‌ اعتماد اجتماعي را بازسازي کنيم

امان ا... قرایی مقدم جامعه‌شناس

بازسازي اعتماد اجتماعي در جوامع امروزه که هر اتفاقي در آن موجب ريزش اعتماد عمومي مي‌شود، امري سخت و دشوار است. سال‌ها پيش جامعه‌شناسان و بسياري از متخصصان علوم اجتماعي تذکراتي را در ارتباط با عميق‌تر شدن شکاف در جوامع سر مي‌دادند اما هيچگاه به اين مهم توجه نشد. به طوري که امروز شرايط دشوار‌تر شده است. عده‌اي حضور مردم در عرصه‌هاي مختلف را نشانه‌اي از فقدان شکاف بين مردم و مسئولين اعلام مي‌کردند حال اينکه مردم حق دارند که در عرصه‌هاي مختلف از جايگاه قانوني خويش يعني حق حاکميت بر سرنوشت خويش، استفاده کنند اما اکنون به نظر مي‌رسد اين مساله با توسل به واکنش جامعه به حادثه اخير بيش از پيش نمايان شده است. به طوري که برخي حتي براي توجيه اين حادثه، با ادبياتي در مورد آن سخن مي‌گويند که ناشي از هيجان‌زدگي است. بازسازي اعتماد عمومي و افزايش ضريب اعتماد در جامعه امري پيچيده، بلندمدت و دشوار است. بازسازي اعتماد در جامعه با نسخه يک روزه و يک ماه و حتي يک ساله اتفاق نمي‌افتد. مساله اعتماد عمومي به بازسازي يک جامعه بازمي‌گردد که پيچيدگي خاصي دارد. زماني که دردي بر جامعه وارد مي‌شود يا چالشي براي جامعه ايجاد مي‌شود، نمي‌توان با فرمان و دستور و اينکه بايد دلجويي صورت گيرد، به سمت بازسازي جامعه حرکت کرد. امروز جامعه به‌خاطر حوادث اخير دچار رنج شده است. درمان اين درد از نظر روانشناسي اجتماعي و جامعه‌شناسي سخت است. علت نيزکاملا معلوم است. هر اتفاقي به وجود آمده مسئولين قولي در برابر آن داده‌اند اما آيا به آن قول‌ها و وعده‌ها عمل شده است؟ مارکس وبر مي‌گويد جامعه از مشروعيت عقلاني برخوردار نيست. مشروعيت حاکم برجامعه کاريزماتيک و سنتي است. پيچيدن يک نسخه براي درمان اين مشکل امري اجتناب ناپذير است. زيرا امکان برهم ريختگي در جامعه را ايجاد مي‌کند. از پيش بيني اين برهم ريختگي مي‌توان به اين درک رسيد که در ابتدا بايد اجزاي يک ساختار را مناسب کرده و در مرحله بعد درجايگاه خود قرار داد. زيرا ساختار از اجزا به هم وابسته تشکيل شده است و هرگونه تغيير در يک جزء موجب تغيير در ساير اجزا مي‌شود. از اين جهت بايد به دنبال بازسازي اجتماعي بود که امري پيچيده است.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه