همزمان با تعطیلی یا تعلیق فعالیت دبیرستانها به دلیل اعتراضات دانش آموزی، پلیس فرانسه صدها نفر از تظاهرکنندگان را بازداشت کرده است و حالا لوران نونز، وزیر کشور فرانسه، اعلام کرده که تنها در جمعه گذشته، هزار و ۷۴۷ نفر در ارتباط با ایجاد اخلال در دبیرستانها بازداشت شدهاند و شمار بازداشتشدگان در یک هفته اخیر از مرز ۵۰۰۰ نفر گذشته است. آنچه در این میان مهم به نظر میرسد این است که دانشآموزان معترض فرانسوی همچنان بر تداوم اعتراضات خود تأکید دارند؛ به گونهای که سازماندهندگان این اعتراضات، به دلیل آنچه عدم وجود «اقدامات ملموس» برای مطالبات دانش آموزان خواندهاند، خواستار برگزاری دور دیگری از اعتراضات در روز سهشنبه ۱۴ مهر (۶ اکتبر) شدهاند که نشان از عدم اتمام این اعتراضات و تشدید آن دارد. در این راستا باید توجه داشت که بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی منابع دولتی و رسانههای فرانسوی، نزدیک به ۴۰۰ دبیرستان از مجموع ۳۷۰۰ دبیرستان در سراسر فرانسه در روز جمعه به دلیل اعتراضات تعطیل بودند. با این حال، در شبکههای اجتماعی، اعلامیههای متعددی که همگی یکسان هستند و با هوش مصنوعی تولید شدهاند، خواستار مسدود کردن ورودی نه فقط دبیرستانها، بلکه مدارس راهنمایی نیز شدهاند که نشان از گسترش و سرایت این نوع از اعتراضات در سایر مقاطع تحصیلی دارد. در این راستا باید توجه داشت که اساساً اعتراضات دانشآموزی در فرانسه یک پدیده نوظهور به حساب نمیآید و این موضوع دههها است که در فرانسه وجود داشته و دارد و همین موضوع موجب شده تا مسئولان امنیتی و سیاسی فرانسه با چنین پدیدهای که حالا در فرانسه مجدداً نزدیک به دو هفته است به وقوع پیوسته، با احتیاط بسیار کامل رفتار کنند. برای نمونه باید توجه کرد که از زمان اعتراضات دانشجویی مه ۱۹۶۸، که شارل دوگل آنها را با واژه معروف شینلی، به معنای «هرجومرج»، توصیف کرد، دولتهای فرانسه همواره از رویارویی با جوانان خشمگین واهمه داشتهاند؛ چراکه جنبشهای جوانان و نوجوانان، پیشبینیناپذیر و فاقد ساختار مشخص هستند و اغلب تشکیلات روشنی ندارند که بتوان با آن مذاکره کرد و وقتی آنها اعتراض میکنند، گروههای دیگر نیز عموماً به اعتراضات میپیوندند و در نهایت یک آنارشی خارج از کنترل رخ میدهد که هدایت و خاتمه دادن به آن، به این سادگی اتفاق نخواهد افتاد. دلیل دیگر این است که به سبب جوان بودن معترضان، افکار عمومی معمولا با آنها همدلی میکند. همچنین اگر پلیس مرتکب اشتباهی شود و باعث جراحت یا اتفاقی عمیقتر شود، پیامدهای آن غیرقابل محاسبه خواهد بود. از سوی دیگر، تنها چند ماه تا انتخابات ریاستجمهوری فرانسه باقی مانده است و هرگونه اقدام سلبی و انتشار آن در حجم گسترده رسانهای میتواند تبعات منفی برای دولت امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه داشته باشد. نکته بسیار مهم در خصوص این اعتراضات، آن است که چهرههای انتخاباتی و سیاسی فرانسه در حال استفاده از این واقعه ملی به نفع خود هستند و حالا به نوعی شاهد مصادره این حرکت اعتراضی از سوی آن برای تقویت پایگاه اجتماعی این جماعت هستیم.
*استفاده انتخاباتی از اعتراضات
در این خصوص رسانههای فرانسه بر اساس نظرسنجیهای انجام شده اعلام کردهاند که در فاصله هفت ماه مانده به انتخابات ریاستجمهوری، مارین لوپن، نامزد راست افراطی، بخت اول پیروزی در مرحله اول انتخابات معرفی شده، و در شرایطی که به دلیل جهش قیمت سوخت، فضای اجتماعی پرتنش است، تظاهرات دانش آموزی فرانسه با حساسیت ویژهای از سوی گروههای سیاسی دنبال میشود. در حالی که بر اساس برآوردهای چندین منطقه فرانسه، خسارتهای واردشده به دبیرستانها چندین میلیون یورو هزینه دربرداشته، دفتر نخستوزیری فرانسه آنچه را «خشونتهای شهری» خوانده، محکوم کرده و مسئولیت آن را متوجه حزب چپ رادیکال، «فرانسه تسلیمناپذیر» به رهبری ژان لوک ملانشون دانسته است! او این اعتراضات را جنبشی «خودسازمانیافته» دانست که اکنون به دانشگاهها و دیگر مراکز آموزشی نیز گسترش یافته است و فرسودگی و کمبود امکانات در دبیرستانها که سالها ادامه داشته، سرانجام به نقطهای رسیده که نارضایتی انباشتهشده جوانان را به اعتراض گسترده تبدیل کرده است. اما ادوارد فیلیپ، رقیب ملانشون در جناح راست میانه، گفته است «سوءاستفاده بدبینانه حزب فرانسه تسلیمناپذیر و نیروهای سیاسی که میخواهند همهچیز را به درگیری تبدیل کنند، شرمآور است. همهچیز میتواند خیلی سریع از کنترل خارج شود». در این مسیر بسیاری بر این عقیده هستند که مانورهای سیاسی ملانشون و سایر احزاب در آستانه انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، نشان از آن دارد که یک جبهه جدید علیه ماکرون و دولت فعلی فرانسه شکل گرفته که میتواند به وزدی خود و نتایج اقداماتش را در سراسر فرانسه نمایان کند. با این تفاسیر، اگرچه به نظر میرسد که این اعتراضات نهایتاً تا چند هفته دیگر به اتمام میرسد، اما مساله اینجاست که تاثیر این رویداد اجتماعی – سیاسی بر وضعیت ماکرون و رشد جریانهای چپ و راست افراطی در فرانسه به وضوح از همین حالا تا حدی مشخص است.