آرمان ملي- اميد کاجيان: انتخابات آمريکا در حالي روز گذشته به ايستگاه آخر خود رسيد که تحليلهاي متفاوتي از رفتار دونالد ترامپ در بعد از اين انتخابات مطرح ميشود. دموکراتها و رسانهها بر اين موضوع اصرار دارند که بگويند او نتايج اين انتخابات را در صورت شکست نخواهد پذيرفت و از اين رو کشور بر هم ميريزد. بايدن رقيب او نيز بارها به اين نکته اشاره کرده، افرادي مانند اوباما هم او را ديکتاتور خطاب ميکنند. البته که روز گذشته بعضا ميان هواداران دو طرف نيز درگيريهايي بود. اصرار دموکراتها و رسانهها بر اينکه القا کنند جمهوريخواهان نتيجه شکست خود در اين انتخابات را نميپذيرند قابل تامل است. اما آيا همه چيز هماني است که نشان داده ميشود و ترامپ با شکست در انتخابات جرزني ميکند؟ آيا دموکراتها هميشه در همه انتخابات تابع نتايج نهايي انتخابات بودند؟
بوش و ال گور
انتخابات 2020 تنها انتخابات پرچالشي نيست که در آمريکا برگزار ميشود. ال گور در انتخابات رياستجمهوري سال 2000 از سوي حزب دموکرات آمريکا نامزد بود ولي در انتخاباتي که يکي از نزديکترين رقابتهاي رياستجمهوري در تاريخ بود، بازنده کالج انتخاباتي با نسبت 4 بر 5 شد و در نتيجه انتخابات را به جورج بوش باخت. اگرچه اساسا اين انتخابات از ابعادي قابل بحث بود، اما طبق قانون هميشگي آمريکا اين آراي الکترال هستند که تعيينکننده نتايج انتخاباتند؛ قانوني که در آن زمان چون باعث شد تا دموکراتها در آن شکست بخورند از سوي اين حزب برنتابيده شد و ازهمين رو براي مدتها خيابانها را به عرصه اعتراضات عليه بوش تبديل کردند. دموکراتها در آن سال بارها مردم را دعوت به اعتراضات گسترده کردند و چون کانديدايشان در نتيجه اين قانون شکست خورده بود خواهان تغيير نظام انتخاباتي شده بودند. اما پرسش اساسي اين است که اگر در انتخابات 2000 الگور به خاطر همين آراي الکترال پيروز ميشد هم اقدامي عليه نظام انتخاباتيشان ميکردند يا اينکه پيروزي يک دموکرات بهخاطر آراي الکترال را نماد قانونمداري و دموکراسي کشور توصيف ميکردند؟ کشمکش بر سر انتخابات ميان الگور و جورج بوش آنقدر تداوم يافت که ديوان عالي کشور به نفع رياستجمهوري بوش راي داد، اما بازهم دموکراتها اين راي را براي مدتها نپذيرفتند.
تناقضهاي دموکراتها
با پايان دوره بوش و روي کار آمدن اوباماي دموکرات تا سال 2016 دموکراتها انتخاب اوباما را بهعنوان يک سياهپوست نماد استقلال و بلوغ انتخابات آمريکا و مردم توصيف ميکردند.اما بهيکباره باز هم نظرشان عوض شد، چون نوبت به رئيسجمهور شدن يک جمهوريخواه ديگر به نام ترامپ بهجاي کلينتون رسيد. پيروزي يک جمهوريخواه دوباره نظر دموکراتها را نسبت به انتخابات ايالاتمتحده تغيير داد، اما اينبار با کليدواژه دخالت روسيه در اين انتخابات. اينبار دموکراتها علاوه بر طرحريزي اعتراضات خياباني مبني بر اينکه در انتخابات آمريکا دخالت شده است تلاششان را بر اين گذاشتهاند تا از وجهه قانوني و مشروعيت انتخاب ترامپ جلوگيري کنند و بار ديگر بيان کنند که نتيجه اين انتخابات را نميتوان پذيرفت چون روسيه در آن دخالت داشته است. همان موقع بود که اوباماي دموکرات در آخرين روزهاي باقيماندهاش در کاخ سفيد زهر خودش عليه انتخاب ترامپ را با اخراج 35 ديپلمات روسيه از خاک آمريکا ريخت. او حتي به سرآشپز کنسولگري روسيه هم رحم نکرد. وي با اين کار دخالت روسيه در انتخابات آمريکا براي پيروزي جمهوريخواهان و ترامپ را بيبروبرگرد تاييدشده اعلام کرد. درحاليکه اين موضوع در واقعيت هيچگاه اثبات نشد. دموکراتها حتي بعد از اين بارها خواستند به استناد دخالت روسيه در انتخابات امريکا ترامپ را استيضاح کنند و او را از رياستجمهوري بيندازند يا به دادگاه بکشانند اما مدرکي براي اثبات محکوميت ترامپ پيدا نشد. ولي آنها با همين حربه جايگاه وي در آمريکا بهعنوان رئيسجمهور را خدشهدار کردند. دموکراتها يکبار ديگر نيز در عمل استيضاح ترامپ را به کنگره کشاندند تا راهي بهجز صندوق راي 2020 را براي مقابله با ترامپ دنبال کنند، هرچند که اين موضوع هم به سرانجام نرسيد و کنگره آراي کافي براي از قدرت انداختن وي در جلسه استيضاح را نداشت.
