خب گويا اين دوستان فضايي قصد ندارند دست از سر من به عنوان نماد بارز يک عدد «اي در وطن خويش غريب» بردارند و درحال چيدن تدارک، جهت مذاکرات فيمابين با زمينيها هستند و هرچقدر هم که من بهشان ميگويم: «رفقا! ما مثلا زمينيها، خودمان حرف يکديگر را نميفهميم و به صورت مداوم به جان هم افتادهايم و براي هم چاقو تيز ميکنيم»، به خرجشان نميرود که نميرود و باور دارند که بالاخره يک روزي از اون بالا کفتري خواهد آمد. به همين دليل، بنده همچنان به پيادهنوردي خود در فضا ادامه داده و چند عدد خبر گلدرشت، برايتان پيدا کردهام که در ادامه به سمع و نظرتان ميرسانم:
در اولين کنجکاوي، مطلع شدم که محققان به تازگي فهميدهاند که حدود 300 ميليون سياره با شرايط تقريبا مشابه زمين، در کهشکان راه شيري وجود دارد که ميتواند ساکنيني تقريبا مشابه با انسانها داشته باشد. البته که به نظر من و ديگر محققان خود همين هفت و خردهاي ميليارد آدم روي کره زمين، براي نابود کردن کل سيارات کافيست و ديگر به موجودات مشابه اضافي نيست، ولي خب به هرحال تحقيقاتيست که انجام شده و نتايجيست که به دست آمده. ولي مردم نگران نباشند. محققان ميدانند که دارند چهکاري انجام ميدهند و بهتر است که آدمها به کارهاي پيشپاافتاده خودشان برسند. مثلا ارز و طلا بخرند يا دلالي پيشه کنند يا يک گوشه نشسته و درحالي که نان خشک و ماست خود را ميخورند (البته اگر توانايي تهيه آن را دارند) نظارهگر اين باشند که دوستان کمي فراتر از حد نياز، بودجه خود را از بورس تامين کردهاند و اين امر موجب شده بورس شبيه يک کوتوله سرخ شود؛ که البته اين امر خيلي اشکال خاصي ندارد. خورشيد ما هم در آيندهاي نه چندان دور تبديل به يک کوتوله سرخ شده و از دور خارج خواهد شد.
در حاليکه عزيزاني در زمين لطف کرده و به مناسبت انتخابات کشورها، در دانشگاه عمليات انتحاري انجام ميدهند (در افعانستان) فضاييها در حال صحبت از اين خبر بودند که آقاي دکتر نادر انقطاع برنده جايزه «آيزاک نيوتن سال 2020» شده است. تحقيقات اين آقاي دکتر به ظاهر ايراني در زمينه برهمکنشهاي ماده و نور بوده است که يعني انقدر اين دانشمند محترم ليزر انداخته روي فضا که تمام ساکنين سيارات ديگر از اين تحقيقات باخبر شدهاند. جناب دکتر يکي از دانشمندان مطرح در زمينه نانوتکنولوژي هستند که البته به نظر بنده کمي زيادي زمينه تحقيقاتي خود را بزرگ کردهاند! من يادم هست قديمترها که در زمين بودم جايي زندگي ميکردم که 85 ميليون جمعيت داشت و 95 ميليون شرکت دانشبنيانِ فوق متخصص در نانوتکنولوژي. حتي يادم هست که در فضاي سربسته و خفهکنندهاي که به آن سيستم حمل و نقل عمومي و اگر اشتباه نکنم مترو ميگفتيم، آدمهاي متخصصي بودند که جوراب نانو، ليف نانو، سنگپاي نانو و حتي گل نانو ميفروختند و ادعايشان اين بود که هرچيزي که نانو داشته باشد در مصرف اکسيژن صرفهجويي کرده و براي آدميزاد و حيات سياره زمين مناسب و مفيد است.