بر اساس گزارشهای منتشر شده، دولت توانسته است با وجود تحریمها و شرایط جنگی اقدامات مطلوبی را در تابآوری و همچنین احیای ظرفیتهای موجود انجام دهد، اما کارشناسان بر این باور هستند برای جبران خلأهای موجود باید در اندیشه تسریع ورود تجدیدپذیرها به بازار انرژی بود.
به گزارش «آرمان ملی»، در چنین شرایطی، ارزیابی کارنامه عملکردی بخش بالادستی صنعت گاز در بازه زمانی شهریورماه سال هزار و چهارصد و سه تا پایان خردادماه سال هزار و چهارصد و پنج، چشماندازی روشن از تغییر رویکردها و تمرکز راهبردی بر مهار افت تولید و بازگرداندن منابع جدید به مدار مصرف ارائه میدهد. آمارها و دادههای مستند نشان میدهد که راهبرد وزارت نفت در دولت چهاردهم، تلفیقی از تکیه بر ثقل راهبردی پارس جنوبی، توسعه فازهای تکمیلی، حفاری و احیای چاههای میادین مستقل گازی در مناطق مرکزی و مناطق نفتخیز و همچنین مدیریت بحرانهای غیرمترقبه بوده است، رویکردی که تلاش کرده تا حد ممکن فاصله میان تراز منفی تقاضا و افق تولید را کاهش دهد. در کانون تحولات اخیر، میدان عظیم مشترک پارس جنوبی به عنوان قلب تپنده تأمین انرژی کشور قرار دارد. هرچند پدیده افت فشار طبیعی در این مخزن مشترک به مرحلهای هشداردهنده رسیده و نیاز به پلتفرمهای تقویت فشار غولپیکر را اجتنابناپذیر کرده است، اما اقدامات کوتاهمدت و میانمدت توسعهای توانسته بخش قابل توجهی از افت تولید را جبران کند.
تولید در شرایط تحریم
ارقام حاکی از آن است که فاز یازده پارس جنوبی با حفاری و بهرهبرداری از هفت حلقه چاه، جهشی معادل پانزده میلیون مترمکعب در روز را به ثبت رسانده است، عددی معنادار که به تنهایی معادل ظرفیت تولید استاندارد برخی از فازهای توسعهیافته به شمار میرود و نشاندهنده احیای یکی از معطلماندهترین پروژههای گازی کشور است. به موازات آن، فاز سیزده نیز با اضافه شدن هفت حلقه چاه جدید، ده و نیم میلیون مترمکعب در روز به توان تولید گاز خام کشور افزوده است. تکمیل بخشهای باقیمانده فاز چهارده از طریق راهاندازی دو حلقه چاه تازه، سهمیلیون مترمکعب دیگر را به این سبد ملحق کرده است. علاوه بر فازهای اصلی، مدیریت بهینهسازی و بهبود عملکرد چاههای درونمیدانی نیز سهم شایان توجهی در افزایش ظرفیت داشته است، به طوری که از محل چهار حلقه چاه درونمیدانی، روزانه شش میلیون مترمکعب گاز جدید به پالایشگاههای ساحلی تزریق شده است. در امتداد این توسعه شبکهای، ورود یک حلقه چاه تکمیلی در سکوی یکسی فاز سیزده نیز یک و نیم میلیون مترمکعب در روز به ظرفیت فعال اضافه کرده است. با این حساب، بخش فراساحل پارس جنوبی توانسته با اتکا به توسعه هدفمند چاهها، در مجموع روزانه سی و شش میلیون مترمکعب گاز خام تازه تولید کند، جریانی حیاتی که نه تنها نقش مهمی در تسکین التهاب ناترازی زمستانه ایفا میکند، بلکه ضریب پایداری خوراک مجتمعهای پالایشی مستقر در عسلویه و کنگان را به شکل ملموسی ارتقا بخشیده است.
