنها بود. به عنوان مثال در اين سرديسها، مجسمه عباس کيارستمي بدون عينک ساخته شده است؛ عينکي که يکي از بارزههاي اصلي شخصيت اين هنرمند فقيد بود. يا براي مثال سرديسهاي مرحوم پرويز فنيزاده و علي نصيريان نيز شباهتي را که بايد، به اين کاراکترها ندارند. اين در حالي است که چندي پيش هادي مظفري ـ مديرکل دفتر هنرهاي تجسمي ـ تاکيد کرده بود که «طراحي نامناسب و اجراي غلط توسط افراد فاقد صلاحيت ساخت مجسمههاي شهري، نتايج سنگيني به همراه خواهد داشت. طبق اين امر، ساخت، اجرا و نصب هرگونه مجسمه، ديوارنگاره و نقش برجسته در فضاي شهري بايد با مجوز شوراي نظارت بر نصب مجسمهها صورت بگيرد.» رئيس هيات مديره انجمن هنرمندان مجسمه ساز ايران در اين باره بيان ميکند: سمپوزيوم مجسمهسازي مفاخر معاصر ايران توسط سازمان زيباسازي شهري برگزار شده و ممکن است بعضي از پرترهها داراي ضعفهايي باشند. ولي کارها به طور کلي داراي کيفيت نسبتا خوب و در حد قابل قبولي هستند. زيرا براي ساخت آنها يک زمينه مطالعاتي وجود داشته و روي برگزاري اين سمپوزيوم کنترلهايي نيز صورت گرفته است. البته آثار ميتوانستند بهتر از اين ساخته شوند؛ مشروط به اينکه زمان، مکان و فضاي بيشتري در اختيار هنرمندان قرار داده ميشد.
اين هنرمند همچنين ميگويد که سرديس جميله شيخي (بازيگر) توسط خود او ساخته شده است. عباس مجيدي درباره اثر ساخته شده از کاراکتر عباس کيارستمي (کارگردان، عکاس) اظهار ميکند: اين مجسمه بدون عينک ساخته شده است، گرچه که بايد در نظر گرفت عينک يکي از شاخصههاي مهم شخصيت آقاي کيارستمي است. گاهي هنرمند براي ساخت سرديس، تصميم ميگيرد اثر را با توجه به ذهينت خود بسازد که اين بحثي جداست. ولي اصولا يکسري شاخصهها در شخصيت افراد داريم که نهادينه شده است و مخاطب انتظار دارد آنها را ببيند. مثلا عينک آقاي عباس کيارستمي شاخصهاي است که نبود آن تاثيرگذار است؛ چون اين شخصيت هميشه با عينک ديده شده است. اين هنرمند اضافه ميکند: به هر حال ضعفهايي وجود دارد و هيچ کاري بدون ضعف نيست. اگر بخواهيم چنين پروژههايي را درست پيش ببريم، بايد زمان و فرصت مطالعاتي بيشتري به هنرمند داده شود. همچنين علاوه بر شباهتسازي، شخصيتپردازي يکي ديگر از وجوه مهم در ساخت سرديس است که بايد در نظر گرفت که چگونه ميتوان شاخصههاي شخصيتي را در کار پياده کرد. در نهايت نيز انجام کار به توانمندي هنرمند برميگردد که در کليه اين کارها توانمندي نصفه نيمهاي از همه هنرمندان ميبينيم. او در پايان ميگويد: دو رويکرد براي ساخت چنين آثاري وجود دارد؛ اول اينکه فضاي تعريف شده با نام شخص گره خورده است؛ مانند عنوان يک خيابان و يا کوچه که به نام يک شخص است و مجسمهاي هم از او ساخته و در آنجا قرار داده ميشود. گزينه ديگر که در کل کشور مرسوم است گذرهاي فرهنگي است. اين مجسمهها اکنون حکم يک گذر فرهنگي را دارند که در اين گذر شاهد يکسري چهره هنري هستيم.