امید علیبابایی، فعال اجتماعی نوشت: برخی بنگاههای اقتصادی، بهخصوص مجموعههای برخوردار از سرمایههای کلان با شرکتهای تابعه و اقماری متعدد، در قالب مسئولیت اجتماعی به پولپاشی در زمینههایی مانند فوتبال میپردازند.
اما پرسش اینجاست که آیا هر هزینهای که به نام جامعه انجام شود، الزاماً در خدمت منافع اجتماعی است؟ مسئولیت اجتماعی، همانطور که از نامش پیداست، باید اجتماعی که گستره آن یک بخش، شهر یا حتی کشور است را دربرگیرد. بااینحال، هنگامی که یک بنگاه دهها یا صدها میلیارد تومان برای تیم فوتبال خود هزینه میکند، اما حقوق دریافتی کارگران، کارمندان و بازنشستگانش درخور نیست، نمیتوان بهسادگی این هزینهکرد را ادای مسئولیت اجتماعی دانست.
حتی اگر حقوق کارکنانش از حداقلهای قانونی بیشتر باشد، باز هم بهبود معیشت آنان میتواند اولویت مهمتری باشد. از سوی دیگر، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و بهکارگیری جوانان و نخبگان در صنایع، میتواند منفعتی ماندگارتر برای جامعه ایجاد کند. با هزینه قرارداد یک فوتبالیست برای یک سال، میتوان دهها متخصص را برای فعالیتهای پژوهشی و صنعتی بهکار گرفت.
نتیجه این سرمایهگذاری فقط اشتغالزایی نیست؛ بلکه ورود دانش به چرخه تولید، افزایش بهرهوری و ایجاد ارزشافزودهای است که میتواند به رشد اقتصادی و بهبود رفاه عمومی کمک کند. حتی اگر بنگاهها ملزم به اجرای مسئولیت اجتماعی باشند، چرا باید فوتبال حرفهای تنها یا مهمترین مقصد این منابع باشد؟ ایجاد زیرساختهای ورزشی، توسعه ورزشهای دیگر، حمایت از ورزش همگانی و سرمایهگذاری در فوتبال پایه نیز میتوانند به سلامت، نشاط و مشارکت اجتماعی کمک کنند.
چرا باید بخش بزرگی از منابع به هزینههای تیمداری حرفهای اختصاص یابد، درحالیکه فرصتهای فراوانی برای گسترش دسترسی عمومی به ورزش وجود دارد؟ مسئله زمانی جدیتر میشود که این نحوه هزینه کرد در کنار وضعیت معیشتی آحاد جامعه قرار میگیرد؛ اگر اصل بر برائت و اعتماد به درستی هزینهکرد برای مسئولیتهای اجتماعی در بنگاهها باشد، میتوان پرسید خرج کردن دهها همت پول در جایی مثل فوتبال و موارد مشابه آن، در حالی که عدهای آب و نان ندارند، برخی از گرانی دارو جان میدهند و چند میلیون نفر تحت پوشش سازمانهای خیریه هستند، چه نفعی برای اجتماع دارد؟
برای پیدا کردن پاسخ سوال بالا، جالب است بدانید که برای کسب کرسی در هیات رئیسه بسیاری از همین باشگاههای فوتبال متعلق به بنگاههای کلان، عدهای حاضرند از مناصب کلیدی و خاص در دستگاهها و بنگاههای بالادستی کنار کشیده و وارد عرصه خدمت به اجتماع از طریق فوتبال شوند! و، اما یک سوال فرعی؛ برخی از باشگاههایی که مدعی برخورداری از میلیونها هوادار هستند، چرا حاضر نیستند تمرینات تیمشان را در شهر منتسب به خود برگزار کنند و صرفاً برای میزبانی مسابقات به آنجا میروند؟
چنین وضعیتی پرسشهایی جدی درباره میزان تعهد واقعی این باشگاهها به جامعه هدفشان ایجاد میکند. اگر قرار است فقط پر شدن اوقات فراغت مردم در دستور کار باشد پس با قاطعیت میتوان گفت که لذت بازی کردن فوتبال از تماشای آن بسیار بیشتر و لذت دیدن رایگان فوتبالهای اروپایی، بسیار بیشتر از لذت تماشای فوتبال داخلی است که مخارج آن از قِبَل ادای مسئولیت اجتماعی بنگاهها، بهصورت قیمت نهایی مصرفکننده درج شده روی کالاها، از جیب مردم تامین میشود. در نهایت این سیاستگذاران هستند که بدون فرافکنی باید بپذیرند که مسئولیت اجتماعیِ اشتباهی، به مجوزی برای پولپاشی و دستاویزی برای تامین حداکثری منافع برخی بنگاهها و افراد تبدیل شده است.