احیای چاههای قدیمی
این گزارش حاکی است؛ اما کارشناسان بر این باور هستند که تکیه انحصاری بر مخزن مشترک پارس جنوبی با توجه به ریسکهای ژئوپلیتیکی، فرسودگی تأسیسات و افت تدریجی فشار، یک خطای راهبردی محسوب میشود. از این رو، توزیع متوازن سرمایهگذاری و فعالسازی میادین مستقل گازی در اقصینقاط کشور به عنوان ضلع دوم این معادله پیگیری شده است. بررسی دادههای عملکردی در مناطق خشکی و میادین مرکزی نشان میدهد که تحرک قابل توجهی برای زندهسازی و توسعه چاههای مستقر در مناطق مختلف رقم خورده است. در همین راستا، در میدان گازی دی، تکمیل و بهرهبرداری از سه حلقه چاه جدید موجب افزوده شدن سه میلیون مترمکعب در روز به مدار تولید شد. میدان واروی نیز با احداث و استقرار ایستگاه مدرن تقویت فشار گاز، چهار میلیون مترمکعب به تولید روزانه خود اضافه کرده است، پروژهای کلیدی که اهمیت راهبردی سازههای تقویت فشار را به عنوان ضامن استمرار حیات مخازن سالخورده به اثبات میرساند.
افزایش تولید در شرایط سخت
تحرک در دیگر مخازن گازی کشور نیز با رویکردی مشابه پیگیری شده است. میدان آغار با افزایش یک و نیم میلیون مترمکعبی در روز، میدان مزدوران با بهرهبرداری از یک حلقه چاه و دستیابی به توان تولید یک و شش دهم میلیون مترمکعب در روز، و میدان دالان با ثبت افزایش یک و چهار دهم میلیون مترمکعبی، اضلاع دیگر تقویت شبکه بالادستی را شکل دادهاند. در پهنه غرب و شمال غرب نیز میدان تنگ بیجار با اضافه کردن نیم میلیون مترمکعب در روز به شبکه تزریق شده است. علاوه بر این، در میدان خارتنگ، حفر و راهاندازی دو حلقه چاه جدید ظرفیتی بالغ بر سه میلیون مترمکعب در روز ایجاد کرده است. در شمال شرق و استان خراسان رضوی، بهرهبرداری از نخستین حلقه چاه میدان توس، یک و نیم میلیون مترمکعب گاز را روانه خطوط انتقال کرده و گامی مهم در تقویت پایداری گازرسانی به استانهای سردسیر و انتهای شبکه به شمار میرود. همزمان، ورود چاه شماره نوزده میدان شانول با ظرفیت یک میلیون مترمکعب در روز، تکمیلکننده این زنجیره تولید پراکنده بوده است. تجمیع این آمارها بیانگر آن است که میادین گازی واقع در خشکی و شرکتهای نفت مناطق مرکزی موفق شدهاند مجموعاً بیش از هفده و نیم میلیون مترمکعب در روز به توان تولید گاز کشور بیفزایند که در مقیاس محاسبات موازنه انرژی، نقشی اثرگذار در مهار اوج مصرف مناطق پیرامونی و کاهش تلفات ناشی از انتقال مسافتهای طولانی دارد.
مدیریت در شرایط اضطرار
در کنار فرآیندهای برنامهریزیشده توسعه و حفاری، نقطه عطف کارنامه مدیریت بخش انرژی در این دوره، مدیریت شرایط اضطراری و پدافند غیرعامل بوده است. در اسفندماه سال هزار و چهارصد و چهار، وقوع رخداد بحرانی و آسیبدیدگی چهار پالایشگاه حیاتی در منطقه پارس جنوبی، شوکی مهیب به زیرساخت انرژی کشور وارد آورد، بحرانی کمسابقه که منجر به افت و از دست رفتن روزانه دویست و پنجاه میلیون مترمکعب گاز خام و فرآوردههای متناظر آن شد. بروز چنین رخدادی در یک شبکه وابسته به گاز، میتوانست به قطعی گسترده برق در سراسر کشور، توقف کامل صنایع زیربنایی و خاموشیهای سرد در فصول حساس منجر شود. با این وجود، فعالسازی سناریوهای مدیریت بحران، بازآرایی سریع خطوط لوله و اتصالات میانپالایشگاهی، و تمرکز تیمهای فنی و عملیاتی برای ترمیم و نوسازی تأسیسات آسیبدیده، توانست بخش اعظم این ظرفیت عظیم ازدسترفته را در کمترین زمان ممکن بازیابی کرده و به چرخه پردازش و شبکه سراسری مصرف بازگرداند. این آزمون عملیاتی نشان داد که تابآوری تأسیسات بالادستی تنها به احداث دکلها و حفر چاهها وابسته نیست، بلکه قابلیت پدافندی و سرعت بازیابی تأسیسات، رکنی بنیادین در امنیت ملی انرژی محسوب میشود.
