استاد حقوق و روابط بين الملل معتقد است سياست فشار حداکثري دولت ترامپ عليه ايران يک شکست محض و بدون دستاورد براي آمريکا بوده است. دکتر مهدي ذاکريان در نشست مجازي شوراي مرکزي و روساي شاخههاي استاني حزب جوانان ايران اسلامي با تشريح اصول سياست خارجي ايالات متحده آمريکا پس از جنگ دوم جهاني، سياست خارجي دولت ترامپ در 4 سال گذشته را بر مبناي يکجانبهگرايي محض خواند و گفت؛ اين سياست جز ضرر دستاوردي براي آمريکا نداشته است. ذاکريان با بيان اينکه هر يک از 2 نامزد اصلي انتخابات رياستجمهوري آمريکا پيروز شود سياست يکجانبهگرايي محض را کنار خواهد گذاشت و به سمت اجماعسازي جهاني خواهد رفت؛ گفت: بر اين مبنا پيشبيني من اين است که چه بايدن پيروز شود و چه ترامپ، دولت بعدي آمريکا به سمت اجماعسازي جهاني عليه کشورمان حرکت خواهد کرد و تلاش خواهند کرد با ايجاد اجماع جهاني فشار را بر کشورمان بيشتر کنند. اين استاد روابط بينالملل با اشاره به مقاومت جانانه ايران و پيگيري سياست هوشمندانه صبر استراتژيک در برابر خروج دولت ترامپ از برجام و فشار حداکثري عليه ايران، گفت: پس از خروج آمريکا از برجام عده اي در داخل مترصد فرصت بودند تا ايران هم از برجام خارج شود، آنها حتي سند توافق برجام را در مجلس آتش زدند؛ اما در نهايت نظام جمهوري اسلامي سياست «صبر استراتژيک» را برگزيد و اين سياست آمريکا را به لحاظ سياسي در جهان منزوي کرد و حتي نزديکترين متحدان آمريکا هم از موضع اين کشور در قبال برجام انتقاد کردند. او با اشاره به اينکه«محمدجواد ظريف» يک دانشمند روابط بينالملل و يک ديپلمات مبرز و کارکشته است، افزود: عملکرد دولت روحاني به طور عام و وزارت خارجه ظريف به طور خاص در موضوع برجام بسيار هوشمندانه بود و ايران پس از نزديک به 1سال صبر استراتژيک، سياست «کاهش تدريجي و پلکاني» تعهدات را انتخاب کرد و از تعهدات برجامي خود کاست و اين سياست هوشمندانهترين سياستي بود که در پيش گرفته بود و دستاوردهاي سياسي زيادي در عرصه بينالملل براي ايران ايجاد کرد و ايالات متحده آمريکا به جز همراهي اسرائيل، عربستان سعودي و امارات متحده عربي، در اعمال سياست فشار حداکثري عليه ايران و خروج يکجانبه از برجام هيچ متحدي را همراه خود نکرده است. اين استاد دانشگاه در ادامه افزود: در همان فضاي فشار حداکثري فرصتهايي طلايي براي امتيازگيري از آمريکاي منزوي را از دست داديم و در صورتي که ترامپ دوباره انتخاب شود و يا بايدن پيروز شود، با توجه به ضررهاي گسترده سياست يکجانبهگرايي محض، آمريکا به سمت سياست اجماعسازي عليه ايران خواهد رفت و همين مساله، امتيازگيري از آمريکا را براي دستگاه ديپلماسي دشوارتر خواهد کرد. او با تاکيد بر اينکه آمريکا در 4 سال گذشته از سياست فشار حداکثري و خروج از برجام هيچ منفعتي به دست نياورد و جز ضرر چيزي حاصلش نشد؛ گفت: براي نخستين بار پس از انعقاد منشور آتلانتيک بين آمريکا و بريتانيا، 2 کشور در موضوع برجام با يکديگر اختلاف پيدا کردند و بريتانيا از آمريکا در برابر تمديد تحريمهاي تسليحاتي ايران در شوراي امنيت حمايت نکرد. او با اشاره به اينکه اهميت اين دستاورد سياسي براي ايران حتي براي بسياري از دانشگاهيان و سياستمداران ايراني نامکشوف مانده گفت: براي نخستين بار از سال 1941 بدين سو دولت بريتانيا از ايالات متحده آمريکا در عرصه جهاني حمايت نکرد و حاضر نشد از واشنگتن در اعمال دوباره تحريم تسليحاتي عليه ايران و يا خروج يکجانبه از برجام حمايت کند و اين مساله يک پيروزي سياسي بسيار بزرگ براي ايران بود. او افزود: 4 اصل و هدف مشترک جهان غرب به رهبري آمريکا در دوران جهانيسازي عبارتند از: 1- اقتصاد آزاد2- دموکراسي و حقوق بشر3- مبارزه با تروريسم4- جلوگيري از اشاعه تسليحات هستهاي و کشتار جمعي. ذاکريان افزود در دولت بعدي آمريکا چه ترامپ باقي بماند و چه بايدن بيايد حرکت در چارچوب اهداف چهارگانه جهاني سازي بر مبناي اجماع جهاني به رهبري آمريکا احيا خواهد شد و آمريکا با توجه به تجربه 4 سال گذشته و شکستهاي پيدرپي در سياست خارجي ديگر قادر به ادامه سياست «يکجانبهگرايي محض» نخواهد بود؛ چون اين سياست به اعتبار و جايگاه واشنگتن در عرصه جهاني و بين متحدانش ضربه زيادي وارد کرده است.