کودتاي دموکراتها عليه سندرز
سران دموکرات حتي نشان دادند که در مورد انتخابات داخلي خود نيز کمتر به آرا و نتيجه راي مردم توجه دارند و هدف اصلي آنها ديکته کردن آن چيزي است که ميخواهند. انتخاب بايدن بهعنوان نامزد نهايي دموکراتها نمونهاي از آن بود. درحاليکه انتخابات درون حزبي دموکراتها در ابتدا مسيري غير از اين را دنبال ميکرد.انتخابات درونحزبي که نخستين آن در ايالت آيووا برگزار شد و نتايجش غيرمنتظره بود. در آن انتخابات بت بوتيجيج بالاتر از باقي نامزدها در رده نخست ايستاد، برني سندرز دوم شد، اليزابت وارن سوم و جو بايدن در رده چهارم قرار گرفت(!) انتخاب بوتيجيج در آن ايالت اگرچه شگفتيساز بود اما نشان داد که سندرز هم بيش از بايدن مورد اقبال است. در انتخابات ايالت نيوهمپشاير، معلوم شد که باز هم رقابت اصلي ميان سندرز و بوتيجيج است با اين تفاوت که سندرز در اين يکي مقام اول را کسب کرد. سندرز به مرور تبديل به گزينه اول راي مردم در انتخابات درونحزبي شد. اما برنامه دموکراتها نه راي مردم بلکه از همان اول انتخاب بايدن بهعنوان کانديداي نهايي بود از اين رو استراتژي دموکراتها براي حذف سندرز و مطرح ساختن دوباره بايدن عملياتي شد.دموکراتها خيلي وقت بود که ميگفتند براي حذف سندرز و جايگزيني کسي به جاي او بايد کاري کرد. همين شد تا عليه سندرز شبهه کودتايي صورت گرفت؛ اعمال فشار سازماني براي جايگزيني بايدن به جاي او.با جديتر شدن احتمال حضور سندرز به عنوان کانديداي نهايي دموکراتها، ساير نامزدهاي دموکرات در تصميمي حزبي به سود جو بايدن کنارهگيري کردند تا سندرز توان ادامه رقابت با بايدن را از دست بدهد. همين اتحاد دموکراتها عليه سندرز و راي مردم بود که باعث شد سندرز در سهشنبه بزرگ که نتايج 14 ايالت آمريکا در انتخابات درونحزبي آمريکا مشخص ميشد شکست فاحشي بخورد و اينگونه بايدن خود را به عنوان گزينه رقابت با دونالد ترامپ مطرح کند، نه او. شرايط طوري شده بود که حتي نزديکترين طرفداران برني سندرز نيز از سندرز ميخواستند تا وي به سود بايدن کنار بکشد. «فيض شاکر» مدير کارزار انتخاباتي سندرز و «پراميلا جاياپال» يکي از سناتورهاي اصلي حامي سندرز از جمله کساني بودند که از سوي اشخاص بلندپايه دموکرات مامور شدند تا سندرز را براي اخذ تصميم کنارهگيري، تحت فشار قرار دهند. هيلاري کلينتون شخصيت مشهور و محبوب دموکراتها هم در برنامهاي تلويزيوني عليه برني سندرز و اينکه «هيچکس برني سندرز را دوست ندارد» تاکيد داشت. شرايط به گونهاي پيش رفت که حتي دونالد ترامپ هم درباره سندرز گفت دموکراتها عليه او کودتا کردند وگرنه او نسبت به بايدن راي بيشتري از سوي مردم داشت.
موضوع دخالت ايران در انتخابات 2020
يکي از ويژگيهاي تازه انتخابات 2020 علاوه بر موضوع دخالت روسيه در اين انتخابات مطرح شدن دخالت چين و ايران در آن نيز هست. مسالهاي که البته دستگاه امنيت ملي آمريکا ادعاي آن را دارد، اين اواخر نيز ارسال ايميلهايي که گفته ميشود از سوي ايران بوده و در آن براي دموکراتها پيامهاي تهديدآميز فرستاده شده نيز مطرح ميشود، اگرچه بسياري اين اقدام را بيشتر در راستاي تخريب وجهه ترامپ ميدانند. اما جالبي ماجرا وقتي است که در انتخابات 2020 نيز اين نخست دموکراتها بودند که موضوع دخالت کشورهاي خارجي بهويژه روسيه را عليه خودشان در اين انتخابات مطرح کردند، موضوعي که در آن زمان از سوي برخي تحليلگران جرزني زودهنگام دموکراتها به شمار ميآمد. حتي خيليها معتقدند که دموکراتها با مطرح کردن اين موضوع که ترامپ نتايج انتخابات را نميپذيرد، به نوعي اين بستر را فراهم ميکنند تا اگر در اين انتخابات شکست خوردند دليلش را تقلب در انتخابات به سود ترامپ تعبير کنند.
واترگيت و رفتار جمهوريخواهان
همه اينها در حالي صورت ميگيرد که در رسوايي معروف واترگيت، در واقع آنچه باعث استعفاي نيکسون رئيسجمهور جمهوريخواه وقت شد، عزم جزم خود جمهوريخواهان عليه او بود چرا که معتقد بودند که جداي از مباحث حزبي، او تخلفي آشکار مرتکب شده و بايد تاوان آن را نيز بپردازد تا دموکراسي آمريکا آسيب نبيند. نيکسون اگر استعفا هم نميداد در سنا اين خود جمهوريخواهان بودند که باعث استيضاحش ميشدند.با نگاهي به آنچه طي اين سالهاي گذشته اتفاقا به نظر ميرسد دموکراتها را لا اقل در انتخابات چند دوره گذشته بيش از جمهوريخواهان و ترامپ، به دنبال بر هم زدن قبول نتيجه انتخابات و اعتراضات خياباني در صورت عدم پيروزي بودهاند .