تجدیدپذیرها
از نظر اقتصاد انرژی و تحلیل سیاستگذاری کلان، اگرچه اضافه شدن بیش از پنجاه و سه میلیون مترمکعب گاز از طریق چاههای جدید پارس جنوبی و میادین مستقل خشکی، دستاوردی فنی و ستودنی در شرایط سخت تحریمی و محدودیتهای مالی به شمار میآید، اما واکاوی ساختار تقاضای انرژی در ایران گویای واقعیتی تلخ است و آن اینکه؛ ناترازی گاز ساختاری عمیقتر از آن دارد که صرفاً با اقدامات سمت عرضه برطرف شود. شدت مصرف انرژی در کشور و راندمان نازل نیروگاههای حرارتی، اتلافهای مفرط در سامانههای گرمایشی بخش مسکونی، فرسودگی خطوط انتقال و عدم توسعه سیستمهای بازیافت حرارت در صنایع، سبب شده تا هر میزان افزایش تولید در چشمبرهمزدنی توسط تقاضای فزاینده و غیراقتصادی بلعیده شود. بنابراین، اگر جهشهای تولیدی ثبتشده در میدانهای دریایی و زمینی با سیاستهای منسجم و جسورانه بهینهسازی مصرف، اصلاح جریان قیمتگذاری گاز صنایع بر اساس بهرهوری، نوسازی ناوگان نیروگاهی و توسعه جدی انرژیهای تجدیدپذیر تلفیق نشود، رکوردهای تولیدی نیز پس از مدتی زیر بار سنگین رشد شتابان تقاضا رنگ خواهند باخت.
بازسازی سریع
بر اساس تجارب بهدستآمده از اجرای پروژههای فازهای پارس جنوبی، بهرهگیری از ایستگاههای تقویت فشار در میادین داخلی، و سرعتعمل ستودنی در بازسازی زیرساختهای پالایشی در مواجهه با بحران دویست و پنجاه میلیون مترمکعبی، حامل پیامی دوگانه برای نظام تصمیمگیری کشور است. از یکسو توان مهندسی بومی در اجرای عملیات پیچیده حفاری و تعمیرات اساسی به اثبات رسیده و راهکارهای زودبازده توانستهاند ترمز تشدید ناترازی را تا حدی بکشند، از سوی دیگر، افق سالهای پیشرو هشدار میدهد که تداوم حفظ تولید در میادین بزرگی همچون پارس جنوبی مستلزم سرمایهگذاریهای سنگین دهها میلیارد دلاری برای ساخت پلتفرمهای مگاواتی تقویت فشار گاز در دریاست. در کنار این ضرورت بالادستی، اصلاح ساختار معیوب و هدررفت مصرف در داخل مرزها، تنها ضامن پایداری دستاوردهایی است که با تلاش شبانهروزی متخصصان صنعت نفت و گاز بر روی سکوهای خلیج فارس و تأسیسات خشکی به ثبت رسیده است. استمرار این دستاوردها منوط به آن است که سیاستگذاران، پرونده انرژی را نه به عنوان زنجیرهای از تولیدهای بیوقفه برای سوزاندن غیربهینه، بلکه به مثابه ثروتی میاننسلی و پیشران توسعه اقتصادی بازتعریف نمایند.