هادی حقشناس، کارشناس مسائل اقتصادی نوشت: اقتصاد موضوعی نیست که وقتی بخواهیم درخصوص شاخصها اظهار نظر کنیم، زمان حال را ببینیم. به عنوان مثال وقتی که یک بنایی سست باشد ممکن است امروز این بنا فرو نریزد ولی در مقطع دیگری با یک زلزله ضعیف بریزد و ریختن یک ساختمان با یک زلزله کم ریشتر طبیعی است که بعدا میشود تحلیل کرد که علت این ریزش به خاطر بنای ضعیف بوده است.
در حالی که اگر بنا قوی باشد زلزلههای چند ریشتری به طور معمول هم نمیتواند آن بنا را با مشکل مواجه کند. علت اینکه اقتصاد کشور چنین وضعیتی پیدا کرده کمی باید به ریشه و بنا توجه کنیم. سال نود و هفت یعنی دقیقا هشت سال پیش وقتی که ترامپ از برجام بیرون رفت ما هم با رشد اقتصادی منفی و افزایش تورم مواجه شدیم یا در دولت قبلی وقتی نرخ ارز اصلاح شد باز شاهد افزایش نرخ تورم در کالاها بودیم.
به عبارت سادهتر حداقل در هشت سال گذشته هر وقت یک عامل بیرونی یا یک فشار بیرونی خارج از سیاستهای دولت به اقتصاد وارد شده یا داخل کشور اصلاح در نرخ ارز ایجاد میشود هر دو را در افزایش نرخ تورم یا افزایش قیمت کالاها میبینیم. این موضوعی غیرقابل کتمان است و نشان میدهد که بالاخره بخشی از مسائل مسبوق به سابقه بوده که غیرقابل کتمان است.
نکته دوم که خیلی مهم است اینکه در همه سالهای بعد از انقلاب اقتصاد ایران متاثر از تحریمها، قطعنامه سازمان ملل یا تحریمهای آمریکا بوده، اما هیچ وقت به شکل کنونی محاصره فیزیکی انجام نمیشده است. حتی در هشت سال جنگ ما به این صورت محاصره فیزیکی، محاصره دریایی، لغو پروازهای خارجی و ممنوعیت نقل انتقالات پولی به این شکل نداشتیم؛ لذا شرایط و وضعیت کنونی نسبت به سنوات گذشته کمی پیچیده است.
یعنی الان دشمن خارجی نه تنها قطعنامه را یک جانبه به طور کامل اجرا میکند، نه تنها کشورهای دیگر را تهدید میکند که حق همکاری اقتصادی نداریم و نه تنها جلوی نقل و انتقالات پولی را میگیرد؛ بلکه آمده محاصره فیزیکی، ممنوعیت هوایی و پرواز هم ایجاد کرده است.
یعنی قبلا میگفتیم طرف مقابل هر نوع تحریم حقوقی یا کاغذی یا قطعنامهای میتوانست استفاده کند، اما امروز از پا را فراتر از تعهدات کاغذی، قطعنامهای و... گذاشته و محاصره فیزیکی انجام داده است.
طبیعی است که برآیند این اقدام میتواند بر بازار اثر بگذارد؛ لذا بر پایهع آنچه در فوق در باب تحریمهای مختلف بیان شد این مسائل اکنون نیز میتواند تفسیر بخشی از این متغیرهای اقتصاد را انجام دهد. البته این طبیعی است که نمیتوان انکار کرد که اگر تدبیر موثرتری به کار گرفته میشد یا تدابیر بهتری به کار گرفته شود میتواند بخشی از این عوارض را کم کند.