ضجه زاینده‌رود

حسین آخانی استاد دانشگاه تهران

اگر زاینده رود نبود، تالاب گاوخونی هم نبود. گیاهان شور دوست منحصر به فردی - که اتفاقا یکی از از آنها از ورزنه به نام سالیکورنیا پرسیکا را خودم نامگذاری کرده ام – خلق نمی‌شد. اما زاینده رود قربانی شد. زاینده رود قربانی سیاست‌های توسعه‌ای کشاورزی خارج از توان طبیعی و آب دزدی‌های بالا دست رودخانه، انتقال آب و آب دزدی صنایعی شد که نتیجه‌اش آلوده کردن اصفهان در کنار اراک به عنوان دوقلوی آلوده‌ترین شهرهای ایران مرکزی. توسعه بیمار گونه شهر هم چون شهرهای دیگر بد قواره ادامه یافت و تتمه آبی هم که در زیر زمین بود برای چمن کاری و تامین آب خانه‌هایی پمپاژ کردند تا اصفهان در معرض سنگین‌ترین عواقب فرونشست زمین قرار گیرد. اما همه این اتفاق‌ها، مسیر اشتباه سیاست‌های توسعه‌ای ناپایدار را نه تنها تغییر نداد که همچنان با سرعت آن را ادامه می‌دهند. همین تازگی بود که بر اساس مشاهدات خودم از یک فاجعه پنهانی کمی دورتر در نزدیکی گچساران رونمایی کردم. سد چم شیر را در آخرین ماه‌های ساخت در سازند گچساران دیدم. متاسفانه چراغ خاموش دارند در بحرانی‌ترین نقطه کشور سدی می‌سازند که با ساخت آن دریاچه‌ای شور ساخته می‌شود که به‌زعم سازندگان از ریختن آب به خلیجی که همیشه فارسش می‌نامیم جلوگیری کنند. سد تنگ سرخ، سد مارون ۲، سد شفارود، سد لاسک، سد هراز، سد کانی سیب و ده‌ها پروژه‌ ویرانگر انتقال آب همه نشان از اعلان جنگ فن سالاران بالا شهر نشین تهران و یا تاثیر گذاران منافع منطقه‌ای علیه یکیارچگی زیستی ایران دارد. نقشه ایران با همه رنگ‌هایش - که نشان از تنوع قومی، تنوع اقلیمی و طبیعی دارد - فقط و فقط به کمک رودخانه‌هایش به هم پیوسته مانده است. آنهایی که برایشان امنیت و یکپارچی این سرزمین مهم است دشمنان این سرزمین را در آن سوی مرزها جستجو نکنند. دنیای گسیل نیرو به کشورهای تمام شده است. امروز دشمنان واقعی این منطقه کسانی هستند که رودخانه‌ها، یعنی شبکه‌های زندگی را در فلات ایران و خاورمیانه می‌خشکانند. حرکت مسالمت جویانه ۲۸ آبان ۱۴۰۰ را نه از آن مردم اصفهان که از آن مردم ایران بدانیم. ما همه به یک سرزمین تعلق داریم و آرزوی ما سلامت و آرامش و همزیستی در کنار هم است. من در سال‌های جنگ در خوزستان پژوهش می‌کردم. خیلی جوان بودم، زمین‌های خوزستان اغلب در اجاره اصفهانی‌ها بود. آنها در ماه‌های زمستان صیفی جان و سبزیجات می‌کاشتند. کسی به اصفهانی‌ها بد نمی‌گفت. خوزستانی‌ها خوشحال بودند که اصفهانی‌های زرنگ می‌آیند و سرزمین شان را سبز می‌کنند و آنها سوار بر لنج یا قایق ماهی گیری می‌کنند. اگر از من بپرسند که راه حل این بحران چیست خیلی ساده می‌گویم، دست وزارت نیرو و شرکت‌های تابعه را از رودخانه‌ها کوتاه کنید و سازمان حفاظت محیط زیست را موظف به زنده کردن رودخانه‌ها کنید. اگر صنعتی به آب نیاز دارد ببرید آنجا که آب هست، نه تلاش کنید که آب را به جایی ببرید که دوست دارید صنعت بپا کنید، آن هم صنایع به شدت آب بر و تولید کننده گازهای گلخانه‌ای. آنچه گفتم ترجمه ساده آمایش سرزمین است. این یادداشت را با این بند ۶ از نامه اخیرم به ریاست سازمان حفاظت محیط زیست به پایان می‌رسانم که بماند در تاریخ: «یکی از بزرگترین علت‌های بحران آب و تخریب محیط زیست در ایران، نبود نظارت کامل بر اکوسیستم‌های رودخانه‌ای است که علاوه بر آسیب به تنوع زیستی باعث بروز سیلاب‌های ویرانگر شده است. در حالی که بسیاری از تالابهای کشور خشک شده‌اند، مهمترین زیست بوم‌های آبی داخلی ما، رودخانه‌ها هستند. حاکمیت وزارت نیرو بر رودخانه‌ها هرگز به نفع این شاهرگ‌های حیاتی سرزمین نبوده و تعدی به حریم آنها، برداشت شن و ماسه، از بین بردن پوشش گیاهی، رها کردن پساب و زباله به داخل آنها، سدسازی و جاده‌سازی‌های بی‌ضابطه از نمونه‌های بارز ناشی از سوءمدیریت وزارت نیرو است. در تغییر ساختار سازمان حفاظت محیط زیست، تغییر و اصلاح مدیریت اکوسیستم‌های رودخانه‌ای، تعیین محدودۀ حفاظتی، و اقدام برای احیای آنها تأثیر بسیاری در بهبود شرایط زیستی کشور خواهد داشت».

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه