آرمانملي-محمدميلادعبداللهي: تحريمهاي سنگين نفتي گره کوري را بر مبادلات تجاري تحميل کرده و اين در حالي است که مسئولان بر اين باورند که شايد از طريق تهاتر، بتوان گشايشي در وضعيت صادرات ايران حاصل کرد. اين در حالي است که کرونا هم عامل مهم ديگري است که منجر به کاهش تقاضاي طلاي سياه و نوسانات قيمت در بازارهاي جهاني شده است. به همين منظور حميدرضا صالحي، رئيس کميسيون انرژي اتاق بازرگاني ايران، در گفتوگويي با «آرمانملي» ميگويد: «ما بايد از داشتهها، فرصتها و درآمدهاي فعلي فروش نفت به روشهاي متفاوت و با توجه به تحريمها استفاده و آنها را تبديل به کالا کنيم و اين يک امتياز است. اما اينکه تا چه اندازه بتوان در اين زمينه موفق بود بايد ديد که آيا کشورهاي خريدار نفت ايران ميتوانند معاملهاي را صورت دهند يا خير! به علاوه لازم است به اين فکر کنيم که شايد در آينده، عصر نفت با شيبي کند به پايان برسد و انرژيهاي پاک جايگزين آن شود. اين مساله بسيار حائز اهميت است، به طوريکه در مناظرات کانديداهاي آمريکا مشاهده شد، هر دو طرف تاکيد عديدهاي به اين مهم داشتند». در ادامه اين مصاحبه را ميخوانيد.
به نظر شما واگذاري نفت و دريافت کالا در مقابل آن و يا به عبارت ديگر تهاتر نفت چه تاثيري در ميزان رشد تجارت خارجي ايران با وجود تحريمها خواهد داشت؟ از طرفي آيا با وجود محدوديتهاي فعلي امکان اين معامله وجود دارد؟
ما بايد از داشتهها، فرصتها و کسب درآمدهاي فعلي فروش نفت به روشهاي متفاوت و با توجه به تحريمها استفاده و آنها را تبديل به کالا کنيم و اين يک امتياز است، اما اينکه تا چه اندازه بتوان در اين زمينه موفق بود بايد ديد که آيا کشورهاي خريدار نفت ايران ميتوانند معاملهاي را صورت دهند يا خير! به عبارت دقيقتر توليد نفت ما پايين آمده است و يکي از مسائل اصلي براي فروش نفت آن است که کشورهاي خريدار امکان خريد داشته باشند و اين نيازمند جسارت است. دومين مورد هم آن است که اگر نفت را خريدند، پول آن به واسطه معضلاتي چون FATF چگونه پرداخت ميشود که ميتوان تهاتر را جايگزين آن کرد. به علاوه براي اينکه بدانيم تهاتر عملي ميشود يا خير بايد ببينيم آيا پول نفتي که در گذشته به کشورهاي مختلف همچون ايتاليا، هند، سريلانکا و کره جنوبي، فروختهايم، بازگشته يا تهاتر براي آن امکانپذير است!؟ اين مسائل نيازمند همکاري دولت مقابل خواهد بود و آن زمان است که ميتوان به طور موازي نسبت به صادرات نفت و دريافت کالا اقدام کرد. گفتني است زماني اينستکس راهاندازي شد و بر مبناي آن قرار بود کشورهاي اروپايي حسابي را باز کنند و درآمد فروش نفت به اين صندوق برود و در ازاي آن کالا به ايران داده شود، ولي در عمل چنين اتفاقي نيفتاد و حتي استفاده از اين صندوق به سختي و فقط براي يک بار انجام شد. در هر حالت کلي بايد بگويم جدا از اينکه بخواهيم در خصوص عملياتي شدن اين مسيرها حرفي بزنيم، کشور نياز مبرمي به درآمدهاي اينچنيني دارد و تحقق آن ميتواند بسيار حائز اهميت باشد و اگر شرکت نفت و مسئولان بتوانند راهي براي اين اقدام پيدا کنند، نبايد نسبت به آن درنگ کرد.
تحليل شما از وضعيت فعلي و آينده بازارهاي جهاني نفت در مقطع کنوني چيست؟
بازار نفت به دليل موضوع کرونا، با کاهش تقاضاي بسياري همراه شد و همزمان با چنين اتفاقي قيمتهاي جهاني هم افت کرد. به هرحال يکي از معيارهاي مهم تعيين کننده قيمت در بازار تقاضاست، اين در حالي است که روزي قيمت طلاي سياه منفي شد و از آن به عنوان دوشنبه سياه ياد شد. پس از اين اتفاق پيشبيني آن بود که حتي افزايش قيمت هم آنچنان نباشد و اين امر مستلزم آن است موتور تقاضا و اقتصاد ممالک مصرفکننده روشن شود تا بتوانند خريد کنند و دوباره شاهد بهبودي قيمتها باشيم. در اين اوضاع ما ديديم تنها کشوري که شرايط نرمالي نسبت به باقي کشورها داشت چين است. اين در حالي است که با توجه به حجم نياز اين کشور بازهم افزايش قيمت محسوسي در بازارهاي جهاني اتفاق نيفتاد، اما با نرخ پايين هم برخي نيازها برطرف شد.
نظر شما درباره استفاده از انرژيهاي تجديدپذير که بتوان آن را جايگزين مناسبي براي نفت دانست چيست؟
لازم است به اين فکر کنيم که شايد در آينده عصر نفت با شيبي کند به پايان برسد و انرژيهاي پاک جايگزين آن شود. اين مساله بسيار حائز اهميت است، به طوريکه در مناظرات کانديداهاي آمريکا، هر دو طرف تاکيد عديدهاي به اين مهم داشتند. به علاوه کشورهاي توسعهيافته دنيا مسيري را انتخاب کردهاند که بر اساس آن بتوانند از انرژيهاي جايگزين خورشيدي و بادي نهايت بهره را ببرند. به طور مثال عربستان هم که توليدکننده بزرگ نفت است، به دنبال توليد برق از نيروگاههاي خورشيدي است. (به عبارتي دقيقتر استفاده از انرژيهاي تجديدپذير و فرآوردههاي نفتي ارزشمند) واقعيت آن است که بازار طلاي سياه در آينده دستخوش تغييراتي خواهد شد و نبايد سرنوشت کشور را به نفت متکي کنيم، بلکه بايد از فروش آن فاصله بگيريم که خدا را شکر به واسطه تحريمها اين مهم کم و بيش عملي شد و ما به سمت اقتصاد بدون نفت گرايش پيدا کرديم. کشور ما بايد از ساير ظرفيتها همچون گاز استفاده و تلاش کنيم بهعنوان بازيگر اصلي منطقه قرار بگيريم و در خصوص توليد برق هم تحولاتي را به کار گيريم و اين انرژي را به عنوان ارزش افزوده بيشتر، صادر کنيم. اگر بتوانيم به درستي سياستهاي بلند مدت خوبي را پايهريزي کنيم، صادرات برق ميتواند جبران خوبي براي درآمدهاي نفتي ما باشد. متاسفانه سياستگذاري ما آنچنان بلندمدت نيست و اين ميتواند مشکلاتي را به همراه داشته باشد. لذا با توجه به سرعت پيشرفت تکنولوژي و استفاده از انرژيهاي تجديدپذير بايد برنامهريزي کرد تا بتوان مصرف را کنترل کرد.