ادامه از صفحه اول/ ولي اين همه ماجرا نيست. اين روزها يافتن شاعر فوري، ترانهسراي فوري، عکاس فوري، سلبريتي فوري، ثروتمند فوري، مکانيک فوري، نقاش فوري و ورزشکار فوري چندان دشوار نيست. امروزه افراد بهسختي قبول ميکنند که براي مثال اگر ميخواهند يک عکاس حرفهاي شوند بايد مدتها در نيمههاي شب از خواب شيرينشان صرفنظر کنند و به انتظار طلوع خورشيد بنشينند تا درنهايت عکسي حرفهاي از طلوع خورشيد بگيرند، يا بهدشواري ميپذيرند که ممکن است براي نوشتن يک رمان ده سال و شايد هم بيشتر زمان صرف کنند. گسترش لذت فوري، پيامدهاي اجتماعي خاص خودش را نيز خواهد داشت. «سطحي شدن امور» يکي از آنهاست. شايد به همين دليل است که اين روزها مدام به دنبال آدمهاي اصيل، و نه فوري، ميگرديم. شايد به همين دليل است که اين روزها با شنيدن هر فردي که اسمي در کرده است، بلافاصله نام او را در اينترنت جستوجو ميکنيم تا بدانيم که جزو «فوريهاست» يا صبوري و رنج متحمل شده است. برخي از انديشمندان معتقدند در مقابل لذت فوري، ملال فوري هم وجود دارد. در کنار لذت فوري، يکي از ويژگيهاي انسان امروز دلزدگي يا ملال فوري است. انسان امروز زود از لذتهايش خسته ميشود. زود به دنبال لذتي ديگر ميدود، بله ميدود! لذت و ملال فوري، توصيف زندگي انسان امروزي است.