شریعتمداری یکی از انقلابیون و فعالان رسانهای باسابقه کشور است که تقریبا همه فعالان سیاست و مطبوعات با دیدگاهها و نظریات او آشنا هستند وایبسا که همگان متوجه شده باشند که دامنه اثرگذاری او گاهی تا حوزههای تصمیمسازی هم کشیده میشود. او نشان داده که در حمایت از فعالان سیاسی به کسی چک سفید امضا نداده و هرجا که لازم دانسته وارد انتقاد از کسی شده که تا قبل از به عنوان حامی او شناخته میشده است. موارد متعددی را میتوان مثال زد که هر یک به تنهایی نشان دهنده استقلال رای شریعتمداری است و باید دانست که در فضای سیاسی کشور استقلال رای و داشتن اصول یکی از مهمترین ویژگیهایی است که یک فعال رسانه باید از آن برخوردار باشد. در سال ۸۹ و در دوره اول احمدینژاد، در حالی که هنوز نقار بین او و اصولگرایان اتفاق نیفتاده بود، احمدینژاد درباره نحوه برخورد نیروی انتظامی با مسائل مربوط به حجاب حرفهایی را مطرح کرد که بلافاصله با واکنش کیهان مواجه شد. کیهان نوشت: نمیتوان با این استدلال که معروف، معروف نشده از امر به معروف و نهی از منکر دست کشید. اهمیت این انتقاد به این است که در آن تاریخ کسی از میان اصولگرایان وارد انتقاد از احمدینژاد نمیشد. نمونه مهمتر یادداشت حیرت انگیزی است تحت عنوان «زندهباد کدام بهار؟» که حتی مخالفان کیهان و احمدینژاد را در بهت فرو برد، بهطوری که یکی از روزنامههای جناح سیاسی مقابل تاکید کرد که این انتقاد حتی برای مخاطبان کیهان هم غیر منتظره بوده است.
یک پیشنهاد حساس
چند روز قبل حسین شریعتمداری با توجه به موقعیت خاص ایران در منطقه و اشرافی که جغرافیا به این بخش از جهان داده است، پیشنهادی مطرح کرد. پیشنهاد او این بود که ایران میتواند کابلهای انتقال اطلاعات عبور از تنگه هرمز و خلیج فارس را قطع کند. قبل از هر سخنی باید دانست که کابلهای زیردریا اهمیت فوقالعاده و غیرقابل انکار دارند. بالغ بر ۹۹ درصد ترافیک اینترنت جهان از طریق کابلهای زیردریایی منتقل میشود و این شبکه علاوه بر اینترنت، برای ارتباطات مخابراتی، خدمات ابری، معاملات مالی و بسیاری از فعالیتهای اقتصادی حیاتی است. چند سامانه مهم از جمله AAE-۱، FALCON و Gulf Bridge International نیز از منطقه تنگه هرمز عبور میکنند که ممکن است منظور شریعتمداری همین کابلها بوده باشد. قطع این کابلها به احتمال بسیار زیاد اینترنت را در کشورهای جنوبی خلیج فارس بشد کند و بیرمق میکند و در نتیجه علاوه بر اینکه موجب کاهش ظرفیت ارتباطی میشود، خدمات ابری را مختل، تراکنشهای مالی را دشوار و به تجارت دیجیتال آسیب میزند. این خسارتها کاملا واقعی هستند و کسی نمیتواند آن را انکار کند. دقیقا به همین دلیل است که رویترز با اشاره به اهمیت کابلهای منطقه هشدار داد که آسیب به آنها اینترنت، تجارت الکترونیک و تراکنشهای مالی را مختل خواهد کرد. پیشنهاد قطع کردن کابلهای عبوری از تنگه هرمز و خلیج فارس با انتقادهای متعددی روبهرو شد و احتمالا برخی یادآوری کردهاند که این کار به دیگرانی آسیب وارد میکند که در این معادله قرار ندارند. شریعتمداری در پاسخ نوشته است: میگویید، سایر کشورها نیز آسیب میبینند! میگوییم؛ مگر جنایات آمریکا و متحدان پلیدش علیه تمام بشریت نیست؟ چرا به مقابله با آن بر نمیخیزند؟ پاسخ شریعتمداری نشان میدهد که از نظر او، آسیب دیدن کشورهای دیگر نمیتواند مانعی برای مقابله با آمریکا باشد؛ زیرا این کشورها نیز باید در برابر سیاستهای آمریکا ایستادگی کنند؛ بنابراین آیا نباید قبل از قطع کابلهایی که زندگی مردم منطقه را دچار مشکل میکند، آنها را نسبت به ماهیت مبارزه با آمریکا و لزوم مقابله با آن آگاه کرد؟ هرچند نکتهای در این بین وجود دارد که خوب است به آن پاسخ داده شود که اگر یک اقدام نظامی بتواند به دشمن آسیب بزند، اما در عین حال به میلیونها انسان غیرنظامی که طرف جنگ نیستند نیز آسیب بزند، آیا صرفِ وارد کردن خسارت به دشمن برای مشروع شدن آن اقدام کافی است؟ آنهم مردمی که هنوز به آن درک نرسیدهاند که باید با آمریکا مقابله کنند؟ به نظر میرسد که باید قبل از دست زدن به چنین کارهایی به سوالهای سادهتری پاسخ داده شود که اگر هدف آمریکا است که واقعا هم هست، دقیقاً کدام بخش از زیرساخت ارتباطی آمریکا با قطع کابلهای هرمز فلج خواهد شد؟
اهمیت جهت ضربه
درهم تنیدگی جهان اینترنت و پیوستگی که در آن شکل گرفته است، این گمانه را مطرح میکند که ایران هم از رهاورد قطع کابلهای تنگه هرمز و خلیج فارس بینصیب نخواهد ماند. ضربه احتمالی به کسب و کارها و ارتباطات دیجیتالی در ایران، چند سوال مهم دیگر را ایجاد میکند. آقای شریعتمداری، فرض کنیم اصل استفاده از کابلهای فیبر نوری بهعنوان اهرم فشار پذیرفته شده و مورد اجماع همه جریانهای سیاسی و مسئولان کشور باشد، سؤال این است که از نظر شما نقطهای که در آن «اهرم فشار بر دشمن» به «آسیب به خودمان و کشورهای دوست و همسایه» تبدیل میشود کجاست؟ دیگر اینکه اگر هدف، وارد کردن هزینه به آمریکا و متحدانش باشد، آیا میان قطع کابلهایی که بخشی از ترافیک جهانی را حمل میکنند و ضربه زدن مشخص به زیرساختهای طرف مقابل تفاوتی نیست؟ چون در حالت اول، ظاهراً دامنه آسیب فقط به طرف مقابل محدود نمیماند. کشوری که میخواهید علیه آمریکا با ما همراه شود، اگر نخستین تجربهاش از این اقدام، قطع اینترنت و اختلال بانکی و تجاری باشد، آیا به ایران نزدیکتر میشود؟ سوال مهمتر اینکه اگر قطع این کابلها باعث اختلال جدی در ارتباطات بانکی، تجاری، اینترنتی و خدمات دیجیتال کشورهای منطقه، از جمله کشورهایی شود که در این جنگ طرف ما نیستند، آیا این کشورها در نهایت آمریکا را مقصر میدانند یا ما را؟ و اگر نتیجه دوم باشد، آیا این اقدام به جای منزوی کردن آمریکا، نمیتواند برای آن کشورها انگیزه بیشتری برای همکاری با آمریکا علیه ایران ایجاد کند؟ آنهم در حالی که بهدرستی باید آنها را روشن کرد تا خوی جنایتکارانه آمریکا را درک کنند و به مقابله با آن برخیزند. با نظر به نوع نگرش حسین شریعتمداری به مسائل امنیتی کشور، کاش مدیرمسئول کیهان به این سوال هم پاسخ دهد که آیا این احتمال وجود ندارد که در شرایط خاص مرز بین توانایی وارد کردن خسارت با توانایی تبدیل آن خسارت به دستاورد سیاسی، از بین رفته باشد؟ تصور میکنم اینجا دقیقا جایی است که حسین شریعتمداری به عنوان طراح این ایده باید ابهامات را برطرف کند. باید توضیح داد که معیار موفقیت این ایده چیست و آیا خسارتی که به کابلها وارد میشود همان موفقیتی است که دنبالش هستیم یا امتیازی که بعد از آن از طرف مقابل میگیریم؟ روشن شدن ابعاد این طرح اهمیت غیر قابل انکاری دارد، چون این احتمال هست که امتیازی حاصل نشود و در عین حال هزینه سیاسی و اقتصادی آن به دوش کشور بیفتد و این احتمال آنقدرها بعید به نظر نمیرسد. در سیاست خارجی، صرف توانایی وارد کردن خسارت، به معنای برخورداری از اهرم فشار نیست. اهرم زمانی اهرم است که بتواند طرف مقابل را به تغییر رفتار یا پذیرش هزینهای مشخص وادار کند که بعید است از قطع کابلهای مورد نظر حاصل شود.